قسمت دوم لُرد نامه
در مدح مولایمان مروانه فلینی
در مقاتلُ الفوتبالیون از خواجه دیوید مویس نقل است که ده عدد زیدان در اوج آمادگی به همراه یک عدد مروانه فلینی به من دهید تا تیمی تشکیل دهم که دست خر هم نتواند ببرد، چه برسد به جام و در متواترات آمده که مویس این جمله را زمانی گفت که نیمکت منچستر را نشیمنگاه خود ساخته بود و فلینی را به عنوان بزرگترین دست آورد دورانش از اورتون به این تیم همی وارد کرده بود.
در تواریخ آمده که مربیان و بازیکنان یکی پس از دیگری، آنچنان که برگ از درخت در پاییز فرو اُفتد، از منچستر اخراج میشدند و تنها مولانا فلینی کنگر بسیار خورده بود و لنگر را به اعماق دریای منچستر انداخته و از این تیم تکان نمیخورد.
در کتیبه ای به خط هیروگلیف آمده که روزی شیخ مورینیو برایِ حفظ برتری یک بر صفر برابر اورتون و از برایِ اتلاف وقت، در ثانیه های پایانی وی را به درون زمین فرستاد و ثانیه ای چند از حضورش نگذشته بود که پنالتی بداد و تیم منچستر را به شهر توریستی ما (به قلبِ گاف) هجرت داد و این از کراماتش بود.
در خبر است که مولانا بسیار قلیل میخندید و در یکی از همان معدود دفعات، جمالش در برابر لئوناردو داوینچی (کثر الله اختراعاتهُ) قرار گرفت و اینچنین بود که جرقه کشیدن نقاشی مونالیزا در ذهنش زده شد و لبخند فلوند(کنیه ی فلینی) که در گذر زمان به لبخند ژکوند تغییر نام داد به وجود آمد. و الله اعلم.
در خبر آمده که چون قابض الروح بر او وارد شد و خواست او را با خود به آن دنیا برد، از کراهتِ وجودِ پشم آگین مولایمان سخت وحشت زده شد و خود در دم هلاک شد و اینچنین بود که افسانه یِ فلینی تا ابد الدهر باقی خواهد بود و به هر تیمی رود خشتک مریدان آن تیم را کلاه بوقی خواهد نمود. کثر الله کراماته.
پایان
کانال طنز فوتبالی ما رو هم ببینید؛ با نزدیک به یک دهه سابقه در فیسبوک
اینم لینکش https://t.me/fairplayfan