شاید اینطور به نظر برسد که ایتالیا هنوز از فاجعه جام جهانی 2010 کمر راست نکرده است. آنها که در آن جام مدافع عنوان قهرمانی بودند، حتی یک برد هم در مرحله گروهی نداشتند و بازگشتی تلخ و زودهنگام به خانه داشتند. تلخی آن اتفاق، همچنان در فوتبال ایتالیا حس می شود و همچنان این تیم را در وضعیتی مبهم و تیره نگه داشته است. بعد از جام جهانی 2010، این تصویر عمومی رایج درباره ایتالیا بوده است: «تیمی که روزگاری در آسمان ها سیر می کرد، فعلا به زمان زیادی نیاز دارد تا کمر راست کند». جالب است که این تصویر، همچنان در دنیای فوتبال طرفداران زیادی دارد اما واقعیت ها به روایت آمار چیز دیگری است. تیمی که با بازیکنانی ناشناخته –البته برای پیگیری کنندگان کمتر حرفه ای دنیای فوتبال- پا به یورو 2012 گذاشت، با سرمربی جوان و انعطاف پذیرش، تا آنجا که می توانست جلو رفت. «تا آنجا که می توانست» در اینجا یعنی فینال، جایی که اسپانیایی که در اوج فوتبال سال های اخیر خود بود، انتظارشان را می کشید. این یه غافلگیری بسیار بزرگ برای فوتبال اروپا بود. اما غافلگیری ها همچنان ادامه داشتند. در جام کنفدراسیون ها، همان گروه از بازیکنان جوان، تلنگر دیگری به این افسانه زدند که ایتالیا فعلا کمر راست نمی کند؛ آنها در بازی نیمه نهایی، با اسپانیا در وقت قانونی بدون گل مساوی کردند و این ضربات پنالتی بود که قهرمان اروپا و جهان را به فینال رساند. بزرگ ترین شگفتی این بازی، آمار مالکیت توپ بود که برای اولین بار بعد از سال های سال، به نفع تیم دیگری به جز اسپانیا بود. چنین غیرمنتظره بودن را باید به دیدگاه های چزاره پراندلی سرمربی تیم و حضور گروه پرانگیزه ای از بازیکنان جوانی ربط داد که توانسته اند اعتبار از دست رفته لاجوردی ها را ذره ذره برگردانند. چزاره پراندلی؛ امشب از کدام سیستم استفاده کنیم؟ چزاره پراندلی، سرمربی تیم ملی ایتالیا، لاجوردی ها را در بدترین زمان مناسب به دست گرفت. آنها به عنوان مدافع عنوان قهرمانی، در مرحله گروهی 2010 حتی یک برد هم کسب نکردند. ناامیدی زیادی درباره تیم ملی ایتالیا در کشور وجود داشت و هیچ کس گمان نمی کرد این تیم به زودی بتواند خود را در سطوح بالای بین المللی مطرح کند اما پراندلی در اولین تورنمنت بزرگ بعد از جام جهانی، تیمش را به نایب قهرمانی یورو رساند و در جام کنفدراسیون ها، نشان داد که شاگردانش توانایی های زیادی دارند. رمز موفقیت پراندلی چیست؟ او چطور توانست بعد از یک تغییر نسل گسترده در فوتبال ملی، به چنین نتایج دور از دسترسی دست پیدا کند؟ بدون شک، یکی از عوامل موفقیت این مربی، انعطاف بسیار بالای او در تعیین تاکتیک های تیمش است. او هر وقت که احساس نیاز کرده، جسورانه دست به تغییرات بزرگ تاکتیکی در تیمش زده و البته نتایج خوبی هم گرفته است. بزرگ ترین تغییر معروف او، مربوط به قبل از یورو 2012 است. ایتالیا در بازی های دوستانه پیش از تورنمنت، آنقدر در دفاع لرزان بود که کابوس تکرار جام جهانی 2010 یک بار دیگر به سراغ این تیم آمد. با این حال، پراندلی که روحیه ای چابک دارد، سریعا سیستم دفاعی تیمش را تغییر داد و در دو بازی اول مرحله گروهی، با سه دفاع بازی