در سالهای گذشته کشوری وجود داشت به نام وستروس در همسایگی این کشور کشور وینترفل وجود داشت که دارای معابد بزرگی بود که طلا و نقره ساخته شده بود و مردم وستروس و ویترفل برای این معابد احترام زیادی قایل بودن این معابد در توسعه وینترفل نقش اساسی داشت و باعث رونق اقتصادی وینترفل شده بود ولی نکته عجیب این بود که دربار وستروس پول طلاها و نقره های این معابد رو پرداخت میکرد و برای اینکه مردم وستروس شاکی نشن میگفت خودم مردم وستروس به دربار این طلاها رو پیشکش کردن در حالی که این معابد سود هنگفتی برای وینترفل داشت و برای وستروس سودی نداشت مردم وینترفل فکر میکردن وستروسی ها دیوانه هستن که برای رونق افتصادی کشور اونها پول خرج میکنن در حالی که خودشون دارای فقرای زیادی هستن در حالی که پول معابد وینترفل توسط وستروسی ها پرداخت میشد سالانه هزاران نفر از مردم وستروس هم میرفتن به وینترفل تا از معابد وینترفل بازدید کنن که خود این ثروت زیادی رو نصیب وینترفلی ها میکرد که با همین ثروت وینترفلی ها میومدن وستروس و به عیش و نوش میپرداخاتن