بدون شک این فصل لیگ قهرمانان اروپا به دلیل دلبری برخی تیم ها از فصل گذشته جذاب تر بود.
از نمایش دل پذیر تاتنهام مقابل یوونتوس و صدرنشینی اش در گروهی که قهرمان فصل قبل و دورتموند حضور داشتند و دلبری های گلادیاتورهای پایتخت سرزمین چکمه سخن ها به میان رانده شد اما...
تلاش های یک تیم دیده نشد که آن هم تیمی نبود جز تیم اول شهر زادگاه سروانتس، خالق اثر جاودانه ی دون کیشوت.
همه از کامبک قرمزهای رم مقابل بارسلونا گفتند و از دلبری های سفیدپوشان شمال لندن. اما هیچکس ارزش کار سویا را ندید.
کامبک فوق العاده مقابل فینالیست این فصل در جو فوق العاده سانچزپیزخوان؛ حذف تیم قدرتمند منچستریونایتد در تئاتر رویاها ؛ تساوی در جهنم آلیانز آرنا و نمایش قابل قبول در دیدار رفت مقابل قهرمان آلمان؛ آن هم در شرایطی که در وسط جدول لالیگا حضور داشتند.
از داوری هم بی ضرر نبودند اما هیچکس سخن به میان نراند.
نمیدانم ؛ شاید اگر سویا از سرزمین چکمه یا از جزیره ی بریتانیا بود، رسانه ها کمی بیشتر ارزش واقعیش را می دیدند و بیان می کردند. مانند دون کیشوت توهم پهلوانی نداشتند اما مثل پهلوانان جنگیدند.
بی شک ارزش کار سویا اگر بیش از شاگردان پوچتینو و دی فرانچسکو نبوده باشد، قطعا کمتر از آن ها هم نبوده است.
پس می توان به احترام سویا کلاه از سر برداشت و جمله ی ایستاده مرد را هم تقدیمش نمود.