من همسن این جونورا بودم ده صبح بایه توپ میرفتم بیرون ده شب برمیگشتم خونه :| خیلیم میخواستم به خودم حال بدم پنجشنبه ها یه لیوان شیرموز میخوردم شبشم ادامه ماجرا... (الانشم همینم البته?? )