
"وقايع نگاري حال و روز يك عاشق فوتبال در روز بازي مهم تيم مورد علاقه اش در هفت پرده "
۶۶۵ بازدیدیکشنبه ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۲
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
دوستان سلام مطلبي كه ميخونين نوشته اي طنز به قلم خودم در وصف حال خودمونه ، عاشقان فوتبال ، در روزي كه تيم مورد علاقه مون يك بازي حساس و حياتي داره ! با نظري خاص به بازي سه شنبه شب بايرن مونيخ - رئال مادريد در هفت پرده؛
***پرده اول : " اول صبح "
- اگر از اون دسته آدما باشين كه باباي مايه داري دارن ، دانشگاه ندارن ، بيكارن و بزرگترين نگرانيشون نحوه قضاوت دخترا در مورد موهاشونه ، پس احتمالاً تا لنگ ظهر ميخوابين و با لگد مادر يا صداي اذان ظهر بيدار ميشين پس بهتون تبريك ميگم چون يك نفس نصف روز مسابقه رو حس نميكنين !
- اما اگر متأسفانه يا خوشبختانه جزو اين دسته اول نيستين مثل من روز مسابقه در حاليكه دارم تركيب رويايي بايرن و با سيستم ٤-٢-٣-١ در حاليكه ٣-٠ از رئال جلوئه خواب ميبينم با صداي زنگ ناراحت كننده موبايل از خواب بيدار ميشين و تازه ميفهمين بايد ٤- ١-٤-١ و همراه اون رافينياي خشن تحمل كنين يا يه چيزي تو اين مايه ها براي تيم مورد علاقه تون!
- موقع صبحانه دو حالت وجود داره : يا تو خانواده اي هستين كه اهميت فوتبال چيزي در حد راه رفتن گربه همسايه روي ديواره و اصولاً كسي كاري به فوتبال نداره پس حتماً فقط با خودتون يا از ترس غرغر هاي مادرتون ( چون كه اصولاً مادرا تمام فوتبالها رو يكي ميدونن)تو دلتون در مورد بازي صحبت ميكنين ، يا اينكه ( برادر كوچكتر/ خواهر كوچكتر) از خودتون دارين كه در ٩٩/٩٩ ٪ موارد طرفدار تيميه كه براي شما ضد حال محسوب ميشه و با كل كل هاي مسخره اش روان شما رو نوازش ميده چيزي در اين مايه ها: " بيچاره ها ، رئاليا يه گل بزنن بايد سه تا بزنين ، صد در صد حذف..." اين قطع شدن صحبت به دليل برخورد پس گردني منطقي و كاملاً فوتبالي شما اتفاق ميفته!
***پرده دوم : "محل كار"
اين قسمت از روز معمولاً در روز مسابقه به اندازه يك ماه طول ميكشه و جزو طولاني ترين برهه هاي قابل محاسبه زمان ميشه مخصوصاً اگر كارمند باشين!
- اگر ( محصل / دانش جو / كارمند ) باشين تو محيط ( كار/درس) تنها نيستين پس احتمال اينكه سلايق متفاوت و ببينين بيشتره و تقريباً هميشه يه طرفدار تيم مقابل شما براي راه رفتن رو اعصاب شما وجود داره يه چيزي مثل اين : " دكي جون خسته نميشين اينقدر پاس ميدين ؟ - پس چيكار كنيم ميخواين هممون بريم تو ١٨ قدم خودمون بزنيم زير توپ ؟- راستي هنوز بايرني هستي بابا من گفتم چهارشنبه رئالي شدي! خخخ - نه قربانت اتوبوس بخوام ميرم ترمينال ! - اتوبوس چيه داداش دفاع منطقي بود - ..."
- اگرم تنها كار كنين بي شك تو اوقات فراغت لحظات حساس بازي خيالي شب و تو ذهنتون بارها باز سازي ميكنين ! و با موبالتون آخرين اخبار تيمتون و چك ميكنين و خدا نكنه اخبار مصدوميت بازيكن تيمتون تو اخبار باشه در اون صورت ديگه احتمالا كسي نميتونه تا شب با شما صحبت كنه ! شايد از سرو ته كار بزنين تا زودتر برين واسه خريد روزنامه ! يا چرت ظهر كه از واجبات روز بازيه براي كسب انرژي كافي واسه بيدار موندن و كل كل هاي احتمالي بعدش!
***پرده سوم : "عصر روز مسابقه"
- اين زمان هم دو حالت داره يا معمولاً يك شيفت ( كارميكنين / دانشگاه ميرين ) كه در اينصورت وقتتون آزاده و ميتونين با خوندن روزنامه هايي كه خريدين يا ولگردي اينترنتي به فنا بدينش ! يا اينكه مثل من مجبورين عصر ها هم برين سر كار كه ديگه آخر ضد حاله ! فقط بايد دعا كنين براي ( دوست/ همكار / خانواده ) مشكلي پيش نياد تا شب و فوتبال شما به باد نره !
*** پرده چهارم : " شب مسابقه "
- خب تبريك ميگم تقريباً همه موانع و رد كردين ! اما هنوز يه خطر ديگه مونده !
