تونی فصل گذشته هم در تبریز بود و به واسطه همان حضور قبلی توانسته بود مقبولیت فراوانی را بدست بیاورد، آنقدر که اولترا هواداران تبریزی از همان آغازین روزهای فصل سیزدهم و در حالی که حتی تیمشان با مجید جلالی نتیجه هم می گرفت، باز نام تونی را بر روی سکوهای سیمانی صدا می زدند و خواستار حضور دوباره او در راس کادر فنی تراکتور بودند. اتفاقی که در نهایت رخ داد و پیرمرد محبوب بازگشت و فصل را هم با تیمش به اتمام رساند.

قصد شکافتن مسائل و ریشه یابی دلایل و عوامل برخورد هواداران با مجید جلالی را نداریم، اما در این میان مسئله ای وجود دارد که باید به آن بپردازیم و نباید به سادگی از کنارش عبور کنیم و آن چیزی نیست جز بازدهی کلی اولیویرا در یک و نیم فصل حضورش در تراکتور. آیا او بهترین گزینه برای هدایت سرخپوشان دیار آذربایجان است یا که می شود در همین کشور خودمان گزینه های بهتری را برای تراکتور انتخاب کرد؟

تونی مثل قلعه نویی

تونی در سال اول فعالیتش در تبریز، در حالی که از ابتدای امر خودش در راس کار بود و به اصطلاح تیمش را خودش بسته بود، بعد از حذف از جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا، آن هم در همان دور گروهی، فقط توانست  یک نایب قهرمانی لیگ و سهمیه آسیا را با تراکتور بدست بیاورد، چیزی که سال قبل از آن نیز تراکتور با امیر قلعه نویی به آن رسیده بود. در فصل تازه به اتمام رسیده هم تونی میراث دار تیم تقریباً خوب و پر مهره مجید جلالی شد، تیمی که علی کریمی با انگیزه و کریم انصاری فر گلزن را در ترکیب خودش داشت.

هنگامی که اولیویرا از میانه های راه هدایت تراکتور را در دست گرفت، تقریباً شانس تیمش برای قهرمانی و حتی کسب سهمیه در لیگ بسیار کمرنگ بود، اما دوجبهه جام حذفی و لیگ قهرمانان باقی مانده بود، تراکتور با مجید جلالی تا نیمه نهایی جام حذفی رفته بود و از آنجا به بعد تونی زمامدار امور شد تا در نهایت قهرمانی جام حذفی برای تراکتور حاصل شود، یک قهرمانی شیرین که با کسب سهمیه آسیا همراه بود تا موفقیتی دوگانه محسوب شود. بعد از این قهرمانی دور گروهی لیگ قهرمانان شروع شد و باز هم تراکتور مشابه سال قبل در همان اولین پله از جمع رقبا کنار رفت.

داخلی ها نمی توانند؟

یک و نیم فصل حضور بر روی نیمکت تراکتورسازی، یک نایب قهرمانی در لیگ و یک قهرمانی در جام حذفی که هر دو موجب آسیایی شدن تراکتور شده اند کارنامه مرد پرتغالی محبوب هواداران پرشور تبریزی است. به ظاهر بد نیست، شاید حتی از دید اکثر قریب به اتفاق طرفداران و مسئولین مربوطه حتی ایده آل هم باشد، اما آیا تراکتور نمی توانست با یک گزینه داخلی به  نتایجی مشابه این دست پیدا کند؟ آیا مجید جلالی توانایی این را نداشت که باقیمانده راه جام حذفی را تا قهرمانی به سلامت طی کند؟

خودی ها را نمی بینند

تونی مربی خوبی است، در توانایی های او شکی نیست، اما او در تراکتور بدون جایگزین نیست، برای بهترفهمدین این امر فقط کافی است تا کمی بهتر به محیط پیرامون لیگ نگاه بکنیم، به عنوان مثال یحیی گل محمدی با یک چهارم دریافتی تونی می تواند تیم نفت را که از لحاظ مهره ای در سطح نازلتری نسبت به تراکتور قرار دارد جزو مدعیان قهرمانی قرار بدهد و مقام سومی لیگ و سهمیه آسیا را کسب کند، در همان شهر تبریز یکی مانند رسول خطبی تیم بی ادعا و خالی از بازیکن نامدار گسترش فولاد را طوری هدایت می کند که تمامی کارشناسان لب به تحسین جسارت و نحوه بازی روان و خوب تیمش باز میکنند. حتی در یک اشل خارجی اما متفاوت می توان از اسکوچیچ اولین سرمربی خارجی تاریخ باشگاه ملوان نام برد که در یک محیط سرشار از حاشیه های بی پولی، تیم ملوان را به نحوی رهبری می کند که حالا در انزلی همه از رفتنش ناراحت هستند.

فقط اعتماد کن

پیرمرد پرتغالی مربی توانمندی است، از همه مهمتر او بخاطر رفتار دوست داشتنی اش محبوب هواداران تراکتور نیز هست، اما باید قبول کرد که بدون شک یک یحیی گل محمدی و یا رسول خطیبی جوان و با انگیزه نیز می توانند برای تراکتور لبریز از بازیکن خوب و توانمند با آن خیل عظیم هواداران که مانند موتور محرک تیمشان هستند، حداقل همان نتایجی را بگیرند که اولیویرا گرفت و چه بسا شاید بتوانند نتایجی به مراتب بهتر و چشم گیر تری را  نیز کسب کنند و این امر فقط مستلزم اعتماد مدیران و از آن مهم تر صبر و یاری طرفداران تراکتور است.

سر کیسه را شل نکن!

تونی می خواهد برود، دلیل اصلی او برای رفتن هم بحث مالی است، چانه زنی برای صد هزار دلار بیشتر و یا کمتر، آن هم در شرایطی که این روزها بحث بر سر مسائل مالی فوتبال به اوج خودش رسیده است، دل هواداران با اوست، دوستش دارند، و شاید از همین رو مدیران تراکتورسازی برای راضی نگه داشتن سکوها حاضر شوند سر کیسه را شل کنند تا پیرمرد را در تبریز نگهدارند. اما هواداران و مدیران تراکتورسازی این را باید بدانند که پرداخت آن پول به صرف علاقه هواداران و تنها برای کسب یک سهمیه یا نهایتاً نایب قهرمانی لیگ و قهرمانی در جام حذفی آن هم فقط با دو بازی کار منطقی نیست.

عشق وطنی

مدیران تراکتور می توانند با اعتماد کردن و فراهم کردن شرایط برای گزینه های خوب و مطمئنی مانند یحیی گل محمدی، با هزینه کردن مبلغی بسیار کمتر، نتایجی به مراتب بهتر بگیرند و از طرفی هواداران نیز می توانند با صبر پیشه کردن و حمایت از یک مربی جوان، نه تنها شاهد نتایج بهتر تیمشان باشند، بلکه باز هم عاشق شوند، این بار یک عشق داخلی که هم خوش پوش تر است و هم جوانتر و البته حتی شاید بسیار موف تر.