هواداران هواداران رئال مادرید خودشان را نجیب‌زاده و اهل دربار اسپانیا می‌دانند. به همین دلیل همه آن‌هایی دل در گروی پرافتخارترین تیم اروپا دارند هم به شکلی اتوکشیده در برنابئو می‌نشیند! به همین دلیل کم‌تر دیده شده پای هولیگان‌ها به این ورزشگاه باز شود؛ هر چند یکی از مخوف‌ترین گروه‌های افراطی هواداری دنیا با گرایش‌های نژادپرستانه در برنابئو حضور دارد؛ اولتراسور. در سوی مقابل لیورپول، عشق بزرگ کارگران و ماهیگیران بندر، یکی ازمتعصب‌ترین گروه‌های هواداری دنیا را دارد. جایگاه «اسپیون کاپ» به عنوان معتصب‌ترین و شلوغ‌ترین جایگاه در تمام استادیوم‌های انگلیس، نام خود را از سربازان کشته شده در دره‌ای در آفریقای‌جنوبی به همین نام وام گرفته است.دوستداران این تیم برخلاف رئال مادرید، تیم محبوب دربار پادشاهی اسپانیا، کم‌ترین میزان وابستگی به پادشاهی انگلیسی را دارند. در بخش‌های اضافه شده سرود تاریخی باشگاه، عبارت «آمده بود تا با پادشاه و کشورش مبارزه کند» به خوبی مکنونات ضد پادشاهی و چپی باشگاه کارگری انگلیس را عیان می‌کند. عقاید جذاب هر باشگاهی عقایدی دارد و در طول تاریخ ثابت شده باشگاه‌های با شالوده کارگری بیش ازتیم‌های متعلق به جامعه اشرافی درگیر ایدئولوژی‌ها و باورهای خاص هستند. اگر مادریدی‌ها میدان سیبلس مادرید را به خاطر خوش یمن بودن در دوران گذشته به محل سنتی جشن‌های خود تبدیل کرده‌اند، لیورپولی‌ها حتی از آرم خودشان هم تلقی‌های بومی دارند. پرنده نقش بسته روی آرم، گونه‌ای یک جا نشین به نام «لیوربرد» است که زادگاهش بندر لیورپول نامیده می‌شود. عاشقان خاص رئال مادرید هوادار خاصی به نام سرخیو نیتوی ۹۴ ساله دارد. مردی که دردو دهه گذشته در بیش‌تر بازی‌های خانگی رئال مادرید حضور داشته و تقریبا تمام برنابئو او را می‌شناسند. نیتو در حال حاضر تنها تماشاگر در قید حیات است که در بازی مشکوک و اسرار آمیز منجر به برتری ۱۱ بریک تیمش در ال‌کلاسیکو مقابل بارسلونا در ورزشگاه حاضر بود. نیتو به شدت اعتقاد دارد هیچ گونه فشاری ازسوی دولتی‌ها، هواداران و داور برای بازنده کردن بارسلونا وجود داشت و نتیجه، ناشی از اختلاف قدرت ۲ تیم بود. در سوی مقابل، یکی از فراموش‌شده‌ترین داستان‌ها در مورد ۹۶ کشته شده حادثه فروریزی جایگاه‌های استادیوم هلیزبوروی شفیلد در نیمه‌نهایی سال ۱۹۸۹ جام حذفی انگلیس بین لیورپول و ناتینگام فارست، نه پسر عموی استیون جرارد بلکه دختر دیوانه ۲۶ ساله لیورپولی به نام «پائولا آن» است. او در اوج جوانی درست چند روز قبل از حادثه در دانشگاهی ناتینگام پذیرفته شده بود اما مصرانه خواهان تماشای بازی لیورپول را می‌خواست و به همین دلیل به جای ناتینگام به شفیلد رفت. تقدیر راه بازگشتی برایش متصور نبود و او به پای عشق قدیمی جان داد. نام پائولا به شکل برجسته‌ای در بین ۹۶ کشته شده لیورپول به چشم می‌خورد.