کرد. بعد از آن دوباره سیستم تیمش را تغییر داد و با چهار دفاع بازی کرد. این تغییرها بخشی از فلسفه کاری پراندلی در سه سال اخیر بوده است و حالا با توجه به اینکه بازیکنان جوان او تجربه بیشتری هم کسب کرده اند، می تواند به نقطه قوت ایتالیا در جام جهانی تبدیل شود. البته او مانند هر مربی بزرگ دیگری، این توصیه تاریخی را در نظر دارد که تیم هایی قهرمان می شوند که دو تاکتیک متفاوت دارند، یکی برای همیشه و یک پلن بی برای مواقعی که سیستم اول جواب نمی دهد. اینکه آیا پراندلی به چنین ثباتی در اندیشه های تاکتیکی اش خواهد رسید را زمان و بازی های جام جهانی مشخص خواهد کرد اما چیزی که مشخص است، این است که او یکی از پنج سیستمی را که تا حالا امتحان کرده، در جام جهانی به کار خواهد گرفت. سیستم های او تا حالا، این پنج چینش بوده اند: 2-5-3 وقتی که ایتالیا با اسپانیا بازی داشت، این سیستم توانست خط هافبک قدرتمند قهرمان جهان را مهار کند. اما به نظر می رسد این سیستم فقط در مقابل اسپانیا خوب بوده است. در بازی های دیگری که پراندلی تیمش را با این سیستم به میدان فرستاده، لاجوردی ها با مشکلات زیادی روبرو بوده اند. 1-2-3-4 این سیستم حالت دفاعی تر سیستم قبلی است. یعنی وقتی که پراندلی بخواهد دفاعی تر بازی کند، یک مهاجم را کم می کند و یک خط به عقب می آورد تا با داشتن یک بازیکن اضافی در میانه میدان، کنترل بازی را به دست بگیرد. نکته بسیار حساس این سیستم این است که مربی، باید ترکیب مناسبی از بازیکنان رادر اختیار داشته باشد و انتخاب کند. 3-3-4 در این سیستم حضور ماریو بالوتلی در نوک حمله، قدرت ویران کننده به ایتالیا می دهد. سمت چپ هم با حضر لورنزو اینسینیه و استفان الشعراوی قدرتمند است اما نکته نگران کننده سمت راست است، جایی که هوز پراندلی به بازیکن موردنظرش دست پیدا نکرده است. نکته منفی برای این سیستم این است که پراندلی چندان علاقه ای به بازی با سه مهاجم ندارد. 1-3-2-4 اینکه چرا پراندلی از این سیستم خیلی استفاده نمی کند مشخص نیست. این سیستم، در تیم های ملی و باشگاهی زیادی کارایی خود را نشان داده است. هر چند که کارشناسان فوتبال روزهای عمر آن را رو به پایان می دانند اما همچنان یک سیستم کارآمد است. به خصوص که نسل جوان ایتالیا بازیکنان هجومی جوانی مانند بالوتلی، استفان الشعرای، اینسینیه، دسترو و دیگران را دارد. البته هر بار که ایتالیا از این سیستم استفاده کرده، نتوانسته حتی به یک برد برسد. این نکته که این سیستم در لیگ ایتالیا هم چندان محبوب نیست، می تواند به مهجور ماندن آن در اندیشه های تاکتیکی پراندلی کمک کند. 2-1-3-4 این سیستم، سیستم مورد علاقه ایتالیایی هاست. چهار هافبک وسط میدان، به راحتی مالکیت توپ را به نفع ایتالیایی ها تقویت می کنند و وقتی هم که توپ در دستان آندرآ پیرلوست، می توانند از او حمایت کنند اما اسپانیا در فینال یورو به خوبی نشان داد که این سیستم، عمق کافی ندارد. پسر بد ایتالیا، کی خوب می شود؟ حدود یک ماه پیش مجله فرانس فوتبال فهرست پنجاه نفره از بازیکنان مشهور تاریخ فوتبال را منتشر کرد که ماریو بالوتلی نفر دهم آن بود. اما این فهرست مربوط به تکنیکی ترین، بهترین، پرگل ترین و دیگر چیزهای مثبت نبود بلکه لیستی بود با نام «پسران بد» دنیای فوتبال و بازیکنانی مانند دیه گو مارادونا، لوئیز سوآرس، پائولو دی کانیو، تینو آسپریلا و حتی اریک کانتونا هم در آن بودند. حضور ماریو بالوتلی در این فهرست با انتقاد زیادی مواجه شد. اما فرانس فوتبال در دفاع از خود، به یک گفتگوی مشهور بالوتلی که همین چند وقت پیش با مجله فور فورتو چاپ شده بود اشاره کرد. تیتر آن گفت و گو به نقل از خود بالوتلی این بود: «بد؟ ای کاش می توانستم بدتر باشم». چنین بازیکنی آیا جای دفاع از خود باقی می گذارد؟! می توان گفت بله. بالوتلی چنان استعداد بی نظیری است که همه بدخلقی هایش نادیده گرفته می شود. او وقتی که در منچسترسیتی بود، مدام حاشیه درست میکرد اما چیزی که به اندازه همان حاشیه ها در یاد هواداران این تیم باقی مانده، بازی های درخشان اوست. جالب اینجاست که گویا بالوتلی واقعا نمی تواند معمولی رفتار کند. او پیش از کریسمس گفته بود آرزو می کند بتواند یک زندگی معمولی داشته باشد. اما از همان زمان خبر درگیری با یک خبرنگار، انتشار عکسی که در آن با دست مصدومش پینگ پنگ بازی می کند و حاشیه های دیگر، آن جنبه دوست نداشتنی زندگی او را زنده نگه داشته است. از منظر تاکتیکی، کامل ترین بازیکنی است که چزاره پراندلی سرمربی تیم ملی ایتالیا می تواند برای نوک خط حمله اش داشته باشد. اما رفتارهای عجیب بالوتلی، کار را به جایی رسانده است که پراندلی به صورت عمومی به این مهاجم هشدار داده که نمی تواند چیزی را تضمین شده بداند و اگر می خواهد به برزیل برود باید بیشتر به خود فوتبال فکر کند تا حاشیه هایش: «او این توانایی را دارد که یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال باشد. البته او باید یک جدیت در کار خود داشته باشد و بتواند تعادل را برقرار کند. او در سال های اخیر انرژی زیادی را به خاطر چیزهای نامربوط از دست داده است. قهرمان های بزرگ این کارها را نمی کنند. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، بردن است». و حالا که جام جهانی نزدیک و نزدیک تر شده است، بالوتلی باید تلاش بیشتری بکند که این تعادل را برقرار کند. سقف بالوتلی گل هایی که بالوتلی زده به راحتی توانایی های فنی این بازیکن را که تنها 23 سال دارد نشان می دهد. اما چیزی که قطعی است این است که این سقف کاری که بالوتلی می تواند بکند نیست. او وقتی در همین فصل با میلان در زمین ناپولی بازی می کرد، بعد از تعویض روی نیمکت مانند یک کودک گریه کرد. همه گمان می کردند این پایان حدود یک سال حضور او در میلان خواهد بود اما بالوتلی در بازی بعد، با یک گل زیبای سه امتیازی همه معادلات را به هم ریخت. این غیرقابل پیش بینی بودن شخصیت بالوتلی، شاید نکته امیدوار کننده هواداران ایتالیا در جام جهانی 2014 باشد. همه به خوبی می دانند او چه توانایی هایی دارد و مساله مهم این است که خود او متقاعد شود که از این توانایی ها استفاده کند. اینکه پراندلی او را تهدید کرده که نمی تواند از همین حالا به فکر برزیل باشد، بیشتر به یک بلوف تاکتیکی از سوی او به نظر می رسد اما بالوتلی بارها ثابت کرده که استاد بحرانی کردن