منچستر یونایتد به دنبال کسی است که زمانی به عنوان "پدر خدا" توصیف شد. اگر دیوید مویس آن آدم کم‌رویی است که به خاطر ترس بسیارش برای بردن تیم به جلو، اخراج شد، یونایتد آنتی‌تز او را در قالب یک مرد هلندی به خدمت خواهد گرفت؛ کسی که سطح اعتماد به نفس او باعث شد تا لقب "لاله آهنی" را به او بدهند.

فن خال به ندرت در مورد دستاوردهای خود متواضع است. پس از دو سال مربی‌گری در بایرن مونیخ از 2009 تا 2011، مدعی شد که به خاطر تیم‌های فوق العاده یوپ هاینکس و پپ گواردیولا، که به "باشگاه هالیوود" اجازه سلطه‌گری در اروپا را داد، باید از او تقدیر شود

رئیس (سابق) بایرن، اولی هوینس، سال گذشته این حرف را به سخره گرفت: "فقط لوییز فن خال می‌تواند چنین چیزی بگوید. مشکل فن خال این نیست که خداست، بلکه این است که او پدر خداست. لوییز قبل از این که دنیا به وجود بیاید آن جا بود. اگر از منظر فن خال به دنیا نگاه کنید، درک شکل واقعی دنیا برای‌تان دشوار می‌شود."

"فن خال مربی خوبی است که میراث یورگن کلینزمن را از تیم زدود. این نقش او در رشد اخیر بایرن است. اما این تمام کمکی است که به موفقیت باشگاه کرده است و نقشی در انتخاب گواردیولا نیز بازی نکرد."

پاسخ فن خال دقیقاً چیزی بود که از مرد 62 ساله‌ای که سر سازش ندارد، انتظار می‌رود. او گفت: "من کاپیتان کنار خدا هستم و هوینس فکر می‌کند خداست."

این که این هلندی بی‌تعارف، چگونه در پازل یونایتد جای خواهد گرفت، جالب خواهد بود و می‌تواند فاکتوری کلیدی باشد، اگر عملکرد درون زمین افت کند. بازنشستگی سر الکس فرگوسن در پایان فصل گذشته به یک امپراتوری 27 ساله پایان داد؛ دوره‌ای که هر کسی در یونایتد می‌دانست قدرت کجاست: در مشت آهنین مرد اسکاتلندی. اخراج مویس در روز سه‌شنبه بار دیگر نشان‌گر تنش‌ها در زمین تمرین کرینگتون و دفترهای مدیران اجرایی یونایتد بود.

اگر استخدام شود، فن خال وارد سازمانی می‌شود که هم‌چنان دارد اولین عذاب‌های بی‌ثبات را، از سال 1986 که فرگی آمد، تجربه می‌کند و شروع به ساختن امپراتوری خود خواهد کرد.

یونایتد فن خال را ترجیح می‌دهد چرا که کارنامه او – به جز چهار سال در AZ – شامل سال‌ها مربی‌گری غول‌های اروپایی، تیم ملی هلند و بازیکنان بسیار بزرگ فوتبال است؛ کسانی که از سال 1991، که وی حرفه‌اش را در آژاکس آغاز کرد، تحت نظر او کار کرده‌اند.

فن خال اکنون برای بار دوم مربی تیم ملی هلند شده – برنامه برای او این است که پس از پایان جام جهانی به یونایتد بیاید – دو بار مربی بارسلونا بوده، شش سال در آژاکس کار کرده و دو تیم برتر بایرن را، طی سال‌های گذشته، هدایت کرده است.

یونایتد توسط گلیزرها و مرد پرنده بر فراز آتلانتیک، اد وودوارد، معاونی که روزانه با مالکین صحبت می‌کند، اداره می‌شود. علاوه بر این، محور قدرتمند فرگوسن-سر بابی چارتون-دیوید گیل نیز در قسمت اجرایی قرار دارد. مربی سابق تیم راجع به رایان گیگز، مربی موقت، گفته که او باید به طور دائم انتخاب شود. این موضوع، مهر تأییدی بر نفوذی است که پیرمرد 71 ساله هم‌چنان در تیم دارد؛ علی رغم این که تصمیم او در انتخاب هم‌وطن اسکاتلندی‌اش، چه قدر ضعیف بود.

