سالهای پیش کشوری به نام وستروس وجود داشظت در این کشور تعداد زیادی معابد وجود داشت که از دربار بود جهای سنگین میگرفتن در حاالی که مردم وستروس زیر بار فشار زندگی داشتن خرد میشدن این معابد با در اختیار داشتن اکثر ثروت کشور به کار های بیهوده مشغول بودن مثلا هزاران سکه دریافت میکردن و هزاران نفر مامور میکردن تا سخنان بزرگان تاریخ معابد وستروس رو جمع اوری کنن که به هیچ دردی نمیخورد یا مثلا در روستاهای دور افتاده وستروس مردم نان برای خوردن نداشتن ولی این معابد اعضای خود رو برای راهنمایی کردن مردم اون مناطق میفرستادن و حقوق بالایی به این افراد میدادن از مزایای بودن در معابد وستروس خانه رایگان و همچنین تسهیلات گوناگون مثل دریافت بخشی از مالیات مردم به نام حق زور بود معابد وستروس معتقد بودن مردم باید بخشی از دسترنج خود رو به انان بدهن چون حق اوناست البته مردم وستروس رفته رفته دیگه این پول ها رو نمیدادن برای همین معابد وستروس رفتن سمت دربار و با حیله و نیرنگ توانستن کنترل دربار رو در دست بگیرن و برای همین بودجه های سنگین برای خودشون وضع میکردن و به مردم یه-----نشون میدادن معابد وستروس در خارج از وستروس هم شعبه زدن و اعضایی از همه جهان جذب میکردن در حالی که جوانان وستروس از بیکاری و افسردگی به سمت کشیدن تنباکو رفته بودن و داشتن نابود میشدن از کشور های دیگه مردمی برای درس خواندن به این معابد میمودن و در ناز و نعمت زندگی میکردن جالب اینجا بیود که این افراد در کشور های خود نان هم برای خو.ردن نداشتن و بر میگشتن به کشور های خود و میگفتن وستروس بهترین جای جهانه