همیشه با این نوع مدارس مخالف بودم و هستم.
چرا؟
برای این که یه مشت بچه ی از خود راضی و متکبر تحویل میده که 6- 70 درصدشون تا آخر عمر تنها پزشون همین سمپادی بودنشونه.
چه بسیار بچه هایی بودن و هستن که بخاطر قبول نشدن تو این مدارس افسرده میشن و سرکوفت میخورن اونم تو سنی که مثل سمه واسشون این چیزا و خیلی زوده که استرس رو از سنین دبستان و راهنمایی متحمل بشن
همین الآن یه بنده خدایی تو پست مصاحبه ی آلگری درباره ی بوفون شروع کرده بود در افشانی.
میگفت نفر اول تیزهوشانم و آزمونای آزمایشیم اِله و نمره هام بِله و از این دست مزخرفات.
بنده خدا با تکیه به سمپادی بودنش جوری ادعا میکرد که آدم دلش میسوخت که چرا یه بچه ی سن پایین انقدر باید غرور برش داره.
حالا با 4 تا سوال هدیه های آسمانی و علوم که از فلانی بیشتر زدی نتیجه میگیری که نابغه ای؟
باور کنید رتبه ی 1 کنکور و جراح قلبشم اینجوری ادعا ندارن که این داشت.
هی میگفت من تو هیچ بحث علمی کم نمیارم.یه لحظه فک کردم انیشتین از عالم ملکوت با ماست.
گر چه یه بچه ی سن پایین وقتی 2 تافامیل عقب مونده براش به به و چه چه کنن معلومه تحت تاثیر جو قرار میگیره و فکر میکنه واقعا با بقیه فرق داره.
کلا بحث و سوالم اینه که آیا این روند جدا کردن بچه ها از سنین پایین و خوروندن این واقعیت به بچه های مدارس عادی که سمپادیا از شما بهترن باعث نمیشه اون بچه انگیزش رو تو همون بچگی از دست بده؟
حرفایی که کاملا غلطن.
چون از مدرسه ی خودمونم خیلیا پزشکی و دندون و دارو قبول شدن
مهندسی تو دانشگاهای خوب قبول شدن.
با این که مدرسه ی ما عادی بود.