سرالکس فرگوسن در بخشي از کتاب خاطراتش درباره رايان گيگز و دوران جواني اش اينگونه نوشته است: هنگامي که رايان نوجوان بود، يک مدير برنامه ايتاليايي با من تماسي گرفت و پرسيد: “پسران تو به چه کاري مشغولند؟” پاسخ دادم: “مارک دارد ليسانس ميگيرد، جيسون به راديو تلويزيون رفته و درن اينجا يک کارآموز است.” او گفت: “گيگز را بفروش تا من آنها را ثروتمند کنم.” طبيعتا اين پيشنهاد را رد کردم . !