رستگاری برای ترسوها نیست. اجازه دهید با یک مثال آغاز کنیم: هرگز نمیتوانید یک خودرو فرمول یک را به دست یک راننده تراکتور بسپارید و از او بخواهید تا قهرمان جهان شود. اونای امری و عملکردش در پاریس مصداق بارز همین مثال است. ناتوانی در کسب عنوان قهرمانی فرانسه بعد از چندسال یکه تازیِ پاریسی ها و شکست تحقیر آمیز برابر بارسلونا، کارنامه مرد اولِ نیمکتِ پاریس در سال اول حضورش در این تیم بود، و حالا شکست برابر رئال مادرید همه آرزوهایِ مالکِ متمول این تیم را به هیچ تبدیل کرده است. پاریس به اونای امری و ترسش باخت؛ ترسی که در هر دو بازی تیشه به ریشه ی این تیم زد. تعویض های عجیب و غریب در هر دو بازی و ترکیب عجیب تر در بازی برگشت، جایی که تیم پاریس نیاز به برد داشت و سه بازیکن با خصوصیات تخریبی_تدافعی، همچون موتا، رابیوت و وراتی در مرکز میدان قرار گرفته بودند که در برابر خلاقیت میان دارانِ کهکشانی ها هیچ شانسی برایِ بازیسازی و حتی تخریب بازی حریف نداشتند. سردرگمی در همه خطوطِ پاریس مشهود بود و انگار هیچ کس نمیدانست چه نقشی را باید ایفا کند و در نهایت دنی آلوزِ پا به سن گذاشته تبدیل به پاشنه آشیل این تیم شد تا رویاپردازی پاریسی ها برایِ ایستادن بر بام اروپا در همان ابتدایِ راه به پایان برسد. بازی دیشب پیش از آنکه نبردِ دو تیم باشد؛ نبرد دو سرمربی و دو تفکر بود. شطرنجی که زیدان به راحتی حریفش را مات کرد. حریفی که از قبل در برابر ترسش کیش شده بود. پایان