آیا میتوان جان هزاران انسان را فدای مسائل جانبی کرد؟ ایا تنها حضور داشتن کافیست؟! (هدف از این مطلب تحلیل عملیات نیست بلکه بررسی دیدگاه فرماندهان جنگی است.)
عملیات کربلای 4 و 5 مثالی واضح از خیانت فرماندهان نظامی ایران به هزاران جوان غیوری است که جان خود را کف دست گذاشتند و برای دفاع از ایران عازم شدند. به طور کلی هدف از این دو عملیات ورود به خاک عراق و فتح بصره بود، کاری که فرماندهان ارتش ایران به شدت دیگر ارگان های نظامی را از انجام ان بازمیداشتند. بسیاری از فرماندهان نیروی زمینی و هوایی ارتش با تحلیل داده ها به این نتیجه رسیده بودند که حتی در صورتی که عملیات با موفقیت کامل انجام شود تلفات ایران بسیار وحشتناک خواهد بود، چیزی که در ان زمان نیازی به ان نبود.
عملیات کربلای 5 در حالی انجام شد که تقریبا همه ی ارگان های نظامی خبر داشتند که تمام خطوط حمله و اهداف عملیات لو رفته است، هزاران جان بیگناه مانند تکه گوشت های بی ارزشی طعمه ی گلوله های مستقیم توپ شدند. نکته ی عجیب اینجاست که از روزها قبل لو رفتن عملیات مشخص شده بود اما شخص رفسنجانی به انجام ان اصرار داشت، این اصرار که با تایید بالادستی ها انجام شده بود در نهایت منجر یک کشتار دردناک شد.
ارتش از همان ابتدا مخالف انجام این عملیات ها بود اما در نهایت مجبور شد تعداد بسیار زیادی از غواصان و تکاوران خود را برای عملیات ارسال کند، بیش از نیمی از این افراد کشته شدند. نیروهای عراقی در نهایت بی رحمی اسرای ایرانی را تیرخلاص زده و در موارد زیادی زنده به گور کردند. تمام این فجایع در کمتر از 48 ساعت رخ داد.
کمتر از دو هفته از این عملیات در حالی که هنوز میزان تلفات عملیات کربلای 4 مشخص نبود عملیات کربلای 5 برای فتح مستقیم بصره اجرا شد.
مانند عملیات قبلی ارتش مخالف اجرای این عملیات بود و انرا میتوان یکی از بدترین عملیات های نظامی تاریخ دانست، امار ضد نقیض بسیاری از تلفات این عملیات وجود دارد اما شواهد بسیار قوی حاکی از بیش از 60 هزار نفر تلفات است! 60 هزار نفر تنها در 2 ماه....نیروهای داوطلب بسیج بیشترین امار را به خود اختصاص داده بودند، این درحالی است که محسن رضایی که از فرماندهان این عملیات بود سال ها بعد امار را حتی بیشتر از این ارقام اعلام کرد چیزی که مجبور به پس گرفتن ان نیز شد.
منابع بسیار قوی حاکی از ان است که در این عملیات نیز بسیاری از مسائل لو رفته بودند و ارتش عراق عملا در انتظار حمله ی ایران بود و در کنار همه ی این مسائل محیط منطقه طوری بود که بسیاری از سربازان ایران به وسیله ی برخورد مستقیم گلوله توپ های عمدتا سنگین به طور جمعی شهید میشدند.
عملیات کربلای 5 چنان تلفات سنگینی از نظر اماری و روحی بر ایران باقی گذاشت که در همان سال65 احتمال صلح میرفت و پس از ان نیز ایران هرگز نتوانست عملیات گسترده ی دیگری انجام دهد، کسانی که به یاد دارند میدانند ایران پس از کربلای 5 سراسر عزا شده بود (شمخانی)
عملیات کربلای 5 در نهایت پس از حدود 3 ماه با تلفات بسیار سنگین پایان یافت...در این عملیات تقریبا هیچ اسیری باقی نماند و هر دوطرف خشم خود را خالی کردند.
در این عملیات با وجود اینکه ایران توانست تا نزدیکی دروازه ی بصره پیش روی کند اما دقیقا مانند پیش بینی فرماندهان ارتش ایران مجبور به عقب نشینی شد و بسیاری از اجساد در همان دروازه ی شهر باقی ماند، اجسادی که بسیاری از انها هرگز برنگشتند.
این دو عملیات با تلفاتی نزدیک به 100 هزار کشته و 300 هزار نفر زخمی تقریبا هیچ منفعتی برای ایران نداشت و تمام مناطق در نهایت به عراق بازگشت.
بسیاری از فرماندهان جنگی ایران در نهایت عنوان کردند که تلفات و هزینه های مالی هظیم پرداخت شده در این جنگ را میشد به شکلی بسیار بهتر برای اهداف ایران خرج کرد.
با وجود تلفات سنگین ارتش عراق این ایران بود که مجبور به عقب نشینی شد، از افراد شاخص کشته شده در این عملیات میتوان به حسین خرازی اشاره کرد.
اما نکته ی مهم اینجاست که همچنان برای بسیاری از نظامیان و حتی مردم عادی نیز این سوال مطرح است که چرا این عملیات ها در حالی که اخبار بسیار قدرتمندی درمورد لو رفتن انها وجود داشت اجرا شدند؟!
---------
به یاد تمام اونایی که برای دفاع از خاک ایران رفتن و فدا شدن...