ندیده بودم، همه چیز را از او دیده بودم اما این را نه، دویدنش را، فریاد آزادی زدنش را، دستبندنما کردنش را، اشک شادی ریختنش را، حتی شوت کردن بطری آبش را هم دیده بودم، اما هیچ وقت یادم نمی آید اینگونه خوشجالی کرده باشد، گویا ثمره ای از بذرش گرفته که سالها برای آن عرق میریخته است ... جلوی داوری که پنالتی نیمه اول را ندید به سینه اش میزد، و چهره عجیبی پیدا کرده بود، نمی دانم، من زیاد لبخوان خوبی نیستم، اما انگار حرفهایی که به زبان می آورد درباره عشق است، درباره یک عاشق، لوگوی باشگاه را زیر دستانش می کوفت، آنچنان از سر بغر و غرور که گویی دنیا را تا انتهایش آدمی پر کرده از اکت سجده و مهر ... همه دنیا به پایش افتادند، حتی آنها که آرزویش بودند هم می خندید، زیر لب با راجرز حرف میزد، و راجرز نیز خنده تلخی داشت، و بعد از آن خنده در خود فرو می رفت، شاید با خودش میگفت چرا او همه چیز را به من نی آموخت؟! یا اینکه همه چیز پایانی ندارد و فیلسوف واقعی چون نیچه تازه در ده سال پایانی عمرش فهمید دنیا چه جایی برای زندگانی است، تازه بعد از ده ها کتاب دانست که همه چیز یک دروغ بوده، پس عمو خوزه هم همین را می داند، می داند که همیشه راهی برای دانستن وجود دارد، درسهایش حالا اگر به درد راجرز می خورد، شاید قرن ها بعد تمام دنیا را تکان داد، حالا تنها اکت های سجده وار و پرخاشگرانه است که خودنمایی می کنند، صورتک مردی که دندانهایش را به هم می فشارد، و کلمه هایی نظیر تو فوتبال را کثیف میکنی به زبان می آورد، پیر اگر می دانست که فرزند کوچک کنارش صدای او را چونان طوطی وار در سالهای آتی بلند خواهد کرد لحظه ای درنگ می کرد، و شاید این آقا دارد همه چیز را تباه می کند تلوحا از مخیله غریب جنابتان تراوش کرده ... او را همیشه اینگونه خواهید دید ... از حالا او آقای خوشحال عاشق، به سینه اش می کوبد، و فریاد می زند، من هستم، و تا وقتی این صدا را از لندن می شنوید، باید در آلونک هایتان بلرزید چرا که او هنوز بیدار است، او روزی غرش خواهد کرد، و صدایش فلک را نیز به پائین خواهد کشاند، و روزی خواهد آمد که دنیا سر سجده هایشان را به سوی پاهای او کج کنند ... و تا زمانی که صدای فریادش را می شنوید، من در آن آینه نشسته ام تا شما را روایت کنم، و اکت هایتان را و فریاد این مرد را، و عاشق بودنش را جار خواهم زد، و او و من و ما هوادارهای چلسی همه زیر پرچم شیر ژیانی که سر خم کرده به پشت خویش دنبالتان می کنیم