دیروز یک سه شنبه عجیب در اروپا و غرب آسیا رقم خورد. به طرز خارق العاده ای ما شاهد فوتبال زیبایی در هر دو منطقه بودیم. صرف نظر از نتایج بازی ها هیچ تیمی ضد فوتبال بازی نکرد. هیچ تیمی بدون کیفیت بازی نکرد.
لیورپول که صعودش را قطعی کرده بود با تیمی مواجه شده بود که برای اعاده حیثیت می جنگید و می خواست جبران مافات کند. در سوی دیگر لیورپولی در کوران لیگ برتر و رقابت سنگین بر سر نایب قهرمانی نیاز به تمام مهره ها داشت و نگذاشت تلفاتی برای این بازی تشریفاتی بدهد.
استقلال در آسیا نیز همچو پورتو برای اعتبارش می جنگید. اعتباری که با ندانم کاری و خود همه چیزدان پنداری منصوریان و ... بر باد رفت. حماقت افتخاری اعتماد دوباره به منصوریان بود. حماقتی که با فاجعه شش بازی یک گل در فصل جدید به اثبات رسید. شفر ویرانه استقلال را تحویل گرفت و شروع به بازسازی پایه یعنی روحیه تیم کرد. سپس پست به پست تیم را ترمیم و ارتقاء داد و برای هر دقیقه از بازی برایشان برنامه تدوین کرد تا بردن استقلال براحتی زمان منصوریان نباشد. خط حمله نیز اعتماد به نفس دوباره ای یافت و بهترین خط حمله دور برگشت لیگ شد. حالا زمان انتقام از آن شکست تلخ، آن شب طولانی و بی پایان بود. شفر از کیفیت بازیکنان خود آگاه بود. از کیفیت عالی بازیکنان العین نیز آگاه بود و کری برد با تفاضل بالا نمی خواند چون نه کری که خیال پردازی و غیر حرفه ای گری تلقی می شد. در شب انتقام ما فوتبالی برنده بازی بودیم اما حوادث غیر فوتبالی باعث شد نتوانیم با برد زمین مسابقه را ترک کنیم. این مساوی که با کمک داور برای میزبان مغرور بدست آمد از باخت برایشان بدتر بود و باعث افتخار ما.
رئال نیز پس بازی برنابئو که درامی هپی اند بود به کارزار پارک دو پرنس آمد. حماقت ناصر الخلیفی همان حماقت دوباره افتخاری به یک بازنده ذاتی بود که در کامبک بارسا در نیوکمپ برای همگان الا ناصر به اثبات رسیده بود. تیمی پر از مهره های عالی که قهرمانی را به موناکوی خود ساخته واگذار کرد و ناصر همچنان به این مربی ناکارآمد اعتماد کرد. رکوردهای خرید را برایش جابجا کرد اما حریف شخصیت تیمی رئال نشد. حماقت دوباره ناصر آنجا بود که بعد از شکست در برنابئو همچنان به امری زمان داد و همان سه هفته پیش اگر یک مربی شجاع و با برنامه مثل انریکه را موقتا تا پایان فصل به جای امری می آورد می توانست سالروز 116 سالگی تاسیس رئال را به شبی غم انگیز برایمان تبدیل کند. عدم اقتدار امری و مدیریت این تیم کهکشانی از ابتدای فصل و زمان پیوستن نیمار و ام باپه آشکار بود. بهای بیش از حد به این دو ستاره بی نظمی و عدم هماهنگی تیمی بود که باید می پرداخت. در سوی دیگر رئال که از کوپا و لالیگا ناامید بود و عملا در هیچکدام شانسی نداشت تمام توانش را در لیگی گذاشت که در آن متخصص بود و با اوجگیری دوباره رونالدو بخت های رئال برای این بازی که همگان آن را به عنوان پیچ تند چمپیونزلیگ می دانستند باز شد و توانست با شجاعت هر دو بازی را برنده شود. نیمه دوم بازی دیشب اگر با دقت مهاجمان رئال همراه می شد می توانست با نتیجه ای به مراتب بهتر به پایان برسد. رئال با روحیه ای که از این برد بدست آورده در انتظار سخت ترین قرعه هاست تا هیچ شائبه ای در کار نباشد.
با سپس از دوستان