با شکل‌گیری سیستم تاکتیکی ۳ـ۳ـ۴ در دهه‌ی ۶۰ میلادی در فوتبال آلمان، مردانی در قلب زمین پدیدار شدند که تدریجا به رهبر تیم و بازی‌سازی خلاق در میدان فراروییدند. یکی از این پدیده‌های استثنایی فوتبال، گونتر نتزر بود. اگر در جستجوی بزرگان پرآوازه‌ی تیم ملی فوتبال آلمان باشیم، پیش از هر کس به نام‌هایی چون اووه زلر، سپ مایر، فرانتس بکن‌باوئر و گرد مولر برمی‌خوریم. آوازه‌ و محبوبیت این بازیکنان انکارناپذیر است. با این همه، بسیاری از کارشناسان فوتبال معتقدند که دو بازیکن شماره‌ی ۱۰ تیم ملی فوتبال آلمان از اواخر دهه‌ی ۶۰ تا اواسط دهه‌ی ۷۰ میلادی، بیش از دیگران بر فوتبال این کشور تاثیر گذاشته‌اند. این دو تن گونتر نتزر و ولفگانگ اوورات هستند که از بد حادثه، تقریبا بطور همزمان در صحنه‌ی فوتبال آلمان ظاهر شدند.میان نتزر و اوورات برای تصاحب پیراهن جادویی شماره‌ی ۱۰، رقابتی سخت جریان داشت. هلموت شون مربی تیم ملی آلمان همواره ناچار بود یکی از آن‌‌ دو را قربانی سیستم تاکتیکی کند و این قربانی بیشتر نتزر بود. گونتر نتزر بازیکن خط میانی فوتبال آلمان در دهه‌ی هفتاد میلادی، شاید از دیدگاه موفقیت ورزشی و شمار بازی‌های ملی خود، در سایه‌ی یکسری از بازیکنان آلمانی قرار بگیرد، اما از منظر اعتبار و آوازه‌ی خود در این رشته‌ی ورزشی، بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین‌ها در آلمان است. نتزر را در اوج فعالیت‌های ورزشی‌اش، «نابغه‌ی شورشی» می‌خواندند. این بازیکن خوش‌فکر، با موهای طلایی بلند، اندام ورزیده و حرکات شگفت‌انگیز و پیش‌بینی‌ناپذیر، سال‌ها طراح بازی در خط میانی و موتور خستگی‌ناپذیر تیم باشگاه «مونشن گلادباخ» و تیم ملی فوتبال آلمان بود. پاهایش چنان بزرگ بود که ناچار بودند برای او به شرکت‌های تولید وسایل ورزشی، سفارش کفش‌های مخصوص را بدهند. کارشناسان وی را تجسم فرهنگ عالی فوتبال می‌نامیدند. یک روزنامه‌ی معتبر آلمانی درباره‌ی نتزر نوشته بود: «دیگران باید عمری زحمت بکشند، اما برای او چند بازی برای جاودانی شدن کافی بود». برخی دیگر معتقد بودند که نتزر واقعا فقط یک تابستان فوتبال خوب بازی کرد و با این حال اسطوره شد. گونتر نتزر در تیم ملی فوتبال آلمان بازی‌های درخشانی انجام داد. اگر چه به دلیل آسیب‌دیدگی‌های مکرر، روی‌هم نتوانست آنطور که باید و شاید در این تیم حضور یابد. نتزر مجموعا ۳۷ بازی برای تیم ملی فوتبال آلمان انجام داد. در جام جهانی ۱۹۷۰ در مکزیک، به دلیل آسیب‌دیدگی جای خود را به ولفگانگ اوورات رقیب همیشگی خود سپرد که با این تیم به مقام سوم جهان رسید. دوره‌ی اوج بازی‌های ملی نتزر، جام ملت‌های اروپا در سال ۱۹۷۲ بود که در آن او با بازی‌های درخشان خود، تیم آلمان را قهرمان ساخت. هنگامی که تیم آلمان در همان سال تحت رهبری گونتر نتزر توانست تیم ملی انگلستان را در استادیوم ویمبلی با نتیجه‌ی سه بر یک درهم کوبد، روزنامه‌ها در مورد نتزر نوشتند که تیم ملی فوتبال آلمان، تا کنون در تاریخ خود هرگز از چنین مدیر متفکری در میانه‌ی میدان برخوردار نبوده است. نتزر در سال ۱۹۷۳ آلمان را ترک کرد و به تیم پرآوازه‌ی رئال مادرید اسپانیا پیوست. وی با این تیم نیز به افتخارات بزرگی دست یافت. نتزر در سن ۳۳ سالگی کفش‌های فوتبال خود را به دیوار آویخت. او امروز در سن ۶۳ سالگی جزو مدیران اقتصادی بسیار موفق در آلمان است. در کنار آن به عنوان مفسر فوتبال برای تلویزیون آلمان فعالیت می‌کند. دانش و آگاهی ژرف او از این ورزش