۱- ساری برخلاف کونته، مورینیو و آنچلوتی مشکلی با صرفا «سرمربی بودن» ندارد و علاقه‌ای به بازار نقل و انتقالات ندارد. او ترجیح می‌دهد وقت اضافی ‌اش را به تمرین با تیمش اختصاص دهد تا اینکه به محاسبات مالی و یا مذاکرات بپردازد. ۲- در حال حاضر ، او بهترین گزینه از نظر برد مدیریتی و مالک باشگاه خواهد بود. با توجه به دغدغه های مالی‌ای که چلسی با آنها دست و پنجه نرم می‌کند، به مربی‌ای نیاز دارد که به جای ناله کردن دائمی در مورد نقل و انتقالات، به کار های مربوط به خودش فکر کند. ۳- یک ایتالیایی دیگر ؛ چلسی مهد ایتالیایی ها در انگلستان است؛ پس از جانفرانکو زولا، جانلوکا ویالی، رانیه‌ری، آنچلوتی و دی متئو او می‌تواند ایتالیایی جدید غرب لندن باشد. ۴- گزینه‌ای فوق العاده، برای هواداران طیف نوجوان تا میانسال. جوان تر ها با نشان دادن نقشه پاس های تیم بعد از بازی به همدیگر خرکیف خواهند شد؛ در عین حال ساری یک مرد از نسل قدیم است، مربی ای که همه فوتبال فن های هم نسلش آرزویش را می‌کنند. آنها قطعا از دیدن درگیری های لفظی آبدار (حتما صحبت های مردسالارانه و هوموفوبیک گونه اش را به یاد دارید) و سیگاری که بر روی لبش است، به وجد می‌آیند و داد میزنند « مربی باید مررررد باشه، نمردیمُ یه مربی درُسُ حسابی‌م دیدیم ! ? » ۵- تغییر فلسفه باشگاه ؛ این همان چیزی که آبراموویچ مدت هاست به دنبالش میگردد. تسلطی بارسلونا گونه. چیزی که تا به حال در چلسی دیده نشده است. ۶- اگر تیم بتواند توانایی غالب کردن خود به حریف را بیاموزد، فرصت درخشش برای ستاره ها، بازی برای جوانان و تحقیر شدنِ حریفان مهیا می‌شود.