یادش بخیر ، دوران کودکی و نوجوانیم رو با این گذروندم ، قشنگ یادمه مجنون این داستان شده بودم ، شبا خواب و کابوس میدیدم ، همیشه دوس داشتم یکی از این ماشینک ها رو داشته باشم ، مدام نقاشی میکردم و طراحی میکردم اینا رو ، دوستام و خانوادم فکر میکردن دیوونم حتی یه بار یه تیم رباتیک اومد سراغم(تو مدرسه معروف شده بودم به این انیمیشن و این ماشینکا) اما قبول نکردم برم تو فاز رباتیک و الکترونیک کاش ژاپنی بودم :((