
برای تو ؛ رئال مادرید که سفید می پوشی و بی درنگ می خروشی ...
۴۸۱ بازدیدشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۸
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
برای تو ؛ رئال مادرید که سفید می پوشی و بی درنگ می خروشی ...
حتی یک رسانه هم با تو نیست تا بنویسد یا نشان دهد که همواره درباره ی تو "کلیّات" را گفته اند و هنگام پرداختن به "جزییاتِ اتهام" ها ، دم از آزادی در نظریه پردازی زده اند .
سال گذشته دستگاهِ عظیمِ تبلیغاتچیِ ژرمن ها که گویی همچنان دقیق کار می کند با پرداختن به کلّیات موفق به پاک کردن آن پنالتی اشتباهِ آلیانز و آن گلِ بخودیِ آفسایدِ برنابئو شد و امسال دستگاهِ شکست خورده ی چکمه پوشان از یک واقعیتِ دیدنی یک دروغِ وخیم ساخت تا احتمالاً غرورِ شکسته ی حذف از جام جهانی شان درصد ناچیزی از خود را ترمیم کرده باشد .
سال گذشته تن رسانه برای آن سرقتِ مسلحانه نیوکمپ می لرزید و همه چیز به معبد خدایان ربط داده میشد و امسال وجدان های معلول ، خمیازه کشان از خوابِ خوشِ چندگانه بیدار شده اند با کتابِ کلیاتی در دست و اصواتِ برخاسته از شجره نامه ی خانوادگی بر دهان !
چگونه ممکن است که از یک واقعیتِ در جریان یک تراژدی نوستالژیک ساخت ؟! چیزی که همین الان اتفاق می افتد و همین الان می توانی نگاه کنی و بگویی " دیدم ، بود" را نگه داری برای ساعتی بعد که بخواهی سوگوارانه بر فراز کوههای آلپ فریاد کنی که " دیدم ، آه گاریبالدیِ تنها ، دیدم ... بود؟!!!"
جوابت اینجاست . درست همین جا . در همین دقیقه ی الان که "ببین ، بود" ، "ببین ، بود " ...
پادشاهِ فسقلیِ اما جهانیِ شازده کوچولو به او گفته بود که تو اگر بتوانی خودت را محاکمه کنی و درباره ی خودت حکمِ درستی بدهی ، معلوم می شود که یک فرزانه ی تمام عیاری و اینجور وقتهاست که فوتبال در یک لحظه ی شتابان تو را در موقعیت خردمندی/بی خردی قرار می دهد که : "ببین ... هست؟"
رفتند فلسفه ی ویتگنشتاین و تاریخ ادیان و ارغنون ارسطو و زندگی نامه ی ژولیوس سزار را ورق زدند و از هر یک واژه ای برگزیدند برای شکستِ باشکوهِ تیمی که یک هفته قبل شکستی با شکوه تر خورده بود روی زمین و بر فراز دو مترو سی و هشت سانتی متری آسمان !!!
آنهمه ورق زدن ، آنهمه واژه یابی برای تخطئه ی خطایی که حتی یک آزمون ساده هم می تواند به حقیقت رهنمونشان کند !!! اینکه بجای اشک ریزش بر اندوهِ سرقتِ یک پیروزیِ ساختگی ، با قابلمه ای در دست از یک نفر دیگر بخواهی که بکوشد تا از پشت سر آن را با پا از دست تو خارج کند !!! اگر بدون اینکه کتف و پهلوی تو را بشکند توانست ، ما قرعه ی نیمه نهایی خود را به تو می بخشیم ...


