واقعا قصد کل کل ندارم. در اینجا برای گفتن حرفم مجبورم اسمم تیم هایی رو بیارم که هوادارانشون ممکنه ناراحت بشن، ولی لطفاً منصفانه نگاه کنین بعد مدح یا ذمّ کنید. مرسی! وقتی راهنمایی بودم (شاید سال 1380) کسی طرفدار رئال یا بارسا نبود، همه اونموقع دور و بر آرسنال بودند (آرسنال شکفت انگیز آنری، پیرس، برگ کمپ، سیمن، لیونبرگ). همون زمان هم شنیده بودیم یه روس اومده چلسی رو خریده و براش برنامه داره و از این حرفها. سال بعد، تو ایران فقط دو تیم هوادار داشتن: آرسنال، چلسی. منچستر هم که داشت می خورد به فاجعه ی 7-2004. اونقد جو سنگین بود که حتی میلان و اینتر هم شده بودند فیوریت های دست دوم بچه ها. اما آنری و برگ کمپ رفتند و ونگر تنها شد. دیگه راستش من آرسنالی ای ندیدم. چلسی هم بعد از اینکه معلوم شد خرج زیاد لزوماً کیفیت عالی نمی آره تبش خوابید. با افول اینها، رئال و بارسا سر برآوردند. این اسپانیایی ها دوره ی شکوفایی اون انگلیسی ها یادمه تو لیگ راحت 3تا و 4تا می خوردن. کاسیاس رو یادمه همش رو زمین بود چون مجبور بود دایم شیرجه بزنه. دور، دور دپور و و النسیا بود. وقتی 8-2007 بود فکر کنم رئال با گل هیگواین و مربیگری لوکزامبورگو قهرمان شد یادمه خیلی متعجب بودم و البته خوشحال که بالاخره رئال داره جون می گیره. اما حالا هر طرف بچرخی هوادار رئال یا بارسا می بینی. و همینطور هوادار پاری سن ژرمنی که شاید اسمش از خاطرمون رفته بود. دوره ی ما از کسی می پرسیدی تو فرانسه هووادار کی هستی می گفت لیون. خب، الان هوادارهای لیون کجان؟ والنسیایی ها کجان؟ اصلاً چرا همه هوادار بارسا و رئال شدن؟ پاسخ در یک چیزه بنظرم (تأکید می کنم بنظرم): چون این تیم ها قدرتمندند و می تونن ضعف ما، ضعف هر روزه مون رو بپوشونن. وقتی میبرن احساس می کنیم شخصیت ما هم داره بالا میره. درست بهمین دلیله که ما سریع تیم عوض می کنیم ولی اروپایی ها اینطور نیستن. مثلاً چرا کسی باید تا ته عمر هوادار هال سیتی یا لستر سیتی یا برنلی باشه؟ چرا وقتی تیمشون میبازه تیم عوض نمی کنن و بازهم تشویقشون می کنن؟ ساده است، چون فوتبال برا اونا بیشتر تفریحه، چون اونقد ازادی و توانایی دارن که قدرت را در خودشون ببینن و نه در تیمی که انتخاب می کنن. تیم های قوی برای ما همون کاری رو می کنن که فردین برا پدرانمون می کرد: پسر جوان فقیر ( نماد ضعف) میره و با یه دختر پولدار (نماد قدرت) ازدواج می کنه. مردم می رفتن اینا رو میدیدن تا خود ضعیفشون که نمی تونست با دختری قوی ازدواج کنه رو یه جوری، بطور خیالی ارضا کنن. حالا بعضی هواداری ماها هم همینطوره. و اگه آزادی و موقعیت برابر اجتماعی نباشه تا من بتونم خودم رو به اونجایی که دوست دارم برسونم شک نکن که بچه ام هم طرفداریش بر همین منوال خواهد بود. فقط در چنین جامعه ایه که عشق و علاقه بر مبنای قدرت تعریف میشه و نه برمبنای عشق و علاقه ی واقعی و ابدی. چرا با شکست تیممون بهم می ریزیم؟ چون انگار ابزار قدرتمون از کار افتاده. چرا اروپاییه با اینکه تیمش میره دست چهار سرشکسته نیست؟ چون قدرتش در خودشه و نه در تیمش؛ بنابراین فوتبال فقط براش میشه سرگرمی و نه اعصاب خردی!