اگر یک ذره... فقط یک ذره فضای باز و آزاد تو این سایت باشه این متن نباید پاک بشه.. همونجوری که نویسنده هاتون هر حرفی رو میزنن ... ما هم بدون توهین میتونیم بزنیم. ابتدا شانتاژ خانوم اشک ریز رو بخونید و بعدش این متن رو .... یک عمر مانده است ، من شقایق اشک ریز هستم ،من از نسل علی کریمی هستم , من توانایی نوشتن دارم من میتوانم با کلمات بازی کنم و جو را به سمت کسی که دوست دارم ببرم من در ابتدای مقاله ام با منفی نشان دادن گذشته ذهن نویسنده را به عمق چاه میبرم , سپس برای اثبات بی طرفی از کسی که میخواهم او را خرد کنم تعریف میکنم و ناگهان با آمیختن کلمات و آرایه های ادبی با نام فرد مورد علاقه ام ذهن خواننده از عمق چاه به آسمان میبرم... من پروپاگاندا هستم .... من یک نویسنده ماهر هستم. من از تمام حربه های نویسندگی برای جهت دادن به ذهن مخاطب استفاده میکنم.. من روزهای بد ایران را به یاد مخاطب می آورم. من گذشته را یک جهنم نشان میدهم ... جهنمی که یک نفر مثل پیامبر آمد و آن را بهشت کرد. پیامبری که فقط به فکر ما بود. من از یک ناجی حرف میزنم. من در مقاله ام از "پسرک" ناراحت استفاده میکنم.. استفاده از احساسات خواننده. من با ناجی این داستان . اشک های پسرک را هم پاک میکنم... پست ترین کار ممکن.. استفاده از احساسات خواننده من یک پروپاگاندا هستم من فرد مورد علاقه ی خودم را قدیس معرفی میکنم.. من او را یک ایرانی خطاب میکنم . من به او شکل میدهم. او را معصوم میکنم . او در ایران پیر شده و موهایش را سفید کرده .. او فداکار است. او عاشق چشم و ابروی ماست که مانده... او یک ایرانی اصیل است.. او مصدق است . او ملی ترین شخصیت تاریخ ایران است مهم نیست اگر مارا مار و عقرب خواند مهم نیست اگر اسطوره مارا بزدل خطاب کرد مهم نیست اگر تمام دستیاران ایرانی را به بدترین شکل بیرون کرد. مهم این است که من نویسنده ی خوبی هستم. من با کلمات به فکر شما جهت میدهم.. من در بحبوحه ی دعوای برانکو و کیروش , طرفداران پرسپولیس را نمک نشناس و بی حیا می نامم. من که بدون هییچ مدرکی و فقط به واسطه ی بکار بردن آرایه های ادبی به جایی رسیده ام به تعویض های برانکو لقب "ذوالفقاری" میدهم... اما اجازه ی کوچک ترین انتقاد را به قدیس خود نمیدهم. اصلا مگر قدیس ها قابل انتقادند ؟ من تیتر میزنم حرامزاده ها , من زنده ام... 90 روز به جام جهانی مانده است . من برای بار هزارم در دعوای دیگری بین علی کریمی و کیروش , مقاله ای مینویسم. مقاله ای پر از سفسطه پر از مظلوم نمایی پر از اغراق , من حتی در دعوای کریمی و کیروش بی جهت از نام برانکو استفاده میکنم.. من در این مقاله هم از کینه ام از برانکو دست نمیکشم. ........ ........ ....... 90 روز مانده است. من شایان جراحی هستم... من هم توانستم در 10 دقیقه یک متن بنویسم. در یک متن فقط و فقط با کلمات بازی کنم... اما حداقل از کلمات احساسی برای جهت دادن به فکر مخاطب استفاده نکردم... حداقل با حس وطن پرستی ذهن مخاطب را حهت ندادم. من از نسل علی کریمی هستم . من از او یاد گرفته ام حرفم را بزنم اما نامرد نباشم. من از نسل او هستم نه شما خانوم نویسنده :) 90 روز مانده است. 90 سال مانده است . 90 قرن مانده است ... تا امثال کریمی به مغلطه گر ها پیروز شوند شایان جراحی