من اصولاً مهمون خيلي دوست دارم ، اما نه شب مسابقات مهم فوتبال!
انواع مهمانها در شب مسابقه :
١- مهمانهايي كه اصولا تفاوتي بين گلابي و فوتبال قائل نيستن ! اين دسته مهمانها بسيار خطرناكند چون ممكنه هوس كنن به جاي فوتبالي كه شما ماهها منتظرشين ،( سريال شبكه يك/ اخبار شبكه دو/ فيلم جديدي كه شما بارها ديدين و سي ديش و با خودشون آوردن / يا حتي راز بقا ) تماشا كنن !
٢- مهمانهايي كه فوتبال دوست دارن اما اطلاعاتشون در حد دونستن اسم مسي و رونالدو و زمان انجام جام جهانيه! ، خطر اين گروه كمتره ولي با اظهارنظرهاي عجيبشون دائماً رو مخ شما هستن ؛ يه چيزي مثل اين : " اميرخان رائول هم بازي ميكنه ، اين هيتسفيلد خيلي مربي خوبيه !!! - نه اونا كه خيلي وقته نيستن (!:((() "
٣- مهمانهايي كه از جنس خود ما هستن ، اينا قدمشون سر چشم ! لذت بخش ترين نوع تماشاي فوتبال با دوستان فوتباليه حتي اگر طرفدار تيم مقابل باشن !
*** پرده پنجم : " هنگام مسابقه":
اما شايدم خودتون بازي رو تنها ببينين : با چه شرايطي ممكنه بازي رو ببينين من ترجيح ميدم به حالت چهارزانو در حاليكه يه بالش براي كنترل استرس گرفتم بغلم بازي رو ببينم !
دوستي داشتم كه محال بود بدون چيپس و تخمه و پفك تماشاي بازي رو شروع كنه البته مقداري كه ميخورد به ميزان استرسش مربوط بود! معمولاً هم زمين و با روزنامه فرش ميكرد تا راحت پوستاشو پرت كنه !
خدا پدر و مادر كسي كه ١٥ دقيقه وقت بين دونيمه رو گذاشته بيامرزه چون قطعاً اگر نبود همه مشكلات كليه پيدا ميكرديم موافق نيستين؟
روند بازي قطعاً در قضاوت شما در مورد بازيكنان و مربي موثره به اين دو نمونه دقت كنين :
حالت اول مثلاً بازي سه شنبه بايرن رئال تا دقيقه ٨٠ هنوز صفر صفر باشه :
" خدا لعنتت كنه پپ اومدي ...ي به بايرن ، كجايي هاينكس يادت به خير ، آخه اين رافينياي .... و براچي گذاشتي تو تركيب آخه؟، بابا .... اين فيليپ لام بزار سرجاش دفاع راست ديگه ، خسته شديم از پس پاس دادين!"
حالت دوم مثلاً بازي بايرن رئال سه شنبه تا دقيقه ٨٠ سه هيچ به نفع بايرنه :
" دمت گرم پپ ، خدائيش من از اول ميدونستم تنها كسي كه ميتونه جاي يوپ و بگيره همينه، اين رافينيا چه ميكنه تعصب و ببين مثل فرفره ميره جلو و برميگرده ،ميبيني؟ لام و برده هافبك اين پسر زير و رو شد چه بازي اي ميكنه!، همينطوري پاس بدين دمتون گرم آقا مالكيت توپ و ببين خخخ"
نكته مهم ديگه گزارشگره !!!
در صورتي كه شما عقب باشين تيمتون و چنان ميكوبه كه اگر بابت تي وي پول نداده بودين قطعاً حالا از پنجره مينداختينش بيرون ، اگرم جلو باشين خوشا به حالتون چون كلي از تيمتون تعريف ميكنه البته اگر خودشم با تيمتون حال كنه!
*** پرده ششم : "بعد از مسابقه"
دو حالت داره يا:
- باختين و احتمالاً چندتا شرط و پياده شدين كه خدا بهتون صبر بده چون اس ام اس هاي دوستان چپ و راست بسوي شما روانه ميشن ولي خوبيش اينه كه قطعاً اينترنتتون قطعه! ولي بعد يادتون ميفته كه ممكنه به حساب كم آوردن گذاشته بشه پس اينترنتتون مجدداً با يه امداد غيبي وصل ميشه و از روي بي ميلي چندتا كامنت ميدين و به تيم حريف هم يه تبريك الكي ميگين!
- بردين و دنيا به كامتونه ! دنبال دوستاني كه باختن ميگردين تا يه حالي بهشون بدين و شرط ها تون و قطعي كنين اما احتمالاً در دسترس نيستن يا خاموشن با خوشحالي بيش از صد تا كامنت ميدين و معمولاً تا بعد دو نصفه شب بيدارين!
*** پرده هفتم : " روز بعد از مسابقه "
- مي خواين چه اتفاقي بيفته ، زندگي همچنان ادامه داره چه برده باشيم و چه باخته باشيم ولي اون چيزي كه درست نميشه دل هاييه كه شكونديم و توهين هاييه كه كرديم ، يه كم فكر كنيم ! آيا ارزشش و داشته ؟