شرایط ساده است. حالا باید منتظر ماند و دید که او چه رویکردی را اتخاذ خواهد کرد. هیچ شکی نیست که خود او هم دوست دارد در برزیل ثابت کند بهترین بازیکن دنیاست –چیزی که بارها ادعا کرده- اما همه چیز بستگی به این دارد که پاپاراتزی ها چقدر موی دماغ او خواهند شد یا اینکه خود او چقدر تمرکز دارد. چیزی که بالوتلی می تواند از آن مطمئن باشد این است که در تیم ملی ایتالیا، حامیان زیادی دارد. آندرآ پیرلو مغز متفکر لاجوردی ها اخیرا اعتراف کرده که تیمش تا حدودی به این مهاجم وابسته است: «ماریو نقش مهمی در تیم ما دارد و تا حدودی به او وابسته هستیم. او حالا بزرگ تر شده است و دیگر به راهنمایی و توصیه نیاز ندارد. تنها کاری که باید انجام دهد این است که تنها روی پیدا کردن فرم ایده آلش و همین طور فوتبال تمرکز کند و بقیه چیزها را کنار بگذارد». سوال بزرگ اما این است که آیا بالوتلی واقعا این کار را انجام خواهد داد؟ آهسته و پیوسته پراندلی که منبع قابل توجهی از بازیکنان جوان، با استعداد و مهم تر از آن با انگیزه را دارد، به خوبی توانسته است هر جایی که تیمش نیاز دارد، تغییرات بزرگ تاکتیکی ایجاد کند که نمونه مشهورش تغییر سیستم دفاعی اش پیش از یورو 2012 بوده است. این تغییرهای یک باره در ساختار، به غیرقابل پیش بینی بودن ماهیت تیم ملی ایتالیا هم افزوده است و بی دلیل نیست که آنها همچنان «قامت راست نکرده» به شمار می روند. این ذهنیت اتفاقا می تواند کمک بزرگی به ایتالیا بکند. آنها به صورت سنتی در جام های زیادی مدعی قهرمانی نبوده اند اما توانسته اند همیشه راه خود را پیدا کنند. حتی در همان جام جهانی 2006 هم ایتالیا، مدعی درجه یک قهرمانی نبود. اینکه ایتالیا خیلی جدی گرفته نمی شود می تواند به نفع لاجوردی ها باشد. آنها در این شرایط به راحتی و بدون احساس هیچ فشار خاصی می توانند به آماده سازی خود بپردازند. جدا از این آرامش پیش از جام، لاجوردی ها همچنین یکی از تیم های خوب تورنمنت را هم در اختیار دارند. شاید این تیم، ابرستاره های زیادی نداشته باشد اما آنقدر بازیکن خوب دارد که بتوان آن را یکی از مدعیان دست کم حضور در جمع هشت تیم پایانی دانست. ماریو بالوتلی و چوزپه روسی در خط حمله زوجی هستند که از حالا می توان روی درخشش آنها حساب باز کرد. البته اگر روسی به آمادگی کامل برسد چون او همچنان به خاطر جراحی زانویش در چند ماه پیش، نمی تواند بازی کند. در خط میانی حضور یک استاد به تمام معنا به نام آندرآ پیرلو، وجه تمایز ایتالیا با هر تیم دیگری در دنیاست. در کنار او کلودیو مارکیزیو و ریکاردو مونتولیوو هم بازیکنانی هستند که تجربه کافی برای تعیین نتیجه هر دیداری را دارند. جیورجیو کیه لینی و کریستیانو بونوچی در خط دفاع، مایه امیدواری هواداران ایتالیا هستند و در دروازه، جیان لوئیجی بوفون –یکی از بهترین دروازه بان های تاریخ- آخرین حلقه دفاعی تیم پراندلی را تشکیل می دهد. ایتالیا شاید هم اندازه آلمان، برزیل، اسپانیا و آرژانتین شانس قهرمانی نداشته باشد اما فاصله کمی با آنها دارد. این تیم ایتالیا می تواند شگفتی ساز بزرگ جام جهانی باشد. هدیه روزنامه همشهری به هواداران ایتالیا: 4 اردیبهشت 1393