شاید باورتون نشه ولی کریم باقری وقتی تو کرمانشاه زلزله اومد به بازار تهران و تبریز رفت و کلی پول جمع کرد واسه کمک به کرمانشاه. مهدی مهدویکیا هم پولایی که از تبلیغ لبنیات بدست اورد واسه زلزله زده ها فرستاد. در مورد عستاد راموفی پورم اگه حوصله یاری کنه و گرفتاری هام اجازه بدن یه مطلب مینویسم درمورد سخنان عرزشمند و گهربارش.البته که واقعا وقت تلف کردنه این کار. میدونید بشخصه وقتی سخ عنرانی های عستاد راموفی پور رو میبینم که مثلا از فراماسونری و دست های پشت پرده و سرمایه داری و .... اینجور چیزا حرف مبزنه و طرفداراشم میبینم که واسه حرفاش به به و چه چه میکنن و بهش میگن دست مریزاد استاد!! یاد اون نقاش های میفتم که یه تابلوی نقاشی رو خط خط میکنن و یه مشت رنگ روش میریزن و میفرستنش گالری های نقاشی که اونجا هم یه مشت ادم دور اون نقاشی ها جمع میشن و میگن این نقاشی خیلی معنا و مفهوم الهی و عرفانی داره و ساعت ها درمورد اون نقاشی بحث میکنن و کلیم پول بالاش میدن که مثلا بگن از هنر خیلی حالمونه و این حرفا!! رائفی پور و طرفداراش دقیقا عین همینان. اون نقاشه با خط خطی کردناش و رنگای در هم ورهمش کلی پول به حیب میزنه و سر یه مشت ادمو کلاه میذاره رائفی پور هم با سخنرانی ها و حرفای درهم و ورهمش کلی پول به جیب میزنه. جالب اینجاست که هردوی این طیف هم به مخالفاشون میگن شما از اینجور چیزا سر در نمیارید که