رحوم کلینی در کتاب روضه کافی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:در قوم بنی اسرائیل فرد عابدی وجود داشت .
این فرد در زندگی خودش به دنیا الوده نشده بود به همین خاطر شیطان عصبانی شده و به لشکریان خود دستور داد تا چاره ای بیندیشند.
یکی از انها گفت با زن.شیطان گفت نه نمیشود امتحان کردم (یعنی زنا کردن )
یکی دیگر گفت با لقمه ی حرام.شیطان گفت نمیشود دوباره انرا در می اورد .
سومی گفت : با عبادت ..
شیطان گفت چه جوری؟همان سرباز شیطان گفت بسپار دست من ....
سرباز شیطان خودش را به صورت ادمی در اورد و به کنار ان عابد رفت و مشغول عبادت کردن شد .
فرد عابد خسته شد و کمی خوابید بلند شد دید ان فرد درحال عبادت است(سرباز شیطان)
فرد عابد دوباره بعد از مدتی خوابید دید کماکان ان فرد در حال عبادت است
تا چند مرتبه این اتفاق افتاد و اخر الامر فرد عابد گفت تو چه چگونه اینقدر عبادت خدا میکنی؟!!
سرباز شیطان چیزی نگفت ...دوباره پرسیده شد و دوباره سکوت کرد ..و همین چطور بعد از چند مرتبه اخر سرباز شیطان قضیه را گفت
و قضیه بدین قرار است : من در جوانی با زنی بدکاره زنا کردم و هروقت یاد ان می افتم احساس پشیمانی کرده و توبه میکنم و سریعا عبادت خدا را میکنم
عابد به او گفت میخوام مثل تو بشوم!(یعنی همش خدا را عبادت کنم)
سرباز شیطان به او گفت باید به شهر بروی و با ان زن بدکاره زنا کنی .....
فرد عابد به شهر رفت با همان لباس زمخت گونه ی خود و در شهر جای ان زن را از مردم پرسید و تا اینکه به ان زن رسید
مرد عابد رسید به خانه ی ان زن و به او گفت بیا برویم داخل اطاق ! زن فاحشه به شدت تعجب کرد زیرا انتظار داشت که عابد اورا نصیحت کند ولی وقتی پیشنهاد عجیب ان عابد مواجه شد بهش گفت جریان را برای من تعریف کن ...
بعد از اتمام جریان زن به عابد گفت : گناه نکردن اسانتر از توبه کردن است ان فردی که به تو چنین پیشنهادی داده است شیطان بود که خواسته تو را از راه بدر کند حال برگرد به همان جا و متوجه میشوی کسی نیست ...
عابد رفت و دید بله کسی نبود در انجا ...
شب همان روز زن فاحشه از دنیا رفت و بر در خانه ای نوشته بودند او از اخل بهشت است ...
مردم باور نکردند تا اینکه خوده حضرت موسی امد و جریان را گفت و برای نماز خواند و گفت خداوند وحی فرستاده که او از اهل بهشت است ....
منبع: کتاب روضه کافی، شیخ کلینی، ترجمه آیت الله رسولی محلاتی، ج 2 ص 242
.
.
نکته مهم : هرچی انسان به خدا بیشتر نزدیک میشه کارش سخت تر میشه و بدون شک اگر کوچک ترین لغزشی داشته باشد به شدت ضربه خواهد خرد ..
شما هرچی از پله میرید بالاتر بیشتر باید مراقب باشید چون اگر کوچکترین بی احتیاطی انجام بدید و خوردید زمین بد جور ضدمه میبینید ...
هیچ وقت برای توبه کردن دیر نیست ...
با خدا باش پادشاهی کن ....