مورینیو در مصاحبه بعد از باخت برابر سویا، سعی کرد تاریخ منچستر در اروپا رو مورد حمله قرار بده. در مصاحبه بعد از بازی با برایتون، بازیکنهای تیمش رو بی شخصیت نو ترسو نامید و خودش رو وارث بی گناه یک تیم بد. اما میراث خود خوزه برای منچستر چه خواهد بود؟
منچستر در پنج سال آخر فرگوسن - از 2008 تا 2013 - سه بار به فینال چمپیونز لیگ رسید. البته بدون خرج کردن 300 میلیون پوند. در سال آخر فرگوسن، رئال با یک داوری مشکوک و به شکلی بسیار دشوار تونست یونایتد رو در یک چهارم حذف کنه. با این حساب در ده سال اخیر - از 2008 تا 2018 - منچستر به اندازه رئال ، بارسا و بایرن مونیخ یعنی دقیقا سه بار به فینال چمپیونز لیگ رسیده. احتمالا برای کلمه ی سنگین «میراث» در نظر گرفتن ده سال بسیار منطقی تر از سه یا چهار سال هست. منچستر بر خلاف چیزی که مورینیو تلاش کرد نشون بده، حتی با وجود ناکامی ها اخیر، در یک مقیاس ده ساله و از نظر آماری همچنان جز بهترین تیم های اروپا بوده.
اما بنظرم تعریف درست از میراث این هست: در چلسی طرفداران از خوزه متنفر هستند. اونها با بهترین مربی تاریخشون به مشکل خوردن و در استمفورد بریج او رو هو می کنند. در فصل سوم تقریبا بخش بزرگ ترکیب تیم در برابر خوزه قرار گرفت و اوضاع بصورت کامل از دست مربی خارج شد. در رئال کل باشگاه، از هوادار گرفته تا بازیکن در فصل سوم در برابر خوزه قرار گرفتن. تیم و رختکن و جو ورزشگاه اصلا دل خوشی از مربی نداشت. در دو تجربه آخر مربیگریش، خوزه در فصل سوم هم از رئال اخراج شد و هم از چلسی، بنابراین اگر از منچستر هم اخراج بشه، این اتفاق قبلا افتاده و اصلا چیز جدیدی نخواهد بود.
فکر می کنم بعد از مصاحبه دیشب، کسانی که حمله خوزه به تاریخ باشگاه بعد از افتضاح برابر سویا رو تلاش برای برداشتن فشار از دوش بازیکنان تحلیل کردن، باید تحلیل خودشون رو اصلاح کنن. خوزه به شکلی آشکار در هر دو مصاحبه احساساتی و خشمگین بود. او مربی شکست خورده ای بود که داشت به هر چیزی چنگ می زد که فقط فشار رو از رو دوش خودش برداره. اول به تاریخ باشگاه، و بعد به تیم. خوزه در رئال و چلسی، دو تجربه آخرش، ثابت کرده که وقتی فشار روش به اوج میرسه، شبیه به یک سلول سرطانی به خود باشگاه حمله می کنه. تصور روزی که خوزه در یک مصاحبه بازیکنان منچستر رو به خیانت به خودش متهم کنه، برای من اصلا دور از ذهن نیست.