علیرضا هربار که زانو زدی و با دو دستت اسمان را نشان دادی ما با چشمانی پر از غرور تماشایت می کردیم مسیر سختی را انتخاب کرده بود، از نظر هم نسل هایش راهی که می رفت نهایتا به ناکجا آباد ختم می شد و در آخر بعد از چندسال و تمام شدن عمر مفید فوتبالی اش با سر شکستگی باید به ایران می آمدو با هزار منت روی سرش در لیگ خودمان توپ می زد. اما اراده او گوشش را بر روی این حرف ها بسته بود، فقط جلو را نگاه می کرد، آینده همان جایی بود که به آن تعلق داشت... تصمیم های بزرگ آدم های بزرگ میخواهد، بیایید قبول کنیم اولین بار که در خبر ها امد یک فوتبالیست جوان ایرانی با یک تیم هلندی به نام "ان ای سی" قرار داد بسته است حتی برایمان مهم نبود نام این جوانک چیست! خیلی سریع رفتیم سراغ خبر بعدی، مثلا استقلال یا پرسپولیس امروز با ست سفید مشکی وارد هتل میشوند یا مشکی سفید، این ها برایمان مهم تر بود، حتی زمانی که خبر های درخشیدن های یک خط درمیانش را هم می شنیدیم باز هم انقدر ها مهم نبود که توجهمان را جلب بکند. بعد از سپری کردن دوفصل در "ان ای سی" نوبت برداشتن قدم بعدی بود، باز هم روبه جلو! عملکردش توجه مدیران "ای زد الکمار" را جلب کرد، با یک قرار داد پنج ساله به کله پنیری ها پیوست تا ادامه لیست ارزوهایش را در این تیم تیک بزند. خیلی زود شروع کرد، ابتدا جای پایش را در تیم محکم کردو و خودش را به ترکیب اصلی رساند، همه این ها در کنار درخشیدنش در تیم ملی اتفاق می افتاد، از ابتدای این فصل خلق شاهکارش را آغاز کرد، مثل یک تکه جواهر خوش تراش می درخشید، بیستو یک گل زده و دوازده پاس گل، یک فصل رویایی برای علیرضا. او اولین هتریک دوران حرفه ای اش را هم در همین فصل مقابل ویتسه انجام داد تا ورزشگاه آفاکس صحنه درخشیدن فقط یک سوپر استار باشد، آن هم علیرضای ما! جنگیدن برای او هنوز تمام نشده، قطعا همه ی حقش از فوتبال همین ها نیست. شایعات درمورد مقصد بعدی جهانبخش زیاد است، ناپولی، لاتزیو و.... این یک تصمیم بزرگ برای اوست، البته که برای ما فرقی نمیکند، ما فقط میخواهیم که به اسمان اشاره کردن هایت بیشتر شود تا بزرگ شدنت را ببینیم و افتخار کنیم، همه ی ایران در کنار توست، علیرضای دوستداشتنی ما.