تیم سپیدپوش شمال لندن پس از مدت ها از زیر سایه همشهری های نام آورش بیرون آمده و خودی نشان داده است. آرسنال که بعد از تحول دهه نود و آمدن ونگر رقیب سرسخت منچسترِ یکه تاز شده بود کم کم با ظهور چلسی و قدرت مالی فراوان آبراموویچ قافیه را به حریف باخت و نتوانست از شکوه و توان چند ساله اش نشانی داشته باشد. آرسنال در هایبوری همیشه سرزنده و با میل به پیروزی بازی می کرد ولی آغاز فروپاشی شان از هزینه های سرسام آور ورزشگاه امارات شروع شد. آن ها مجبور به فروش ستارگان خود شدند. این اتفاق آنها را تبدیل به آکادمی باشگاه های قویتر و متمول تر کرد که بازیکن با استعداد و جوانی توسط آنها خریده می شد و وقتی به شکوفایی و اوج می رسید به ویترین فروش می رفت. وقتی ثبات تیمی و تاکتیکی ونگر از فروش بازیکنان کلیدی به هم می خورد و نمی توانست فروغ حداقلی در لیگ برتر داشته باشد دوباره ریزش بازیکنان دیگرش ادامه یافت و برای جایگزینی جاهای خالی باید ستارگان و بازیکنان رو به افول را می خرید. آنها تیری آنری، اشلی کول، فن پرسی، آدبایور، نصری، فابرگاس و... را فروختند و ولبک، پیتر چک، سانچز، اوزیل و... را خریدند. سیاست مدیرین باشگاه حضور در لیگ قهرمانان و دریافت درامدهای هنگفت این بازی ها بود نه قهرمانی. چیزی که مورینیو بعد از برگشتن به چلسی گفت" هشت سال از رفتن من می گذرد و اوضاع جزیره فرقی نکرده و همچنان ونگر یک قهرمانی هم بدست نیاورده. " چلسی ولی با قهرمانی های خوبش طی قرن بیست و یکم خود را همیشه یکی از قدرت های اصلی جزیره معرفی کرده و نگذاشته هم عطش کسب جام و هم ضعف مالی ستارگان آنها را از چنگشان درآورد. آنها در طی سالهای گذشته همواره با سیتی، لیورپولو آرسنال در جدال بودند و نیم نگاهی به قهرمانی در چمپیونزلیگ هم داشتند. چلسی طی این سالها از مشتری نقد در بازار و جیب پر به تیمی با برنامه و محتاط در خرید تبدیل شد و سعی در خرید استعدادها و شکوفا سازی آنها داشت. عدم ثبات نتیجه گیری ولی منجر به عدم ثبات آنها در نیمکت شده و آنها مرتب هر دو سه سال یکبار دست به تغییر کادر فنی می زنند و هر بار کسی که تا سال قبل ناجی تیم بود به یکباره عامل سقوط تیم قلمداد می شود. در کنار این رقابت های ( سیتی_ لیورپول_چلسی_آرسنال ) جزیره تیمی با چراغ خاموش در حال حرکت بود و با آرامش و اعتماد به تیم و کادر فنی و بدور از هیاهو شروع به پیشرفت کرد. " تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاتـــــــــــــــــــــــنهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام " دانیل لوی با اعتماد راسخ به تیم و بازیکنان کمتر اورریت شده بازار شروع به تیم سازی با مدیریت مربی خوش فکر خود یعنی پوچتینو کرد. استراتژی او در فروش بسیار روشن است < می خرم، نمی فروشم > در سایه این روش او تیمی با بازیکنان خوبی ساخته که در گروه خود در لیگ قهرمانان اول شدند. فینالیست سال پیش را در زمین خودش زمینگیر کردند و بازی قهرمانانه و بسیار پویا و شجاعانه ای در بازی برگشت انجام دادند و در دقایق اندکی اسیر بازی هوشمندانه یووه شدند. تماشای بازی تاتنهام بدون آن چند دقیقه غافلگیری شان ما را به این نتیجه می رساند که در صورت صعود از دیوار یووه حداقل تا نیمه نهایی حق اسپرزهاست. آنها تا همینجا هم با ماجراجویی پیش آمده اند و آینده ای درخشان در سالهای پیش رو در انتظار آنهاست. تنها چیزی که می تواند خللی در این تیم ایجاد کند یک موضوع است: فروش بازیکنان اصلی و کلیدی تیم. در حال حاضر ترکیب و نفرات تیم از این قرارند: هوگو لیوریس کیرن تریپیر دنی رز توبی آلدروایرلد فرتونگن داوینسون سانچز سون هئونگ-مین هری کین (کاپیتان دوم) اریک لاملا ویکتور وانیاما میشل ورم ژرژ-کوین انکودو اریک دایر موسی سیسوکو فرناندو یورنته موسی دمبله دله الی خوان فویث کریستین اریکسن جاش آنوما سرژ اوریر هری وینکس بن دیویس همانطور که می بینید تیم بقدری عالی بسته شده که در هر پست یک الی دو بازیکن خوب و عالی در اختیار دارد. یعنی حداقل ده الی پانزده بازیکن در کلاس جهانی. موضوع نگران کننده ساخت ورزشگاه جدیدشان است که هزینه سنگینی روی دوش باشگاه می گذارد و البته بلند پروازی های بعضی بازیکنان که می خواهند در اوج فوتبالشان حضور در تیمی که موفقیتش تضمینی و جام بردنش قطعی را تجربه کنند. تابستان امسال بود که اریکسن از پیشنهاد احتمالی بارسا احساس شادی و افتخار کرد یا لینک شدن هری کین به رئال که یادآور گرت بیل و مودریچ برای هواداران تات است. چیزی که باعث قوت قلب آنهاست ولی اراده محکم لوی برای حفظ ستارگان خود است که امیدوارند بتواند در مقابل پیشنهادات تابستان سال آینده مقاومت کند و به سرنوشت موناکوی سال گذشته و آرسنال دچار نشود. لوی همچون قلعه ای رسوخ ناپذیر راه را به همه بسته و خود بسان فرمانده ای شجاع روی برج و باروهای آن نگهبانی و مراقبت می دهد. حقیقت این است که گرفتن بازیکن از چنین مدیری کاری تقریبا محال است و اصرار بیش از حد بازیکن شاید بتواند با مبلغی سنگین او را متقاعد کند.