باعث شده که به او در آلمان لقب «فیلسوف فوتبال» را بدهند. اگر امروز هم کسی در آلمان درباره‌ی بازیکن شماره‌ی ۱۰ به عنوان نماد فوتبال خلاق و زیبا صحبت کند، بی‌اختیار نخستین نامی که به ذهن خطور می‌کند گونتر نتزر است. سخنان آلمانی‌ها در این رابطه حتا طنین و پژواکی حسرت‌آمیز دارد، گرچه شاید بسیاری معتقد باشند که بازیکن شماره‌ی ۱۰ به گونه‌ای که نتزر و اوورات آن را نمایش می‌دادند، در فوتبال پرشتاب و نفسگیر امروز دیگر جایی ندارد. واقعیت این است که پس از افول ستارگانی چون نتزر و اوورات، اگر چه فوتبال آلمان بازیکنان خلاق و پرقدرتی مانند برند شوستر، لوتار ماتئوس و این اواخر حتا میشائيل بالاک را در میانه‌ی میدان خود تجربه کرد، ولی این بازیکنان هیچ یک در اندازه‌هایی نبودند که بتوانند به جایگاه رفیع نتزر و اوورات دست یابند. نتزر یک شورشی تمام عیار بود. او در هیچ قالب از پیش ساخته شده‌ای نمی‌گنجید. همزمان مغز و قلب تیم خود بود، چه زمانی که در خط میانی تیم باشگاهی خود مونشن‌گلادباخ توپ می‌زد، چه بعدها که به رئال مادرید پیوست و چه در رقابت‌های جام ملت‌های اروپا در سال ۱۹۷۲ که با درخشش خود آلمان را به قهرمانی رهنمون شد. آری، نتزر در اندازه‌هایی بود که برای اسطوره شدن او، تنها یک جام ملت‌های اروپا کافی بود. برای تجدید خاطره با یکی از درخشان‌ترین بازی‌های گونتر نتزر، دیدار تیم ملی آلمان را در چارچوب رقابت‌های جام ملت‌های اروپا در برابر انگلستان در ورزشگاه ویمبلی لندن در سال ۱۹۷۲ به یاد می‌آوریم. در دیدار رفت یک چهارم نهایی این مسابقات، دو تیمی به مصاف یکدیگر رفتند که یک بار در سال ۱۹۶۶ در همین ورزشگاه دیدار نهایی جام جهانی را برگزار کرده بودند. آلمان پس از شش سال به ویمبلی بازمی‌گشت تا آن شکست جنجالی را جبران کند. گونتر نتزر با پیراهن شماره‌ی ۱۰ چون نگینی در قلب تیم ملی آلمان می‌درخشید. او در طول ۹۰ دقیقه چهره‌ی برتر خط میانی آلمان بود و به بازیکنان خط میانی انگلستان فرصت کوچکترین خودنمایی نداد. آلمان آن بازی تلافی‌جویانه را با نتیجه‌ی سه بر یک به سود خود به پایان رساند. گل دوم آلمان را خود نتزر از روی نقطه‌ی پنالتی به ثمر رساند. پس از بازی، حتا تماشاگران انگلیسی به پا خواستند و برای آلمانی‌ها و بویژه نتزر کف زدند. یکی از گزارشگران روزنامه‌ی معروف آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه» روز بعد از این بازی در تفسیر خود از جمله نوشت: «گونتر نتزر که از اعماق فضا آمد، با خود تبی همراه داشت که حتا به تماشاگران انگلیسی در ورزشگاه نیز سرایت کرد». تنها دو سال پس از این گزارش و جمله‌ی عجیبی که آن مفسر آلمانی درباره‌ی نتزر به کار برد، به مناسبت برگزاری جام جهانی ۱۹۷۴ در آلمان، کتابی در این کشور منتشر شد که عنوان آن چنین بود: «نتزر از اعماق فضا آمد». این زایش اسطوره‌ی نتزر بود. حتا امروز نیز ورزشی‌نویسان آلمانی که آن بازی را ندیده‌اند، آن جمله‌ی تاریخی را نقل می‌کنند. موضوع تنها بر سر آن نیست که در این جمله با اصطلاح «اعماق فضا» به بعد سومی در فوتبال اشاره می‌شود که گویی به تازگی کشف شده است. بلکه این اصطلاح به نکته‌ی ژرف‌تری نیز اشاره دارد و آن شیوه‌ی بازی کسی است که برای نخستین بار در یک میدان بین‌المللی، وظایف یک بازیکن لیبرو و یک هافبک میانی نفوذی را چنان با خلاقیت، ظرافت و قدرت در حد کمال درهم می‌آمیزد که نمونه‌اش پیش از آن دیده نشده است. نتزر با دوندگی و دید عالی، دائما توپ را از