به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تاراسوف در نشریه "نووایا گازتا" مشاهدات خود در سفر به تهران را اینگونه تشریح کرده است:در تهران دلار را ميشود به دلالان در حال گردش در نزدیکی محل تبدیل ارز فروخت. البته فعالیت آنها غیرقانونی و تفاوت بین نرخ خرید و فروش خیلی بزرگ است. یک خانم روس مقیم تهران به خبرنگار توضیح میدهد علت رشد نرخ دلار ترس از جنگ است. اما ایرانیها از تهدید ترامپ بیم ندارند. میگویند "بگذار یک میلیون مجازات به کار گیرد. ما نیم قرن است اینطور زندگی میکنیم". اصلاً در ایران فقط وقتی از جنگ صحبت ميشود که کسی سئوال کند و خیلی آهسته حرف میزنند. در روسيه از جنگ آینده خیلی بیشتر از این صحبت ميشود.تعداد جوانان در ایران زیاد ولی بچهها کم هستند. ایرانیها میگویند خودشان جوانترین ملت دنیا هستند ولی سطح زاد و ولد در کشور از سالهای 90 رو به افول رفته است. هم اکنون رشد جمعیت حتی برای حفظ جمعیت کنونی کافی نیست. خیلیها از بچه داشتن خودداری میکنند. موارد طلاق و سن ازدواج هم رشد میکند. بسیاری از جوانان در سن تشکیل خانواده مجرد هستند. ازدواج در ایران کار دشواری است. برای ازدواج یک مرد باید مسکن خود و امکان نگاه داشتن خانوادهاش را داشته باشد. اما قیمت مسکن در تهران با قیمت مسکو برابر است. اجاره مسکن هم که از مسکو بیشتر است. یک خانم ازبک که دهها سال است از شوروی به ایران آمده میگوید در ایران پوتین را دوست دارند. آنها به نیرومندها احترام میگذارند. میگویند پوتین چنان تجهیزات و فنآوریهایی دارد که ترامپ هرگز نخواهد داشت. ایران تا حدودی مانند شوروی است. خودشان هر چیزی را تولید میکنند.-------اینجا من اسید لازم میشم با توجه به حجم واردات اینجا خانمها در موقعیت خیلی خوبی هستند. شما نخواهید دید که خانم بچه را در آغوش بگیرد. خیلی از خانمها ظرف نمیشویند، فرش پاک نمیکنند، بلکه این کارها به دوش مردان آنهاست. زنان در ایران مستقلتر و نیرومندتر از مردان هستند. زنان در ایران اقدام میکنند و به خواسته خود میرسند. همان خانم ازبک دوباره به من یادآوری می کند که از نقطه نظر اقتصادی اینجا همه امور متوجه "فرد ساده" است. دادگاه در اختلاف کارمند و کارگر با شرکت همیشه طرف کارگر را میگیرد. تحصیلات عالی عملاً رایگان است. تابعیت ایران را به سادگی ميشود دریافت کرد و حتی اگر تابعیت کشور دیگری را بگیری تابعیت ایران را از دست نمیدهی. میانگین دستمزد 1000 دلار و میانگین حق بازنشستگی هم 400-500 دلار (2 برابر بیش از حق بازنشستگی در روسيه) است. اگر خانمی خانه دار باشد حق بازنشستگی وی بر اساس دستمزد شوهرش محاسبه ميشود. امنیت در هر جا و هر زمان احساس ميشود. فقرا هم هستند ولی مساجد و بنیادهای اجتماعی به آنها کمک میکنند. در صورت مقایسه از لحاظ قابلیت خرید عقب افتادن روسيه محسوستر ميشود. اما جادهها که جای گفتن ندارد. حتی جادههای مناطق دور افتاده خیلی بهتر از روسيه است. در این جاده حرکت میکنی و از خجالت خودخوری میکنی. نفت در هر دو کشور یکی است و ثروت در هر دو کشور در دست گروه محدود نزدیک به حکومت است. فساد هر جا هست. ولی چرا نفت ایران برغم دهها سال تحریم، مجازات و جنگ برای مردم هم کفایت میکند ولی در روسيه نه؟ حتی بدون مجازات. اما بعد، وقتی مجازاتها فرا رسد چه ميشود؟ در نتیجه امروز نه تنها کارکنان صنایع نفتی بلکه متخصصین فنآوریهای اطلاعاتی هم از شهرهای دور افتاده و عقب مانده روسيه برای کار به ایران سفر میکنند. ----------------------------------------------------------------------------------------------نمیدونم چرا یاد ایرانیها که از خارج میان افتادم یارو 30 سال امریکا زند کرده بعد میاد ایران میره بالا شهر تهران و از جذردن پایین تر نمیاد بعد میگه ایران ربهترین کشور جهانه