زنده بمان و عبور کن! این می تواند شعار مناسبی برای بازی یک چهارم نهایی این فصل لیگ قهرمانان بین یوونتوس و رئال مادرید باشد.نباید از هیچ چیز در لیگ قهرمانان مطمئن بود حتی صعود قطعی پس از یک پیروزی سه بر صفر در بازی خارج از خانه! کریستیانو رونالدو به بهترین نحو این را بیان کرد : "هرچیزی می تواند در فوتبال اتفاق بیفتد،ما خوب بازی نکردیم باید به آن اعتراف کنیم.این باید درسی برای عبرت گرفتن در آینده باشد" بازی برای مادریدی ها از سطح ایده آل فاصله ی زیادی داشت و برای بیشتر آنها تماشا و گذراندن آن عذاب آور بود.نیمه ی دوم گویا میخواست تا ابد طول بکشد! اما اگر از منظر تاکتیکی به این بازی بنگریم دو نیمه داستان بسیار متفاوتی داشتند،آلگری در نیمه اول در جواب نسبت به سیستم الماسی زیدان شاهکارانه عمل کرد اما باید بخاطر هوش زیدان بابت عملکردش در نیمه ی مربیان و تغییر سریع سیستم و بستن جناحین به او اعتبار داد.نیمه ی دوم با نتیجه ی یک بر یک پایان یافت و اگر افتضاح دروازه بانی ناواس نبود شاید یو بر صفر خاتمه می یافت.در نهایت این اراده ی رونالدو بود که رئال مادرید را از مرز حذف نجات داد و باعث شد برای هشتمین بار متوالی به نیمه نهایی لیگ قهرمانان راه یابند. آلگری ضعف سیستم الماسی را آشکار می کند : زین الدین زیدان علاقه اش به آرایش الماسی را دوباره به دست آورده بود.بعد از یک شروع فاجعه در ابتدای فصل تغییر سیستم به 4-3-3 و 4-4-2 با آرایش الماسی را فقط در بازی های کمی در ماه های ژانویه و فوریه شاهد بودیم.سپس بازی بزرگ با پاریس سنت ژرمن از راه رسید که زیدان دوباره روی این آرایش قمار کرد. آرایش الماسی مورد علاقه اش بازگشت و برای ۶۰ دقیقه یا بیشتر در مقابل پی اس جی فوق العاده عمل کرد. شاید آلگری برنامه ریزی کرده بود تا مقابل یک 4-4-2 یا 4-3-3 در بازی رفت بازی کند اما او قطعا به بهترین نحو برای بازی برگشت تیمش را آماده کرد. تاکتیسین ایتالیایی ضعف سیستم الماسی زیدان را مشخص کرد : جناحین! داگلاس کاستا در این بازی فوق العاده بود و حین بیشتر مدت زمان بازی هموطن های خود مارسلو و کاسمیرو را با بازی عالی خود اذیت کرد.به دفعات زیاد کاستا در نبرد های تن به تن مقابل کاسمیرو موفق بود و در بخش میانی مادریدی ها آزادانه حرکت می کرد.سرعت فراوان و توانایی ناب او در حمل توپ باعث شده بود هوادارن مادریدی هر بار که او صاحب توپ میشد از استرس به خود بپیچند! نقشه ی آلگری مشخص بود : مجبور کردن مارسلو برای خالی کردن پستش در جناح برای به دست آوردن توپ،رساندن توپ به داگلاس کاستا برای استفاده از فضای خالی سمت چپ مادریدی ها و سانتر های سریع کاستا برای استفاده ی ماریو مانژوکیچ.جایی که به وضوح دنی کارواخال برای مهار او به خاطر قد کوتاهش به مشکل برخورده بود. یوونتوس سیستم 4-3-3 را از آنجایی که دیبالا محروم بود برگزیده بود.سه مهاجم آن ها در بازی بدون توپ خارق العاده عمل کردند مخصوصا مهاجم نوک آنها گونزالو هیگواین‌.او خستگی ناپذیرانه تلاش کرد تا مدافعین میانی مادرید را به خود مشغول کند همچنین کاسمیرو را.مانژوکیچ و کاستا در فضای بین فول بک ها و مهاجمین مادرید بازی کردند،تقریبا یک جناح در دل بازیکنان مادرید برای خودشان،این جایگاه آنها فول بک های مادرید را مجبور به ترک کردن پست خودشان کرد بدون اینکه پوشش مناسبی برای فضای خالی پشت سرشان باشد و به دفعات در موقعیت های دو در مقابل یک گیر افتادند مخصوصا مارسلو.گل اولی که مادریدی ها دریافت کردند شاهدی بر این گفته است.