در جایی در عمق باشگاه دژی وجود دارد که از حمایت یک عنصر کلیدی بهره می‌برد: هواداران. گیگز در کرینگتون اسکولز، نیکی بات و فیل نویل را به عنوان دستیار در کنار خود می‌بیند تا با هم یک گروه چهار نفره از کلاس 92 را تشکیل دهند، که تیم را هدایت می‌کند و طی دوران فجیع 10 ماهه مویس به ندرت از او حمایت کرد.

اما فن خال در وقت لزوم تا چه حد سیاست‌مدار خواهد بود؟ یکی از دوستان او به Observer گفت: "اگر باهوش باشد، یکی از اعضای کلاس 92 را به عنوان دستیار خود انتخاب خواهد کرد. او از این گروه آگاه خواهد بود و این که چگونه حمایت آن را به دست آورد. فکر می‌کنم همه چیز را در این مورد می‌داند. با این وجود، در پایان، همه چیز بستگی به این دارد که فن خال بخواهد دیدش از فوتبال چگونه اجرا شود. اگر تفاوت عقیده وجود داشته باشد، کسی از کلاس 92 را صرفاً به خاطر دوست بودن به کادر خود اضافه نخواهد کرد."

همین منطق در مورد وودوارد، فرگوسن و سایرین صادق خواهد بود. دوست او افزود: "این جذاب خواهد بود – این که او چگونه با آن اشخاص قدرتمند تعامل خواهد کرد." فن خال کسی است که سازش نمی‌کند. نگاه کنید که در بایرن بین او و اولی هوینس چه اتفاقی رخ داد. مانند فرگوسن، اگر فن خال چیزی برای گفتن داشته باشد، اگر عصبانی باشد، یا هر چیزی، این را مستقیماً به آن‌ها خواهد گفت، بدون خجالت. آن گاه همه چیز بستگی به برخورد طرف مقابل با موضوع خواهد داشت.

"شاید کسی در یونایتد به او بگوید: «می‌خواهیم از فرگوسن خلاص شویم، نیازی نداری که گیگز یا کس دیگری را داشته باشی.» اما فن خال تصمیم خود را خواهد گرفت. در بارسلونا [در 1997]، او خوزه مورینیو را به عنوان دستیار انتخاب کرد؛ کسی که زمانی در آن جا فقط یک مترجم بود. بارسلونا کس دیگری را می‌خواست اما لوییز فن خال گفت: «من او را انتخاب می‌کنم چرا که بازیکنان را می‌شناسد.»"

بدون شک حرف مقامات بالای باشگاه، این خواهد بود که فن خال – یا هر کسی که استخدام شود – می‌تواند هر کسی را که بخواهد، انتخاب کند. با این وجود، اگر این مرد هلندی، گیگز، اسکولز، بات و نویل را به دور اندازد، صدای اعتراض در صورت افت تیم به گوش خواهد رسید.

دوست او گفت:‌ "انتخاب اول او فرانک دی بوئر خواهد بود اما او در آژاکس است. پاتریک کلایورت ممکن است مثل حالا در هلند، دستیار او باشد اما هرگز دستیار اول نخواهد بود، بنابراین شاید کسی مانند گیگز را انتخاب کند."

در بایرن، فن خال با بردن بوندسلیگا، جام حذفی و رسیدن به فینال چمپیونز لیگ در می 2010، جایی که تیم‌اش به اینتر مورینیو باخت، نبرد قدرت را از هوینس برد. اما در پایان فصل بعد، پس از افت نتایج، اخراج شد.

یکی از نبردهایی که نیازی به پیروزی ندارد، کاهش انتظارات پس از فصلی مملو از فوتبال ضعیف و نتایج کابوس‌وار (تحت نظر مویس) خواهد بود. اکنون، اولدترافوردی‌ها تشنه بازگشت به روش تهاجمی سنّتی یونایتد هستند. فن خال باید چنین احیایی را تضمین کند. او سبک پرس از بالا را، که اغلب با سرعت و عرض در حمله همراه است، ترجیح می‌دهد. در بایرن، او آرین روبن را آورد تا به همراه فرانک ریبری این موضوع را تضمین کند. در یونایتد، فن خال با وظیفه بازسازی تیمی بزرگ‌تری روبه‌رو خواهد بود. این که او چگونه این مشکل را حل خواهد کرد، در حالی که خارج از زمین سیاست به خرج بدهد، موفقیت دوران او را در باشگاه تعریف خواهد کرد.