بر سر در باشگاهی ، تصویر گرگی با ممه کشیدند ...
.. ارباب عمائم این خبر را، از مجری صادقی شنیدند....
....گفتند که وا شریعتا خلق ، گرگ بی حجاب دیدند.
....آسیمه سر از درون مسجد ،تا سرسرای جام جم دویدند....
...ایمان و امان بسرعت برق میرفت که مسئولین رسیدند...
.این نرم افزار آورد و آن یکی هارد ،حجابی ز شطرنج بر او کشیدند...
ناموس به باد رفته ای را با یک دو سه کیلو بایت خریدند....
..غفلت شده بود و خلق وحشی ، چون نره گرگ درنده میجهیدند...
..بی سوتین گرگ بیچاره ای را ، پاچین عفاف میدریدند...
.ممه جات خوشگلش را ، مانند نبات می مکیدند...
..بالجمله تمام مردم شهر در بحر گناه می تپیدند ...
.. میگشت قیامت آشکارا، مسلمین همه گلنار میخریدند....
در مسجد و مدرسه و کلاس قران ، نفوس مومنین بروی هم میپریدند...
اینست که پیش سعید و اصغر ، طلاب علوم ...ون سفیدند...
.. با این علما هنوز مردم ..
.. از رونق ملک نا امیدند....