دیوید مویس اولین اخراجی از اخراجی های اینده یونایتد... این فصل اولین فصل از فصل های کابوس بار اینده... 45 سال پیش در چنین روزهایی "سرمت بازبی بزرگ" پس از 24 سال مربیگری یونایتد در اوج قدرت و شهرت از منچستر و مربیگری خداحافظی کرد و جای خود را به "ویلف مک‌گینس" بازیکن سابق منچستر و شاگرد خود در منچستر داد. (مک گینس از جمله بازیکنان جوان و مستعد باشگاه بود که در حادثه 1958 مونیخ حضور داشت و بدلیل جراحت در ان حادثه در اوج جوانی(22سالگی) از فوتبال خداحافظی کرد.) "ویلفرد" در حالی جانشین "بازبی" شد که بار سنگین قهرمانی های پرشمار او را به دوش میکشید. در ان سالها منچستر به تیمی فراتر از یک باشگاه معمولی تبدیل شده بود."بازبی" توانسته بود با بازیکنانی نظیر بست و چارلتون امپراطوری خود را گسترش دهد و مدعی اول تمام جام ها باشد. هواداران منچستر خود را پادشاه مطلق بریتانیا و اروپا میدیدند و جشن قهرمانی پایان فصل برای ان ها به یک تفریح تبدیل شده بود. طرفداران یونایتد فکر همه چیز را میکردند بجز جدایی "سرمت بازبی". "بازبی" با این فکر که نسل با استعداد و خوبی در تیم وجود دارد سال 1969 را بهترین زمان برای رفتن و سپردن این یونایتد قدرتمند به یک مربی جوان دانست. "سرمت بازبی بزرگ" رفت "ویلف مک‌گینس" جوان با انتخاب مرد همه کاره ان روز های یونایتد, "بازبی" امد... اشتباه ها از همان اغاز شروع به نابودی میراث "بازبی" کرد. "ویلفرد" کار خود را خوب اغاز نکرد.اما میتوانست با زمان خوب شود. تماشاگران در انتظار قهرمانی فصل را شروع کردند.انتظاری احمقانه و ویران کننده. "ویلفرد" تنها بود.حتی از مثلث طلایی ان روزهای یونایتد هم خبری نیود. بست پیر شده بود.لاو پیر شده بود.چارلتون پیر شده بود. "ویلفرد" تنها در بین طرفداران افراطی یونایتد ان زمان. "ویلفرد" یک نیم فصل کابوس بار را سپری کرد تا اینکه اشتباه بعدی فرا رسید. به "ویلفرد" حتی یک فصل کامل هم فرصت داده نشد. "ویلفرد" اخراج شد."سرمت بازبی" برگشت و بار دیگر خودش سکان هدایت یونایتد را در دست گرفت. اما دیگر از شیاطین معروف دهه شصت خبری نبود. در پایان این فصل منچستریونایتد در رتبه 8 جدول لیگ دسته اول انگلیس قرار گرفت تا طرفداران و مدیران یونایتد تاوان اشتباهات و بی فکری خود را بدهند. در پایان فصل 1969-1970 "بازبی" برای بار دوم و اخرین بار از یونایتد خداحافظی کرد تا طرفداران یونایتد با ترس در انتظار اینده باشند. کابوس واقعی اغاز شد... تیمی که 3سال هم از قهرمانیشان در جام باشگاها نمیگذشت نه تنها دیگر برای قهرمانی در لیگ نمیجنگید بلکه تنها برای بقا در لیگ و حفظ ابرو تلاش میکرد. یونایتد در 3سال 3مربی تغییر داد و این موضوع هرروز منچستر را ضعیف تر میکرد. یونایتد تا فصل 1973 به لطف وجود مثلث طلایی خود توان رقابت در میانه جدول را داشت اما با رفتن "لاو" و خداحافظی "چارلتون" در فصل 1973 و رفتن بست در 1974 تنها نامی از یونایتد باقی مانده بود و تنها پس از 6سال از قهرمانی جام باشگاها و 4سال بعد از رفتن "بازبی" یونایتد به دسته دوم انگلیس سقوط کرد و کابوس طرفداران یونایتد کامل شد. تصمیمات اشتباه,بی ثباتی و انتظارات بیش از حد طرفداران از عوامل افت شدید یونایتد و سقوط این تیم به دسته دوم انگلستان بود. این سقوط یک فصل بیشتر به طول نینجامید و در فصل 1974-1975 منچستر با قهرمانی در لیگ دسته دوم انگلستان به سطح اول فوتبال بازگشت. اینبار یونایتدی ها کمی محتاط تر بودند و سعی در بوجود اوردن ثبات در تیم داشتند. مربی اخراج نمیکردند اما نتیجه هم نمیگرفتند.منچستر دیگر به یک تیم معمولی تبدیل شده بود و طرفدارانش حسرت بی صبری خود در اواخر دهه60 را میخوردند. اما گذشت.