چه خوش گفت شاعر :
در ناامیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
با تو میگویم ، فوتبال زنده ای است که دیده نمیشود.
با تو میگویم ، من اسمش را زندگی میدانم ولی دیگران ان را فوتبال!
با تو میگویم ، زمانی که زندگی ات تاریک میشود، چه دردناک است.
با تو میگویم ، زمانی که در زندگی ات اشک سلطه میابد.
با تو میگویم ، زمانی که اشک هایت همدمت شدند.
با تو میگویم ، زمانی که همچون گل پژمرده ای به دنبال نور.
با تو میگویم ، زمانی که ابر خورشید زندگی ات را فرا گیرد.
با تو میگویم ، زمانی که همه چیز سیاه شود.
با تو میگویم ، زمانی که فردی در زندگی ات نور۴ را نشان داد و تو تا به حال دنبال انی.
با تو میگویم ، اری چه خوش است طلوع پس از غروب.
اری چه خوش است خنده پس از اشک.
اری چه خوش است گلی سرزنده و شاداب.
اری چه خوش است زمانی که در قعر چاهی و یک فرشته ای زندگی ات را نجات میدهد.
اری یادش به خیر ان اشک هایی را که برای زندگی ات میریختی.
چه خوش است فرشته ی زندگی ات.
چه خوش است زمانی که دستت را گیرد و نور را به تو نشان دهد و زندگی ات فوتبال را روحی دوباره بخشد.
چه خوش است دیدار مجدد ان کسی که نور را به زندگی ات بخشید.
چه خوش است ظهور ان فرشته.
اری ...
او دوباره برگشته است.
فرشته ای که ظهور کرد ؛ او یوپ هاینکس است....