برایِ دلپیرو و یوونتوس
قسمت سوم
سن وندمیانو، تیمی محلی که الکس را در مسیرِ جاوادانه شدن قرار داد.بازی هایِ چشم نواز با آن پاهایِ ظریف و دریبل هایِ اغوا کننده باعث شد فرشته یِ فوتبال، دست هایش را از آستینِ استعدادیاب هایِ تیم پادوا بیرون آورد و دستانِ بزرگمردِ کوچکِ داستان ما را بگیرد و اینگونه بود که با بازی هایِ درخشانش، از رویِ پله هایِ ترقی به پرواز درآمد و به سرعت به آخرین پله رسید.
یوونتوس، اوجِ شکوه فوتبالیِ ممکن برایِ پسری بود که از حیاط پشتی خانه اش، در کونلیانو، فوتبال را آغاز کرده بود.
با انجام تنها 14 بازی در پادوا، الکس چمدان هایش را بست تا این تیم را به مقصد یووه ترک کند.
الکس همه یِ آنچه لازم بود تا دلِ بانویِ پیر را بدست آورد، در خود داشت. چهره زیبا، موهایی پریشان، خط ریشی چکمه ای، و از همه مهمتر، پاهای که جادو میکردند.
اولین بار که لباس یووه را بر تن کرد، برابر فوجیا به میدان رفت و اولین گلش را در بازی بعد، برابر رجینا به ثمر رساند تا به سرعت محبوبِ سکوهایِ تورین شود. در اولین دیداری که به صورت ثابت در ترکیب قرار گرفت، برابر پارما هت تریک کرد و در پایان فصل به همراه یووه اسکودتو رو فتح کرد و به هشت سال ناکامی این تیم در سطح ایتالیا پایان داد.
حالا بانویِ پیر سکان دارِ آینده اش را شناخته بود و میدانست ناخدایش، کشتیِ یووه را به سلامت از «شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل» ، به ساحل شکوه و عظمت خواهد رساند.
ادامه دارد...
خاطرات فوتبالیتون رو در بهترین کانال نوستال_فان پارسی زبان دنبال کنید
با یک دهه سابقه فعالیت در فیسبوک و بیش از 50 هزار مخاطب https://t.me/fairplayfan