خدمت و وظیفه؟ کدام وظیفه، کدام خدمت، خدمت به چی، در حقیقت هر کس که با دید انصاف به قضیه سربازی اجباری بنگرد، متوجه پوچ بودن آن می شود.
میگویند برای حفظ تمامیت ارضی ایران باید برویم از کشور دفاع کنیم، دفاع در مقابل دشمن، کدام دشمن، دشمنان ما یا خیالی هستند یا آنکه توطئه و فتنه های ما باعث دشمنی آنان با ما شده علاوه بر این در شمال غربی و غرب و جنوب شرقی ایران تقریبا همه مردم خواستار جدا شدن از ایران هستند چرا باید آنان را به زور نگه داشت مگر امام حسین(ع) کسی را به زور به جنگ برد آن هم جنگ با دشمن واقعی و در راه آزادگی و ظلم ستیزی.
بعضی ها نیز میگویند: برای دفاع از ناموس باید به جنگ با دشمن فرضی برویم اما این موضوع نیز بازی با کلمات و احساسات است اول آنکه برای من مسلمان، زنان مسلمان در عراق و عربستان و... نیز ناموس من هستند و بعد از آن نیز فرض کنید که خواهر شما را به دلیل بی حجابی میگیرند شما چکار میکنی؟ هیچکار نمی توانی انجام بدهی چه آرنولد باشی و چه رومل باشی پس چگونه میتوانی از دیگران دفاع کنی؟
چرا بعضی با دلیلهای مسخره معاف میشوند خود من به شخصه فردی را می شناسم که با یک دست میتواند مرا پنج متر پرتاب کند و پول ماشینش از سرمایه خانواده ما بیشتر است، ولی او با اینکه از نظر اخلاقی هم فسادهای گسترده دارد معاف است.
آن وقت من که تا بحال هیچ کار بدی انجام دادم وقتی می خواهم ازدواج کنم نمیتوانم، اگر سربازی به این شکل تشویق به فساد و فحشا نیست پس چیست؟ چرا نمیشود سربازی را خرید تا بجای پول تالار و ... سربازی را خرید و به سلامت اجتماعی جامعه کمک کرد.
اگر سربازی برای اسلام، وظیفه است پس چرا امام علی(ع) در دوران خلافتش این را رعایت نکرد و پیامبر(ص) نیز آن را اجبار نکرد حتی در مقابل دشمن واقعی و کافر که از سوی خداوند جنگ با آنان جهاد شناخته شده است و چرا بسیاری از مراجع تقلید بزرگ در زمان رضاشاه مخالف آن بودند.(البته در آن سالها از هر ده نفر یک نفر به سربازی میرفت.)
در پایان پدران ما اگر به سربازی رفتند، وقتی برگشتند غالبا با مدارک دیپلم و سیکل توانستند کار دولتی پیدا کنند ولی امروز با فوق لیسانس هم کار دولتی پیدا نمیشود یعنی پس از شش سال درس خوندن و دو سال سربازی آخر هیچ واقعا هیچ، علاوه بر این، این استدلال که پدران ما رفتند پس ما هم برویم مانند سخن کافران است که میگویند پدران ما کافر بودند پس ما هم باید بت پرست باشیم.