برانکو زمانی به پرسپولیس آمد که نظم و انضباط و دیسیپلین برای هواداران پرسپولیس خاطره ای از گذشته و یک رویای دست نیافتنی بود باشگاه در هیچ زمینه ای ثبات نداشت برانکو به نحو احسنت این نقیصه را نه تنها برطرف بلکه تا حدودی با حذف صادقیان ریشه کن کرد.برانکو با حذف حاشیه ها به شکوفا شدن استعداد بازیکنان پرسپولیس سرعت بخشید. فرشته ی نجات ، پرسپولیس را به شکوه و جلال گذشته برگرداند. کار به جایی رسید که پرسپولیس برانکو بعد از نایب قهرمانی در فصول بعد به عنوان مهمترین شانس قهرمانی قدم به عرصه ی مسابقات لیگ گذاشت و اتفاقا قهرمان هم شد ولی اژدهای حاشیه سر از زیر خاک بیرون کشید و بهترین های پرسپولیس اسیر حاشیه شدند ، اضافه شدن ماهینی که در دوره اول حضورش در پرسپولیس موفق نبود و متعاقبا رفت و برگشت رضائیان و طارمی به ترکیه باعث شد رضائیان هم از پرسپولیس کنار گذاشته شود طارمی اما بخشیده شد اگر چه تیم هم قهرمان لیگ شد و هم در آسیا نتیجه گرفت اما نبود رضائیان از برندگی پرسپولیس به شدت کاست ،سال بعد داستان ترکیه دامن طارمی را گرفت تاثیر زیاد محرومیت طارمی، نیمه نهایی آسیا را به کام پرسپولیس زهر میکند برانکو صبرش تمام میشود و از خیر طارمی هم میگذرد علیپور در صدر گلزنان و پرسپولیس تقریبا قهرمان پیش از موعد لیگ اما دیگر تیغ پرسپولیس برانکو نمیبرد برانکو به بازیکنان جدید میدان نمیدهد آنچنان محافظه کار میشود که جدیدها پنالتی بگیرند پاس گل بدهند و حتی اگر گل بزنند باز هم دیده نمیشوند. انگیزه ی بازیکنان جدید رنگ می بازد درست مثل ساسان انصاری بازهم حرف رفتن است ، اینجا اگر عزیز مربی نباشید دیده نمیشوید مشخص نیست چرا بازیکنانی که برای تقویت تیم با نظر سرمربی با هزینه های گذاف جذب میشوند نیمکت گرم کن محض میشوند کم کم مشخص میشود برانکو در نقل و انتقالات آنقدر ها هم تبحر ندارد از آنطرف هیچ بازیکنی هم از تیم امید دیده نمیشود تا به تیم اصلی کمک کند برانکو نمیخواهد دست به ترکیب اصلی تیم بزند
پرسپولیس در طول لیگ اقتدار دارد اما پتانسیل عجیبی برای ناکامی در تمام بازی ها دارد حتی بازی هایی که با اختلاف میبرد تیم سوار جریان بازی نیست
پلان آخر حاشیه اما قبل از آخرین داربی نمایان میشود برانکو بازهم خودزنی میکند مسلمان از این به بعد نیست حال آن وسط میدان که در دوران برانکو هیچوقت در تسلط هافبک های پرسپولیس نبوده جولانگاه حریفان میشود یک بازیکن اینجا فقط پاس رو به عقب میدهد و میرود پشت سر مدافعین وسط جایگیری میکند تا مدافعین مجبور شوند زیر توپ بزنند آن یکی بخاطر بازی کردن این یکی به اجبار جلوتر بای میکند و از کار می افتد پرسپولیس در آسیا نقره داغ میشود مربعی متشکل از چهار بازیکن که اتفاقا به شکل غیر قابل تصوری محبوب سرمربی هستند بلای جان پرسپولیس شده اند انتقادات شروع میشوند برانکو قبلا هم ثابت کرده گوشش شنوای انتقاد نیست تازه انگار لجبازتر میشود دربی با تکرار اشتباهات سرمربی به بدترین شکل ممکن تمام میشود تیم انگار آنالیز نمیشود اشکالات را حتی یک هوادار ساده هم میفهمد اما مسئولین فنی هرگز، مدافعین کناری کند و ثابت بازی میکنند یکی از مدافعین وسط همیشه مستعد اشتباه کردن و اخطار گرفتن است دروازه بان روند نزولی دارد علیپور دیگر موقعیتی ندارد تعویض ها دیر انجام میشود پلن بی اصلا طراحی نشده این پرسپولیس زور گل زدن ندارد قابل پیش بینی بازی میکند خلاقیت و سرعتی هم در کار نیست هر تیمی اتوبوس بچیند کشتی پرسپولیس بهگل مینشیند انگار تنها تاکتیک سرمربی نظم و انظباط است برادر سرمربی هم آمده اما بعید است او چیزی برای اضافه کردن داشته باشد
آقای سرمربی ناظم مدرسه پرسپولیس بودنتان خیلی خوب است ولی لطفا کمی هم سرمربی باشید همه میدانند مربی بهتر از شما فراوان است اما با این وضع مدیریت بعد از شما بازهم گرفتار دوران قبل از شما هستیم لطفا انتقادات را بشنوید و کمی در افکارتان انعطاف پذیر باشید .