از همان روزهای اول مخالف آمدنت بودم, مگر قرار بود چکار کنی؟ وقتی با قلعه نویی در یک چهارم به کره باختیم آن هم در پنالتی, همگان بر او حمله ور شدند از روزنامه نگار بگیر تا بقال سرکوچه که چرا دروازه بان را تغییر داد و... انگار تقصیر او بود که مهدوی کیا توپ را به سمت دروازه قل داد انگار تقصیر او بود که طالب لو مسخره ترین نمایش خود را در مقابل پنالتی ها نشان داد چیزی که هیچکس باور نمی کرد, زمان قطبی نیز وقتی داور خطای پنالتی روی خلعتبری را نگرفت و وقتی در وقت اضافه مسعود شجاعی بجای اینکه توپ بازیکن کره را بگیرد کتف خودش را مانند سوسولها گرفته بود و همان توپ گل شد همین مردم دوباره به او حمله کردند که چرا ... ؟ میدانی چرا؟ چون این مردم عاشق نمایش و ریا هستند عاشق اینند که فردی مشتهایش را گره کند حالا این موضوع که آن فرد نه ایرانی است و نه فارسی صحبت میکند مهم نیست, مهم نیست که تمام افتخاراتش را به لطف بازیکنهای دو رگه بدست آورده, راستی کدام افتخارات, بردن پاناما و تساوی با شیلی آنهم در بازی دوستانه یا باخت آبرومندانه به آرژانتین شاید هم ثبت شدن در کتاب گینس یا رتبه در رده بندی فیفا, البته باخت های جالبت مقابل عراق و لبنان نیز از یادمان نرفته است. تو این مردم را به خوبی شناخته ای, مردمی که از نظر من بدبختند ولی از نظر تو حقیر وساده لوح, مردمی که بیشتر از آنکه به فکر حال و آینده باشند, غرق در گذشته اند, چند دهه است که به یاد همان گذشته, گذشته ای که احتمالا فقط شنیده اند ستاره سازی میکنند خود را بهترین تیم ملی آسیا میدانند در صورتی که چند دهه از آن قهرمانی گذشته و ما هنوز به فکر گذشته ایم, البته امیدی به آینده نباید داشته باشیم تیمهای دولتی, امکانات ضعیف و از همه مهمتر "امید کاذب مردمی خوش باور". در پایان حقوق تو از بیت المال تأمین میشود یعنی از حق من و من راضی نیستم و یک چیز دیگر لطف کن بعد از آنکه در مرحله گروهی و در مرحله یک چهارم جام ملتهای آسیا حذف شدی برو, البته حتما نمیروی چون هنوز جزیره های زیادی مانده تا با پول من وامثال من بخری پیرمرد موزامبیکی.