زیدان و بازیکنانش یک وظیفه داشتند،فقط و فقط یک وظیفه ی ساده و آن این بود که در ده دقیقه ی اول گلی دریافت نکنند.یوونتوس ولی نقشه های دیگری در سر داشت.کاسمیرو توپ را از دست می دهد،مارسلو پست خود را ترک کرده و پیشروی کرده است(چیزی که گویا به دفعات اتفاق می افتد)خدیرا به فضای خالی پشت سر مارسلو یورش برده بدون این که کسی باشد که او را تعقیب کند.در حالت ایده آل واران هیگواین را یارگیری کرده و به وایخو این اجازه را داده که تا خدیرا را پرس کند،اما در واقعیت چنین اتفاقی نمی افتد! واران برای کاور هیگواین حرکت می کند،بدون هیچ ارتباط احتمالی با وایخو و مدافع جوان اسپانیایی برای ممانعت از حرکت هیگواین و بستن فضای بین خود و واران به سمت هیگواین پیشروی میکند،به همین دلیل خدیرا زمان کافی برای پیدا کردن مانژوکیچ در آن سمت محوطه جریمه را داراست،مودریچ در یارگیری متوییدی ناموفق عمل میکند و باعث می شود کارواخال بین دوراهی قرار بگیرد،کاور کردن متوییدی یا یارگیری مانژوکیچ،ثانیه هایی که برای تصمیم گرفتن تلف می شود باعث می شود مانژوکیچ سانتر خدیرا را یارگیری نشده با یک ضربه سر عالی تبدیل به گل کند. پی نوشت این قسمت : و البته تونی کروس و آن پیاده روی همیشگی اش رو به عقب! همانطور که بازی ادامه پیدا میکرد یوونتوس اجازه داد بازیسازان رئال مادرید،تونی کروس،مودریچ و ایسکو برای به دست آوردن توپ پیشروی زیادی انجام دهند،این پیشروی کاسمیرو را مجبور به جلو آمدن در زمین کرد تا فضای خالی را پوشش دهد و سپس همانطور که بارها در این فصل شاهد بودیم کاسمیرو در نقش یک هافبک شماره ۱۰ عمل میکند.بعد از آن وقتی که بالاخره یوونتوس برای ضد حمله یورش می برد،بازیکن برزیلی عقب نشینی نکرده و بازیکنان یوونتوس در این فضای خالی بین مدافعین و هافبک های مادرید جولان می دهند بدون اینکه کسی برای متوقف کردنشان حضور داشته باشد. بخاطر لحظات این چنینی است که این سوال مطرح میشود : اصلا چرا کاسمیرو در زمین بازی حضور دارد؟ مسئولیت اصلی کاسمیرو متوقف کردن ضد حمله های تیم حریف و مختل کردن بازی آنها و همچنین پر کردن فضای خالی پشت سر فول بکهای مرگبار مادریدی هنگام حمله کردن آنهاست. اما اگر او برای پر کردن جای خالی هم تیمی هایش پیشروی کند تبدیل به یک مهره ی بی اثر می شود. پلن بی زیدان : چهل و پنج دقیقه ی نخست و یوونتوس با دو گل از حریف خود پیش است،با وجود خلق کردن موقعیت هایی مشخص بود که تغییرات تاکتیکی لازم است. نیمه ی دوم کاملا مشخص می کند که زیدان چگونه مربی است؛یک چالش برای تست کردن خرد تاکتیکی او. مشکل آشکار نیمه ی اول رئال مادرید از چشمان زیدان دور نمانده،او نیاز داشت تا به جناحین و بال های تیمش استحکام ببخشد.برای این کار دو تغییر انجام شد،لوکاس وازکز و مارکو آسنسیو بجای گرت بیل و کاسمیرو وارد زمین شدند.با این تغییرات آرایش مادریدی ها هم به یک 4-4-2 با دو خط فشرده متشکل از ۴ نفر با سرعت و تعادل لازم در بال ها برای خنثی کردن فشار داگلاس کاستا و ماریو مانژوکیچ تبدیل شدمقدار فضایی که لوکاس وازکز پوشش می دهد و سرعتی که با آن این فضا رو پوشش می دهد را نمی توان به طور کامل فهمید.او شاید با استعداد ترین بازیکن داخل فهرست نباشد اما نقش او کاملا تعریف شده است و او دقیقا همان چیزی که رئال مادرید نیاز داشت را فراهم کرد.هم لوکاس وازکز و هم آسنسیو هردو به استحکام بخشی بال های رئال مادرید و فراهم کردن پوشش مورد نیاز برای مارسلو و کارواخال کمک کردند. سردرگمی دیگر در ساختار تیمی رئال مادرید وجود ندارد و تیم سریعا می تواند شالکه ی خود را بعد از پرس کردن یوونتوسیها پیدا کند.