چهل و هشت سال از آن شب بهاری و دلپذیر ورزشگاه امجدیه می گذرد. روزی که تاج ایران توانست برای اولین بار در بین باشگاه های پهناور ترین قاره دنیا قهرمان شود. قهرمانی که در حضور مردان بزرگ و خوشنامی به دست آمد. قهرمانانی که حتی پس از تغییر نام تیم نیز در کنار فرزند یتیم شده ی خود ماندند. یکی از آنها برای فرزند سالها پدری کرد و دیگری نیز اسطوره ی آبی ها شد. مردانی که پس از سال 57 نیز برای ماندن کنار عشق خود رنگ عوض نکردند و همچنان عاشق و شیفته این باشگاه بزرگ و با اصالت بودند. حالا که بزرگان و طرفداران تیم رقیب می خواهند قهرمانی آن شب رویای امجدیه و دیگر گل های آبی ها در آسیا را کم اهمیت جلوه دهند باید به آنها حق داد. نبایستی به آنها خرده گرفت زیرا نه تنها جام قهرمانی باشگاه های آسیا را در ویترین افتخارات خودندارند بلکه شاید اصالت، فقر و فقدانی ست که نمی توانند آن را با هیچ چیز پر کند. اصالتی که بیش از هفتاد سال است هواداران آبی به آن افتخار می کنند و ستاره هایی که علاوه بر آنکه بر روی پیراهن های آبی حک شده اند، بلکه در روح و قلب همۀ ما هواداران تاج و استقلال نیز قرار گرفته اند. همه ما عاشقان استقلال به دوستاره و قهرمانی در بین بزرگان آسیا افتخار می کنیم، اما آنچه باعث سربلندی و افتخار ماست وجود بزرگانی همچون منصور خان پورحیدری و حجازی در تاریخ پر فراز و نشیب تاج استقلال است. مردانی که ظاهر و باطن آنها چه قبل و چه بعد از انقلاب یکسان و با ثبات بود. محمد جوادیفر