
نجوای سنگ قبری که فقط شیخ بهایی شنید
۳٬۹۸۶ بازدیدچهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۷ - 0۵:۱۶
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
کمتر کسی است که از کنار قبرستان بزرگ تخت فولاد اصفهان رد شده باشد و مقبره بابا رکنالدین را ندیده باشد، مقبرهای زیبا به سبک معماری ایرانی اسلامی زمان شیخ بهایی که به دست این بزرگ معمار تاریخ اصفهان ساخته شده است.
اما از اهالی اصفهان که سؤال کنید معمولاً قدیمیها بیشتر و نسل جدید کمتر اما اسم این عالم بزرگ را میدانند و برخی در مورد وی به بیان داستانهایی نیز میپردازند، علما و عرفا اما بیشتر وی را میشناسند و با مقبره وی انس و الفت دارند، مقبرهای که قدیمیترین مکان چله نشینی زاهدان در قبرستان تخت فولاد بوده است.
نامش «مسعود بن عبدالله» و لقبش «رکنالدین» و از اهالی بیضا «در شیراز» است و نام کاملش «بابا رکنالدین مسعود بن عبدالله بیضاوی» است، وی اغلب سالهای زندگی خود را در اصفهان سپری کرد و در بین حکام و اعیان و بزرگان اصفهان صاحب احترام بسیار بوده است.
وی آنگونه که خود نوشته از کودکی معانی توحیدی را ادراک میکرده و در عرفان علمی شاگرد کمالالدین عبدالرزاق کاشانی و داوود بن محمود قیصری بوده و در طریقه سیر و سلوک نیز ظاهراً از سلسله سهروردیان است، درباره وی میگویند استادش در عرفان عملی «بابابیات» بوده است. «بابا» در قدیم به دو گروه اطلاق میشد و یکی از آن دو گروه عارفان و زاهدان و قطبها بودند این عده اغلب در قرنهای هشتم و نهم میزیستند و قبرهای زیادی از اینها در اصفهان است، از آن رو که مسعود بن عبدالله هم از این گروه بود وی نیز «بابا» لقب گرفت.
همچنین نوشتهاند که شاه نعمتالله ولی مقدمات علوم را نزد رکنالدین شیرازی تحصیل کرد؛ مرقد بابا رکنالدین که در زمان حیات خود نیز با عزت و احترام میزیست، پس از رحلت وی تاکنون محل توجه و زیارت و توسل مردم و بزرگان و عرفا بوده است.
* ندای مزار بابا رکنالدین از آینده
سالها پس از رحلت بابا رکنالدین کرامتی از او رخ داد، روزی مرحوم بهاءالدین محمدعاملی مشهور به شیخ بهایی با عدهای از بزرگان به زیارت اهل قبور میروند، به قبرستان تخت فولاد که میرسند هنوز نفس تازه نکرده بودند که شیخ بهایی به اطرافیان خود میگوید «من چیزی شنیدم آیا شما هم شنیدید؟» حاضران گفتند «ما چیزی نشنیدم و اصلاً کسی سخنی نگفت» شیخ بهایی جملهای را که شنیده بود به آنان نگفت و به خانه بازگشت و در خانه را به روی خود بست و شروع به گریه و تضرع و توجه به آخرت کرد و تقریباً 6 ماه بعد دار فانی را وداع کرد و جسدش را از اصفهان به مشهد برده و دفن کردند.
علامه ملأ محمدتقی مجلسی مینویسد، من از نزدیکان شیخ بهایی بودم و او به من میگفت «من به آماده شدن برای مرگ خبر داده و امر شدم» و آن جملهای که 262 سال پس از رحلت بابا رکنالدین از قبر وی خطاب به شیخ بهایی گفته شد این بود «شیخنا، در فکر خود باش!».
* خواندن یاسین بر مزار بابا رکنالدین
مرحوم علامه حاجی کرباسی از علمای بزرگ اصفهان نیز به بابا رکنالدین اعتقاد تام داشت و به زیارت مزارش میرفت؛ بزرگ دیگری که به زیارت وی میرفت فقیه عارف آیتالله سید عبدالکریم کشمیری بود، وی از قبور علماء به قبر استادش آیتالله سید علی قاضی در وادیالسلام نجف و بابا رکنالدین در قبرستان تخت فولاد اصفهان زیاد اهمیت میداد و این دو را ممتاز میشمرد و میگفت «بابا رکنالدین روح و ریحان است» و «من هر وقت در زندگی مشکلی برایم رخ میدهد یک سوره یاسین برای بابا رکنالدین مدفون در قبرستان تخت فولاد اصفهان میخوانم مشکلم حل میشود» همچنین اظهار میکرد «بر مرقد رکنالدین خواستم بفهمم ذکر او چه بوده الهامم شد که ذکرش (لا اله الا الله) بوده است».
* اساتید و آثار
از اساتید بابا رکنالدین میتوان به نامهایی همچون کمالالدین عبدالرزاق کاشانی شارح «فصوص الحکم» ابن عربی و «منازل السائرین» انصاری، شرفالدین داوود قیصری شارح «فصوص الحکم» و «تائیه کبرای» ابن فارض و نعمان خوارزمی اشاره کرد.
در مورد آثار وی نیز کتبی مثل «کنزالرموز» در علم حروف، «معلوم الخصوص من مفهوم الفصوص»، «قلندریه»، «کشف الضر فی شرح نظم الدر» و «نصوص الخصوص فی شرح الفصوص» بیان شده است.
بابا رکنالدین شرحی مبسوط به زبان فارسی بر کتاب فصوص الحکم از محیالدین ابن عربی نگاشته و خود در حل مشکلات و رموز آن از نعمان خوارزمی استفاده کرد و به تشویق همین استادش آن را به پایان رساند؛ بابا خود مینویسد «نمیخواستم شرحم را از مسوده پاکنویس کنم اما در رؤیایی به من فرمودند «و اما به نعمه ربک فحدث» و در اثر این امر آن را به انجام رساندم.
شرح رکنالدین بر فصوص «نصوص الخصوص فی ترجمه الفصوص» نام دارد و خلاصهای از شرحهای قبلی این کتاب مخصوصاً شرح کاشانی و قیصری است، به علاوه مطالب و رهآوردهای علمی و عرفانی تازه خود که بر آنها افزوده است.
بابا رکنالدین از قدیمیترین دانشمندانی است که در تخت فولاد به خاک سپرده شد و تا چندی پس از شروع عهد صفویه قبرستان تخت فولاد را هم «قبرستان بابا رکنالدین» میگفتند؛ حتی پل خواجو را که در معبر آن مقبره واقع شده «پل بابا رکنالدین» مینامیدند، همانطور که «شاردن» جهانگرد معروف فرانسوی نیز در کتاب خود بر این نکته تأکید دارد.


