شب گذشته تیمی که بر قله غرور و افتخار فوتبال جهان ایستاده بود در مقابل شاگردان آنچلوتی درهم شکسته شد. کاخ سلطنتی هواداران بایرن به توپ بسته شد و تنها ویرانه ای از آن به جای ماند. تحقیر باواریایی در مقابل چشم هواداران ژرمن مسئله ای است که احتمالا هیچ گاه از ذهن آنها پاک نخواهد شد.
کهکشانی ها با اقتدار بعد از 12 سال به فینال لیگ قهرمانان اروپا راه یافتند. صعودی که در لفافه منسوخ شدن فلسفه تیکی تاکای گواردیولا را نهفته دارد . بایرن مونیخی که در دوبازی رفت و برگشت با استفاده از تیکی تاکا در مالکیت توپ با اختلاف زیاد از حریف اسپانیایی خود دست برنده را در اختیار داشت، در نهایت شکست سنگینی را متحمل شد.
شاگردان گواردیولا به همان نسبت که در افزایش درصد مالکیت توپ خود موفق بودند، در کنترل بازی و نتیجه حاصله ناکام بودند. شاید در بسیار مواقع در فوتبال امروزی دراختیارداشتن توپ به معنای در اختیار داشتن بازی باشد اما بازی رئال مادرید و بایرن مونیخ از معدود استثنائاتی بود که نهایتا هم برای شاگردان پپ بسیار سنگین تمام شد.
شاید حس انتقام جویی برای کسب افتخار قدرتمندتر از هر سیستم و مکتبی در فوتبال باشد. حس انتقام جویی در شادی پس از گل رونالدو و راموس مشخص بود. فصل گذشته با یک پنالتی کذایی رئال فینال را از دست داد. از طرف دیگر توانایی و دانش آنچلوتی در کنار احساس خشم و انتقام کهکشانی ها در مجموع باعث شد لاشه ای از بایرن باقی بماند.
تفکر ایتالیایی آنچلوتی یک نتیجه بسیار مشخص برای گواردیولا داشت . گواردیولا نمی تواند در مقابل همه تیم ها با یک شیوه بازی کند.