با توجه به اینکه نظام خانواده از نظر اجتماعی، اقتصادی و روانشناسی تعریفهای متفاوتی دارد اما خانواده را میتوان کوچکترین واحد تشکیلدهنده یک اجتماع دانست و اگر این عضو کوچک عملکرد درستی داشته باشد به تبع عملکرد جامعه نیز مثبت خواهد بود.
این نهاد اجتماعی کوچک میتواند کارکردهایی مهمی داشته باشد که یکی از اصلیترین کارکرد نظام خانواده رسیدن به یک تعامل روحی و فردی است.
یک کشور بر اساس سه عنصر جمعیت، خاک و دولت است و هماهنگی این سه عنصر به قدرتمند بودن یک کشور کمک شایانی میکند بنابراین نظام خانواده از منظر کارکرد سیاسی در بحث عنصر جمعیت تاثیر بسزایی دارد.
فرآیند جهانیشدن خانواده، منجر به آسیبپذیری آن میشود، عقد و توافق بین دو نفر یک خانواده را تشکیل میدهد که نحوه تشکیل و اداره این خانواده و یا حتی نحوه از هم پاشیدهشدن آن از الگوهای خاصی پیروی میکند.
در شرایط کنونی جامعه ایران نیز به سمت جهانی شدن حرکت میکند، امروز الگوی زندگی، پوشش، تغذیه، تکلم و اطلاعرسانی در بین مردم در حال تغییر است که به تبع آن، خانواده نیز متاثر از این تغییرات بوده و متاسفانه با شرایط فعلی در حال جدا شدن از الگوهای ریشهای خود و حرکت به سمت الگوی واحدی در دنیا است.
آسیبپذیری خانوادهها با فاصله گرفتن از الگوهای اصیل خود که ریشه در فرهنگ ملی و مذهبی دارند، بیشتر میشود و تجربه نیز ثابت کرده نظام خانواده با حفظ الگوهای ریشهای خود پایدارتر است که متاسفانه این الگوها در حال تغییر هستند.
این تغییرات به هیچ عنوان به نفع نهاد خانواده نبوده و نیاز به برنامهریزی و مدیریت از سوی مسئولان مربوطه را دارد از طرفی باید این تغییر الگو را پذیرفته و مدیریت کنیم، چرا که اگر تغییرات صورت گرفته در جامعه مدیریت نشود ریشههای فرهنگی، ملی و مذهبی که در اداره یک خانواده نقش بسزایی دارند کم کم ضعیف شده و نهایتا به سست شدن نهاد خانوداه و عملکرد منفی آن منجر میشود.
متاسفانه دولت، مجلس شورای اسلامی و حوزه علمیه هیچ کدام خود را متولی رسیدگی به این بحران و مشکل بزرگ نمیدانند بنابراین وقتی عملکرد فرد در جامعه دچار اخلال شود تمامی جامعه دچار مشکل شده و در نهایت آسیبهای اجتماعی در جامعه به وجود میآید که خود این آسیبها نیز نیاز به جبران دارند.
ریشه تمام مشکلات موجود در جامعه در نهاد خانواده است. دشمنان این کشور و دولت- ملت های متمدن به دنبال تضعیف نهاد خانواده هستند چرا که اگر نهاد خانواده تضعیف شود تمام شئونات یک کشور را متاثر میکند.
جدی بودن بحران خانواده از افزایش میزان پروندههای خانوادگی در دادگستریها کاملا مشهود بوده که البته بخشی از این مشکلات نیز همچنان پنهان است.
رسانههای تبلیغاتی نئولیبرال ها، نهاد خانواده را مورد هدف قرار دادهاند، رسانههای یهودیان با استفاده از فیلمها، مجلات و شبکههای مجازی یک الگوی ساختگی از جامعه به اصطلاح لیبرال را به جامعه ما تزریق میکنند تا از این طریق بتوانند سیاست و اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار دهند.
جوامع متمدن هدف رسانههای بیگانه قرار گرفته و در این راستا برای فرزندان سه تا چهار سال این سرزمین نیز برنامههای متعددی پیاده کردهاند و این خود زنگ خطری است برای نهاد خانواده ایرانی که لازمه آن هم توجه به برنامهریزی و مدیریت مدیران و مسئولان کشور است.
رسیدن به جامعهای فعال و پویا نیازمند شناسایی آسیبها، معضلات اجتماعی، بررسی راهکارها و اتخاذ تصمیمات کارشناسی و اثرگذار است و در این میان تقدسزدایی در امر مقدس ازدواج از سوی رسانههای بیگانه یکی از معضلات نظام خانواده در کشور به شمار میآید.
ازدواج سفید را ناشی از الگوبرداری از فرهنگ ساختگی نئولیبرالیسم است و وقتی یک مرد و یک زن در قالب یک خانواده پیوند زناشویی میبندند، این پیوند برای آنها تعهد اخلاقی، مالی و اجتماعی ایجاد میکند و این در حالی است که در ازدواج به اصطلاح سفید که به تعبیری ازدواج سیاه است، مرد و زن بدون هیچگونه تعهدی در کنار یکدیگر به زندگی پرداخته که منجر به تقدسزدایی در امر ازدواج میشود.
در فرهنگ ما طلاق به عنوان منفورترین حلال خدا یاد شده که این خود نشان از حساسیت زیاد در این امر است اما دشمنان تمدن و ایران با مرسوم کردن بحثی تحت عنوان «جشن طلاق» در حال حساسیتزدایی از این موضوع هستند.
حساسیتزدایی از طلاق و تقدسزدایی از امر مقدس ازدواج از جمله مشکلاتی است که نهاد خانواده را قبل از تشکیل و بعد از فروپاشی دچار بحران میکند و تلاش دشمنان در این راستا تنها به دلیل فروپاشی این نهاد مقدس است تا به اهداف خود دست پیدا کند.
باید به نقش قابل توجه و ارزنده زنان در شکلگیری نهاد مقدس خانواده اشاره کرد. جوامع متمدن حق و حقوق مشخصی برای مرد و زن در جامعه مشخص کرده که عدهای بدون شناخت نسبت به این حق و حقوق بحثهای فمینیستی در جامعه را مطرح میکنند و به دنبال عوض کردن نقش زن در خانواده هستند تا او را به سمتی هدایت کنند که نقش مادرانه و نقش همسر بودن را کمتر ایفا کند.
زن نقش اصلی و به آرامش رساندن خانواده را ایفا میکند اما وقتی نقش اجتماعی و اقتصادی زن در جامعه پررنگتر شود، نقش خانوادگی، مادرانه و همسر بودن در زندگی کمرنگ شده و در نتیجه استحکام خانواده دچار مشکل میشود.
تغییر نقش زن و مرد در جامعه سبب آسیب به نهاد خانواده و سست شدن تمامی ارکان جامعه میشود و در نهایت به سمت فروپاشی جامعه پیش میرود.
آمار طلاق در کشور از حد متعادل یک جامعه متمدن سنتی فراتر است. نظام خانواده در ایران متمدن بسیار مهم بهشمار میآید و نباید راحت از کنار این امر گذشت چرا که باید این بحث مورد توجه ویژه قرار گیرد.
حفظ الگوهای ملی و مذهبی در جامعه و ارائه راهکار و برنامههای علمی پیش از تشکیل خانواده و حراست از نهاد خانواده بعد از تشکیل نظام خانواده را از جمله راهکارهای مناسب در راستای حفظ نهاد خانواده برشمرد.