با همه تلخی ها و سختی ها. گذشت تا به سال 1986 رسیدیم. "فرگوسن" اسکاتلندی جانشین "اتکینسون" انگلیسی شد... "فرگوسن" کار خود را با یک جمله اغاز کرد:"من به اینجا اومدم تا اون لیورپول لعنتی را زیر خودمون بکشم"!!! جمله ای که برای هواداران یونایتد خوشایند بود.اما برای لیورپولی ها حرفی احمقانه و متوهمانه بیش نبود. فرگوسن در 3سال ابتدایی کار خود هیچ جامی بدست نیاورد. "فرگوسن" متوهم هم در استانه اخراج بود.یونایتدی ها میگفتند همینطور میخواهد لیورپول را به زیر بکشد؟!! هیچکس نمیدید فرگوسن در حال اتجام چه کاری است. به همین خاطر او در استانه اخراح و تکرار اشتباه از سوی مدیران یونایتد بود. اما کسانی بودند که از اشتباهاتشان درس گرفته بودند."بازبی" و "چارلتون" از مدیران باشگاه و طرفداران خواستار دادن زمان به "فرگوسن" شدند... دهه 90 با قهرمانی جام حذفی برای "فرگوسن" و منچستر اغاز شد.این اولین جام "فرگی" برای به زیر کشیدن لیورپول بود. فرگوسنی که در استانه اخراج بود توانست یونایتد را به یک ابرقدرت تبدیل کند.یونایتد دیگر حریفی نداشت.بریتانیا و اروپا در دستان "فرگی" و شاگردانش بود."فرگوسن" متوهم به قولش عمل کرد و لیورپول را به زیر کشید. اما این جام ها فقط از ان فرگوسن نبود. این ها نتیجه صبوری هواداران و اعتماد مدیران باشگاه به مربی بود. فرگوسن 26 سال در اولدترافورد فرمانروایی کرد و بالاخره در 71 سالگی و پس از قهرمانی در لیگ برتر انگلیس در فصل 2012-2013 از یونایتد و دنیای فوتبال خداحافظی کرد. فرگوسن جانشینش را خودش انتخاب کرد. "دیوید مویس" سرمربی 50 ساله اورتون جانشین "سرالکس فرگوسن بزرگ" شد... اشتباه ها تکرار شد... فرگوسن زمانی منچستر را تنها گذاشت که فکر میکرد تیمی با استعداد و کامل را در اختیار مربی بعدی قرار داده است.اما اشتباه میکرد. در ابتدای فصل فرگوسن و اسطوره های منچستر با گفتن جمله:"تنها یک جام برای فصل اول کافیست" فشار را بر روی "مویس" بیشتر کردند. هواداران اشتباه پدران خود را تکرار کردند.هواداران از همان ابتدا فشار را بر روی "مویس" و بازیکنان متوسط را بیشتر کردند و از این تیم بیشتر از انچه که بود انتظار داشتند. رسانه ها هم اشتباهی عمدی انجام دادند.رسانه ها تماشاگران را نسبت به مویس بدبین کردند و با الفاظ خود مویس و تیمش را نابود کردند. این اشتباه ها نتایج خوبی در بر نداشت.هنگامی که منچستر در جمع 4تیم بالای جدول بود از همه طرف به "مویس" و تیمش حمله میشد و ان را برای منچستر حقیر و کوچک جلوه میدادند. نتایج هر روز بدتر میشد و مویس هم هر روز شکسته تر.هرکس برای دفاع از خودش مویس را تخریب میکرد و این مویس بود که باید پاسخگوی اشتباهات مجموعه باشد. اما بزرگترین اشتباه امروز بود... دیوید مویس اخراج شد!!! مگر مدیران باشگاه ندیدند که چه بر سر منچستر امد وقتی که پس از "بازبی" مربیان یک به یک اخراج شدند؟! داستان امپراطوری "سرمت بازبی" و "سرالکس فرگوسن" متفاوت نیست. "ویلف مک گینس" 45سال قبل قربانی بی صبری مدیران باشگاه و طرفداران شد.و حالاهم "دیوید مویس" قربانی اشتباهات مدیران و بازی های کثیف رسانه ای شد. 45سال قبل پس از رفتن "بازبی" منچستر در عین ناباوری تبدیل به یک تیم میانه جدولی و سپس دسته دومی شد. داستان امسال تکرار داستان 45سال پیش است. هنوز هم از اشتباهات در نگرفته ایم... حقمان است که ببینیم "تاریخ تکرار میشود" (؟) پ.ن:از موقعی که خبر اخراج مویس شنیدم اعصابم ریخت بهم. نشستم اینو نوشتم چونکه فکر میکنم داره همون بلایی سرمون میاد که 40سال پیش اومد. منچستری ها ام نظرتون بگید. بازم میتونیم به قدرت سابق برگردیم؟.