شاید خیلی ها برانکو را لجباز بدانند اما چیزی که از برانکو در ذهن من است دو موضوع بدشانسی و مظلوم بودن اوست ، بدشانسی که مانع قهرمانی او با تیم فوتبال ایران شد و مظلومیت هم در حالی که نتایج قابل قبولی کسب میکند اما ناملایمتی زیادی رو متحمل میشود .
قهرمانی تیم ملی امید در سال 2002 نوید بخش جرقه ای دیگر در دل فوتبال دوستان ایرانی بود ، نسل جوان ایران با مربیگری برانکو بر بام فوتبال آسیا ایستاد و شروعی بر داستان مرد کروات با فوتبال ایران بود.
میدان بعدی جام ملت های 2004 بود که شاید یکی از دوست داشتنی ترین تیم های ملی با ستاره هایی همچون کریمی، مهدوی کیا ، دایی و نکونام تحت هدایت برانکو برای افتخار آفرینی پای به مسابقات گذاشتند که شاید طلسم قهرمان نشدن ایران بعد از سالیان شکسته شود، بازی های هجومی دریبل های علی کریمی فرار های مهدوی کیا و حسین کعبی و گلزنی های دایی و کریمی ایران را به عنوان مدعی شماره یک قهرمانی در کنار ژاپن و کره قرار داد کره ای که بعد از شکست 6 گله در مقابل ایران با برد در مسابقات سال 2000 تسکین یافته بود ، این بار با 4 گل مغلوب ایران شد.
بازی نیمه نهایی در مقابل چین و داوری که خیلی با تیم برانکو سر دوستی نداشت، اخارج ستار زارع در دقیقه 48 و ضیافت پنالتی ها چیپ گل محمدی و تیرک مبعلی باعث باخت تلخ تیم برانکو شد تیمی که حتی برد پرگل مقابل بحرین و سوم شدنش یک شکست برایش محسوب میشد.
سال 2005 و رتبه پانزدهم برای تیم برانکو در رنکینگ جهان ، این امر که در تاریخ ایران بهترین رتبه بود در کنار صعود راحت به جام جهانی انتظار ها را از تیم برانکو بسیار بالا برد و هیچوقت کسی نفهمید چرا بعد از حذف ایران از جام جهانی عادل گفت خداحافظ تیم ملی و خداحافظ برانکو ایوانکویچ ، یکی از ناعادلانه ترین تغییرات در کادر فوتبال بر اساس تصمیمات احساسی اتفاق افتاد و یک بازگشت به عقب وحشتناک گریبان فوتبال ایران را گرفت .
مرد کراوات از فوتبال ایران جدا شد اما این پایان قصه نبود ، در فاصله ی جدایی با فوتبال ایران برانکو سرمربیگری دینامو زاگرب را برعهده گرفت و بدون حتی یک شکست این تیم را قهرمان کرد ، مرد رکوردها به سوپر لیگ چین رفت و تیم شاندونگ را با رکورد ۶۳ امتیاز قهرمان چین کرد. بازگشت او این بار نه در قامت سرمربی ایران بلکه برای هدایت باشگاه پرسپولیس، باشگاهی که مدت ها از اصل خودش دور شده بود و هوادارنش روزهای خوبش را فراموش کرده بودند ، در نگاه اول کسی بازی های هجومی تیم برانکو را به یاد نداشت و تصویری جز حذف تلخ از جام جهانی پیش روی هواداران نبود طوری که خیلی ها او را گزینه مناسب نمی دانستند اما برانکو آمده بود که فوتبال ایران را یک طرفه بکند و لیگ ایران را مثل کرواسی و چین به تسخیر خود در بیاورد ، در رقابت با مربی های داخلی این کار فقط نیارمند یک نیم فصل زمان بود. مرد کراوات که بارها مورد کم لطفی فوتبال ایران قرار گرفته بود این بار با دانش و تجربه بیشتر به فوتبال ایران برگشته بود . شروعی طوفانی با تیم پرسپولیس بازی های هجومی خیلی سریع هوادارها را با باشگاه آشتی داد طوری که بعد از قعرنشینی در جدول برانکو مورد حمایت باشگاه بود و فصل اول با وجود تفاضل قهرمان نشد ، تیمی که بعد از مدت ها رقیب سنتی را با ۴ گل شکست داد و در مقابل استقلال خوزستان چنان مقتدرانه بازی کرد که ویسی بعد از بازی گفت که تیمش هیچ حرفی در مقابل پرسپولیس نداشت . فصل بعد برانکو با ترمیم خطوط دفاعی پرسپولیس را با اقتدار قهرمان ایران کرد اما بازهم در نیمه نهایی آسیا این بار اسیر تیم قدرتمند الهلال شد . در فوتبال باشگاهی ایران که تاکتیک کمتر دیده می شود تیم برانکو یکی از تاکتیکی تری فوتبال ها را ارائه می دهد ، تصدیق کننده این مسئله رکورد های تیم برانکو هست که هر سال اقتدار بیشتری نسبت به فصل قبل دارد و تقریبا در حال رقابت با تیم فصل قبل خود است ، اما نکته جالب اینجاست که دوباره فوتبالی ها فراموش کرده اند گذشته نه چندان دور را ، و حجم انتقادات بسیار بیشتر از عملکرد برانکو است و این یک هشدار است که برای شخص من یادآور سال ۲۰۰۶ و برگشت به عقب فوتبال ایران است و مطمئنا هیچ پرسپولیسی دلسوزی خواهان این مسئله نیست . ضعف شدید مدیران در مدریریت بحران و انتخاب گزینه های بعدی ناچارا برانکو را به بهترین گزینه برای مدیریت پرسپولیس تبدیل می کند و قابل ذکر است که آزموده را آزمودن خطاست.
در حالی که انتقاد منصفانه برای هر سیستمی موثر است و فوتبال از این قضیه جدا نیست اما نکته ای که باید در این انتقادها مورد توجه باشد رعایت انصاف است وگرنه باعث تصمیم احساسی و ضرری جبران ناپذیر میشود، باید در کنار این انتقادها در نظر داشته باشیم که پرسپولیس برانکو تیمی بود که بیشترین ناداوری ها مخصوصا در فصل اول شامل حالش شد ، رفتن ناگهانی رضاییان و طارمی و سربازی عالیشاه و نورالهی در آخر فصل با درایت برانکو منجر به قهرمانی شد ، حجم زیاد حواشی و کنترل تمام این مسائل ، برنامه ۹۰ صحبت های طارمی و ترک کردن تیم ، محرومیت از نقل و انتقالات و اما بازهم نتیجه قهرمانی ، در انتقادات باید دقت کنیم که ما چه چیزی به طرف مقابل داده ایم و چه چیزی گرفته ایم که نه تنها در حال حاضر بلکه در همان بازه سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ کفه ترازو برای عملکرد برانکو بسیار سنگین تر است .
در روزهای پیروزی و قهرمانی حمایت از برانکو و پرسپولیس کمترین کار ممکن است چیزی که ارزشمند است حمایت از تیم در روزهای شکست است که هواداران پرسپولیس بارها این مسئله را نشان داده اند و امیدوارم در آینده باز هم مثل گذشته دلتنگ مرد کراوات نشویم .