در شب اعدام ....
۷۰۳ بازدیدیکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷ - 0۴:۴۵
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
در شب اعدام
یکی مرا با پزشکِ قانونی اشتباه گرفت
گفتم «خبرنگارم… مطبوعاتی هستم»
اما نفهمید و مرا
به اتاقی اشتباه برد
رییس زندان به پیشوازم آمد
«آمدید پدر روحانی؟»
گفتم «مطبوعاتی هستم»
گفت «البته، کشیش مطبوعاتی»
و از پلهها پایین رفت
و مرا به دنبال خود کشاند
قاضی بلند گفت «آقای آلیس!»
داد زدم «مطبوعاتی هستم»
ولی مرا هل داد به پشت پردههای سیاه
به جاییکه روشناییاش کورکننده بود
و چهرهی مردان روبهرو
دیده نمیشد
پیش خود گفتم، خدا را شکر
آنها مرا میبینند
و سراسیمه فریاد زدم، «ببینید
به صورتم نگاه کنید
هیچکس مرا نمیشناسد؟!»
کلاه سیاهی سر و صورتم را پوشاند
و مامور اعدام زیر گوشم گفت
«بیش از این دردسر نساز!»
?آلدن نولن
شاعر و نویسنده کانادایی
ترجمه : اکرم پدرام نیا