هافبک ها و یازده بازیکن در کل مشخصا در این سیستم راحت تر بودند‌. زیدان در این بازی تصمیم گرفت از بنزما استفاده نکند و این تصمیم با توجه به اعتقاد زیدان به بنزما و اینکه مادرید اغلب بدون مهاجم نوک مرکزی است وقتی رونالدو در خط حمله به صورت شناور نزدیک خطوط کناری بازی میکند کمی سورپرایز کننده بود.نکته ی این تصمیم عملکرد درخشان ایسکو بود.او فرم مطلوب خود را از وقفه ی بازی های ملی به بعد ادامه داده است.ایسکو در بازپس گیری مالکیت توپ،فراهم کردن پاس های عمودی و همچنین عمل کردن در نقش یک روزنه و راه خروج در هر کدام از جناحین فوق العاده عمل کرد و شاید این بتواند فرصت سوزی هایش در نیمه اول را کمی به حاشیه براند.به علاوه اینکه چون زیدان گزینه ای برای جایگزینی او نداشت که وظایف او را به خوبی انجام دهد هافبک اسپانیایی باید در زمین مسابقه می ماند. با خسته شدن لوکا مودریچ کواچیچ آخرین تعویض زیدان برای با نشاط کردن خط میانی تیمش بود ولی تاثیر او ناچیز بود.بازی دادن به کریستیانو رونالدو به عنوان تک مهاجم اغلب به این معنی است لحظاتی وجود دارد که رئال مادرید بدون یک نقطه ی مرکزی حمله بازی میکند و این در ادامه ی بازی به نفع یوونتوس عمل کرد. خلاصه : در بسیاری از جهات این بازی یک مسابقه ی شطرنج بین آلگری و زیدان بود،آلگری برنده ی بسیاری از نبرد ها بود ولی در نهایت این زیدان است که برنده ی جنگ می شود؛با کمک اراده ی خالص و سماجت کریستیانو رونالدو‌. ایتالیایی ها از ضعف پوششی سیستم مادرید در جناحین استفاده کرده و آن را تبدیل به نقطه قوت تیم خود کردند.داگلاس کاستا یک تهدید بود و با یک فول بک که همراه با او حرکت میکرد او این توانایی را داشت که چند بازیکن را در سمت چپ مادریدی ها به خود مشغول کند و به این نوعی آنجا را از بازیکن بیش از حد مجاز پر کند همچنین سانتر های خطرناکی را روی دروازه ی آن ها ارسال کند. در سمت دیگر میدان دنی کارواخال بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت اما مجبور بود روی سانترها در مقابل ماریو مانژوکیچی دفاع کند که از او هفت اینچ بلندتر بود! یک تقابل نابرابر که یوونتوس از آن نهایت استفاده برد و دو گل به ثمر رساند. بازیسازان مادریدی ایسکو،مودریچ و کروس اغلب برای تصاحب توپ و پیدا کردن روزنه ای در دفاع مجبور به پیشروی زیادی در زمین می شدند و به همین سبب کاسمیرو مجبور به جلو آمدن و بازی کردن در نقش یک هافبک شماره ۱۰ برای پوشش فضای خالی می شد و در نتیجه تبدیل به یک مهره ی بی اثر شده و یوونتوس در فضای بین مدافعین و هافبک ها به راحتی مشغول جولان دادن شده و فول بک های رئال مادرید را بی اثر می کردند.آلگری در نیمه ی اول یک کلاس استادانه ی تاکتیکی را اجرا کرد.هر ضعف آرایش الماسی زیدان قابل مشاهده بود؛اما زیدان به خوبی متوجه این ضعف ها شد و در نیمه ی دوم تغییراتی اعمال کرد.غیر از افتضاح دروازه بانی ناواس با پوشش مناسب دفاعی فراهم شده در جناحین توسط وازکز و آسنسیو در آرایش 4-4-2 شانس های گلزنی یوونتوس به طرز قابل مشاهده ای تقلیل پیدا کرد.تغییرات زیدان به خنثی کردن مشکلات کمک کرد اما رئال مادرید راهی برای گلزنی پیدا نمی کرد.در دقیقه ی ۹۰ و پایانی مسابقه حاشیه ی اشتباه برای هر کدام از تیم ها به ضخامت یک تار مو بود.یک اشتباه دقیقه آخری از بن عطیه بود که سرنوشت بازی را تعیین کرد و پس از آن کریستیانو رونالدو با یک ضربه پنالتی عالی رئال مادرید را راهی مرحله ی نیمه نهایی لیگ قهرمانان برای هشتمین بار متوالی کرد. به قلم مت ویلتس از وب سایت managing madrid.com