علی کریمی این بار در حالی به تیم ملی دعوت نمی شود که بارها و بارها طی ماه های اخیر، او و سرمربی تیم ملی در مصاحبه هایشان طوری در مورد یکدیگر و علاقه به همکاری دوباره با هم سخن می گفتند که بسیاری از علاقمندان به فوتبال کار را تمام شده می دانستند و علی کریمی را در پیراهن تیم ملی در برزیل تصور می کردند. کریمی بارها و بارها از علاقه اش برای کمک به تیم ملی در جام جهانی سخن گفت و این علاقه در بازی های وی نیز به خوبی قابل تمیز بود، به علاوه اینکه گفته می شد وی در جمع های خصوصی همواره از کارلوس کیروش به نیکی یاد می کند.از سوی دیگر نیز کیروش چندین بار در صحبت هایش کریمی را اسلحه پنهان تیم خود خوانده بود و یا در صحبت های دیگرش در پاسخ به چرایی عدم دعوت از کریمی در اردوهای قبلی کدهایی را مبنی بر حضور احتمالی جادوگر در اردوهای آتی داده بود. اما عاشقانه های کیروش و جادوگر سرانجامی جز وصال داشت و حالا در لیست منتشر شده نامی از علی کریمی به چشم نمی خورد، آن هم در حالی که مجتبی جباری با عصیانگری های همیشگی اش این بار از حضور در تیم ملی انصراف داده است و به واقع ترافیک بازیکن در پست کریمی به حداقل خود رسیده است. البته این فهرست نهایی تیم ملی نیست و هیچ تضمینی وجود ندارد که این نفرات به برزیل بروند و یا نفراتی که در لیست نیستند شانس حضور در جام بیستم را نداشته باشند، بنابراین همچنان امکان دعوت جادوگر به تیم ملی وجود دارد اما واقعیت ماجرا این است که عقلانی به نظر نمی رسد که کیروش بازیکنی را به استثناء لژیونرهایش برای جام جهانی بخواهد و در این اردو که به نوعی اردوی ماقبل آخر در مسیر جام جهانی به شمار می رود از او دعوت به عمل نیاورد.
اگر بخواهیم نه از منظر فنی بلکه از دید روحی و روانی به این تصمیم کارلوس کیروش نگاه کنیم می توانیم بگوییم با توجه به شخصیت کاریزماتیک علی کریمی قطعاً داشتن او در تیم ملی ای که حالا به نسبت سنوات گذشته بسیار کمتر از بازیکنان با چنین خصوصیات رفتاری بهره می برد و حتی کاپیتانش به نسبت سالیان قبل از مقبولیتی عام برخوردار نیست، بارها و بارها ضروری به نظر می رسد کما اینکه دیده ایم حضور بازیکنانی از این دست در بسیاری از کشورهای دیگر، هم برای تیم های ملی و روندی که در پیش دارند مفید به فایده شمرده می شود و هم برای مردمی که تمام امیدشان در روز و شب های جام جهانی به ساق های سربازان تیم ملی کشورشان گره خواهد خورد غنیمتی بی نهایت ارزشمند خواهد بود.

با نگاهی به لیست نفرات تیم ملی فوتبال کشورمان بیشتر پی می بریم که چه در این اردو و چه در مقاطعی چون واپسین دیدارهای مرحله مقدماتی جام جهانی، تیم ملی بیش از هر چیز دیگر یاری با تجربه و با مقبولیت مناسب در میان بازیکنان را فریاد می زند که از لحاظ داشته های روحی و روانی بالاتر از سایرین جای بگیرد و در یک کلام لیدری تمام عیار برای تیمش باشد و بتواند در مقاطع حساس با صحبت ها، نگاه ها و رفتارهاش، آشفتگی احتمالی روحیه هم تیمی هایش را سروسامان دهد و به عنوان بزرگ تیم عصای دست سرمربی شود، چیزی شبیه احمدرضا عابدزاده در مقدماتی جام 98، آنجا که در نبرد با ژاپن قدرتمند با وجود مصدومیت شدید کماکان با لبخندها و حرکاتش اجازه نمی داد تا روحیه تیم بیش از پیش به هم بریزد و دیگر گفتن از حرکات فوق العاده اش در نبرد تاریخی ملبورن تکراری شده است. مسلماً برای کسانی که عابدزاده را به خاطر می آورند نیاز تیم ملی به یک لیدر در جام جهانی بیش از سایرین ملموس خواهد بود. کما اینکه در مورد کریمی پیشتر در تراکتور هم دیده ایم که چطور می تواند بزرگ تیمش باشد و با رفتارهایش هم ضرب آهنگ تیمش را در دست بگیرد و هم به نوعی هوای جوانترها را داشته باشد و با کمک هایش به معنای واقعی برای آنها بزرگی کند.
اما از منظر فنی هم دعوت از جادوگر می تواند به مراتب قابل دفاع تر از دعوت نکردن وی باشد. با توجه به کنار رفتن مجتبی جباری از تیم ملی، عدم پذیرش دعوت تیم ملی از سوی هاسه گاوا و همینطور عدم دعوت از بازیکنی چون محرم نویدکیا، به نظر می رسد در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری تیم ملی به یک بازیساز 6 دانگ نیاز دارد. شاید کریمی نتواند با توجه به شرایط سنی اش در رقابتی چون جام جهانی در هر مسابقه کامل بازی کند اما بدون شک حضور وی در شصت یا هفتاد دقیقه از هر مسابقه هم می تواند علاوه بر همه مزیت هایی که پیشتر به آن اشاره شد، یکی از مهم ترین دغدغه های تیم ملی ایران را، که همان هافبک بازیساز خواهد بود، حل و فصل کند.

کاش کیروش نیز زودتر از اینکه زمانی برای پشیمانی نداشته باشد، تصمیمی دیگر بگیرد تا هم ضعف های تیمش کمتر شود و هم تیمش خواستنی تر شود. کاش او متوجه این موضوع باشد که همانطور که در کشورش فیگو، کاستا و کوتو نسل طلایی و به نوعی امید مل تشان بودند و با فوتبال شان زبان مردم شان می شدند، علی کریمی هم برای ما آخرین بازمانده نسل طلایی مان به شمار می رود و هرچند به صلابت جوانی اش نباشد اما هنوز هم می تواند با ساق های هنرمندش چشمان ما را مست فوتبال کند. کاش مرد پرتغالی که بعد از صعود تیم ملی مقبولیتی به مراتب بیش از گذشته از سوی مردم به دنبال خود می بیند، بداند که در حال حاضر، با وجود تلاش های عده ای برای تخریب شخصیت کریمی، او کماکان مقبول ترین فوتبالیست ایرانی به شمار می رود و حضورش در تیم ملی می تواند زمینه ساز روزهای بهتری در خرداد امسال باشد. ای کاش کیروش این فرصت را از ما، کریمی و فوتبال نگیرد، آخرین فرصت برای لذت بردن از جادوی یکی از تکنیکی ترین های تاریخ فوتبالمان، اگر نگوییم تکنیکی ترینِ آنها.