اعماق خط دفاعی تیم خودی تحویل می‌گرفت و با پاس‌‌‌های دقیق پخش می‌کرد. او چونان پیستونی بطور مستمر از محوطه‌ی جریمه‌ی خودی تا دروازه‌ی تیم حریف در نوسان بود، پیستونی که صرفا از حرکتی مکانیکی تبعیت نمی‌کرد، بلکه این حرکات را با نبوغ و خلاقیت و ظرافت درهم آمیخته بود. به گفته‌ی کارشناسان آن عصر، نتزر مدت‌ها بود که در تیم باشگاهی خود مونشن‌گلادباخ با چنین شیوه‌ای بازی می‌کرد. ولی نباید فراموش کرد که با آمدن تلویزیون‌های رنگی به بازار و استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های مدرن فیلمبرداری، آن هم در ورزشگاهی چون ویمبلی، تماشاگران در پای تلویزیون‌های خود، برای نخستین بار می‌توانستند حرکات اعجاب‌آور و خلاق بازیکنی را نظاره کنند که با آن موهای بلند طلایی بیش از همه می‌دوید، درهمه جای میدان حضور داشت و با پاس‌های دقیق و بلند خود همواره در دل مدافعان انگلستان، تشویش و اضطراب برمی‌انگیخت. در آن بازی، گوردون بنکس دروازه‌بان افسانه‌ای انگلستان، چند بار با هنرنمایی‌های خود، شوت‌های مخوف نتزر از پشت محوطه‌ی جریمه را به کرنر فرستاد. نتزر در آن دوره، «بازیکن شماره‌ی ۱۰» را به گونه‌ای کمال‌یافته تعریف می‌کرد. مهارت‌ها و توانایی‌های فردی نتزر عالی و قدرت دوندگی او مثال‌زدنی بود. خستگی‌ناپذیری او در آدمی این تصور را برمی‌انگیخت که گویی با چهار شش نفس می‌کشد. پاس‌های طلایی او توپ را از یک سوی زمین به سوی دیگر می‌‌کشاند. گاهی از مسافت ۵۰ یا ۶۰ متری آن چنان پاس دقیقی می‌داد که به گفته‌ی یکی از روزنامه‌نگاران، گویی توپ با چتر نجات روی پای بازیکن خودی فرود آمده است.حرکات نتزر محاسبه‌پذیر نبود. در یک آن سرعت و آهنگ بازی را تغییر می‌داد و کند یا تند می‌کرد. قدرت جنگندگی نتزر در درگیری‌های تن به تن حیرت‌آور بود. یکی از ویژگی‌های نتزر گام‌های بلندی بود که به هنگام حرکت با توپ برمی‌داشت. این گام‌های بلند، شاخص نتزر بود و او را از دیگر بازیکنان داخل زمین متمایز می‌کرد. ولفگانگ اوورات دوست و رقیب نتزر خاطر نشان می‌کند که تا آن زمان، همه‌ی بازیکنان تکنیکی میانه‌ی میدان آلمان مانند فریتس والتر، هانس شفر و خود او، بازیکنان کوچک اندام و ریزنقشی بودند، ولی با آمدن نتزر، بازیکنی به میدان پاگذاشت که افزون بر مهارت‌‌های فردی، اندامی ورزیده، دست و پاهایی بزرگ و گام‌هایی غول‌آسا داشت. پاهای نتزر چنان بزرگ بود که تیم ملی آلمان برای او کفش‌های ویژه‌ی فوتبال به کمپانی آدیداس سفارش می‌داد. نتزر عاشق حفظ توپ بود، ولی این امر هرگز باعث نمی‌شد که با همه‌ی وجود در خدمت تیم نباشد. با این همه، نتزر خودسر و فردگرا و لجباز بود. ولی مگر اساسا بدون چنین خصوصیاتی می‌توان بازیکن شماره‌ی ۱۰ هم بود؟ فراموش شدنی نیست که یک بار در دیدار فینال جام حذفی آلمان، نتزر از روی نیمکت ذخیره‌ها برخاسته و بدون اجازه‌ی مربی از یکی از بازیکنان تیم خودی خواسته بود که جای خود را در میدان به او بدهد. در برابر چشمان حیرت‌زده‌ی مربی و همه‌ی بازیکنان و تماشاگران، نتزر در همان بازی تنها چند دقیقه پس از ورود به میدان، گل پیروزی مونشن‌گلادباخ را به ثمر رسانده بود! هیچ مربی‌ای نمی‌تواند یک چنین خودسری و خودکامگی را بر بازیکنی ببخشد. ولی نتزر بازیکنی معمولی نبود که مشکلاتش هم معمولی باشد. وانگهی به بازیکنی که اراده‌ی خود را با قاطعیت و موفقیت بر روند بازی تحمیل می‌کند چه می‌توان گفت؟ بازیکنانی با چنین ویژگی‌هایی امروز در فوتبال کجا هستند؟!