مسئله اي در فرهنگ هواداری ما ايرانی ها هست که هميشه از يه طرف بوم می افتيم! يا اونقدر متعصبانه طرفداری ميکنيم که هيچ عيب و نقصی رو قبول نداريم و هر کی خلاف ما بگه از خجالتش در می آييم يا برعکس گاهی با يک اتفاق بد تمام ارزش ها رو زير سؤال می بريم و مجدداً از خجالت فرد مسئول در می آييم! نمونه اش همين موضوع گوارديولا هست، يه عده عاشق سينه چاک داريم که انتظار دارن به گوارديولا نگيم بالای چشمش ابرو هست و يه عده کم حوصله که با هر نتيجه ضعيف از پايه و اساس ايشون رو ميشورن و ميزارن کنار! ما هميشه سعی کرديم واقع بينانه، منطقی و عادلانه بنويسيم....تحمل حرف مخالف چيزيه که همه بايد سعی کنيم در خودمون نهادينه کنيم و طرفداری درست نه اينه که هيچ انتقادی رو قبول نکنيم با استدلال هايی مثل مگه تو بيشتر از گوارديولا می فهمی! که اگه اينجور باشه همه بايد ساکت بشن و چند نفر حرف بزنن! و نه اينکه تا تيم باخت همه تقصير ها گردن مثلاً مربی بيفته و نا اميد بشيم...طرفدار واقعی در هر شرايطی با تيمش هست و اميدوار و البته چشم به روی حقايق نمی بنده و کورکورانه دفاع نميکنه.. ما در عين اينکه از بعضی تصميمات گوارديولا انتقاد ميکنيم اما به عنوان مربی تيم ازش کاملاً حمايت ميکنيم اما مسئله اينجاست که سطح انتظارات خيلی بالا رفته.بله بايد به مربی فرصت داد بايد صبر کرد و اميدوار بود اما بايد پتانسيل تيم و اتفاقاتی که در زمين می افته رو هم ديد و در کل اميدوار بود مثل اين عکس گوارديولا نکاتی که از ما بهترون مثل بکن بائر بهش ميگن رو يادداشت و اجرا کنه تا آخر همين فصل قهرمان بشه نه فصل بعد!