وداع با هنر دفاع
۳۳۹ بازدیددوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۲
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
نویسنده : مایکل کاکس ESPN ایران ورزشی
پس از ضیافت گلها در نیمهنهایی لیگ قهرمانان، تماشای دفاع اتلتیکو مادرید برابر آرسنال رضایتبخش بود. اتلتیکو مقابل آرسنال یک بر صفر پیروز شد و در اکثر دقایق بازی، مالکیت توپ و میدان را به آرسنال سپرد اما مدافعان میانی این تیم در عمق دفاع بسیار راحت بودند. دیهگو گودین چند تکل عالی زد و بابت آنها خوشحالی هم کرد و خوسه خیمنس نگذاشت سانترها به مهاجمان آرسنال برسد. روش دفاع اتلتیکو قدیمی به نظر میرسید اما اگر اتلتیکو میتواند چنین دفاعی داشته باشد، چرا بقیه این کار را نمیکنند؟
مهمترین جنبه دیدارهای نیمهنهایی، تعداد گلهای زدهشده تیمها بود. البته برخی از گلها به دلیل خوششانسی بازیکنان و پنالتیهای مشکوک بود اما هر چه باشد این تعداد گل تصادفی نبود. رئال مادرید حمله میکرد. بایرن مونیخ هم همینطور. لیورپول هم همینطور. و البته، رم هم همینطور.
شجاعت رم باعث شد که آنها در بازی رفت در آنفیلد آسیب سختی ببینند اما از سوی دیگر باید به نکته مهمی توجه کرد. رم تیمی از ایتالیا است که ظاهرا آخرین سنگر فوتبال دفاعی و غیرزیبا است. آنها در خانه تیمی بازی میکردند که در ضدحملات فوقالعاده خطرناک است و با تمام وجود حمله میکند. رم تلاش میکرد خط دفاعیاش بسیار جلو باشد و بازی را در نیمه حریف کنترل کند.
تیمهای ایتالیایی در گذشته این کار را در رقابتهای اروپایی انجام نمیدادند اما حالا شاید اوضاع عوض شده باشد. ناپولی احتمالا بهترین فوتبال ایتالیاییها در اروپا را به نمایش گذاشت. آنها در حالی به خانه منچسترسیتی رفتند که تلاش میکردند باز بازی کنند و دو بر یک باختند. یوونتوس که دفاعیترین نماینده ایتالیا بود هم بسیار کمتر از انتظار دفاعی بازی کرد و انعطافپذیر بود. پس حالا ایتالیاییها هم به سراغ فوتبال تهاجمی رفتهاند، کاری که سایر ملتهای اروپایی هم انجام دادهاند. هلند زمانی به دلیل فوتبال تهاجمیاش بسیار ستایش میشد، چرا که فوتبال آنها کاملا متفاوت با دیگر تیمهای اروپایی بود.
اما حالا فوتبال تهاجمی تبدیل به استاندارد اروپا شده است. فوتبال اسپانیا زمانی فیزیکی بود ولی حالا همه به فکر مالکیت توپ هستند. آلمانیها هم به دنبال اقتصادی بازی کردن بودند و حالا به سراغ انرژی و پرس رفتهاند. فوتبال انگلیسی مترادف بود با ارسال توپهای بلند، ولی حالا مربیان مکتب سنتی فوتبال انگلیس در آستانه انقراض هستند. فوتبال فرانسه که در دو دهه گذشته رشد چندانی نداشته، دو نماینده مهم در لیگ قهرمانان داشت، موناکو و پاریسنژرمن که تیمهایی سرعتی با حملات فراوان هستند.
تغییر مهمی رخ داده است. بله، تفکر تاکتیکی در یک دهه گذشته بسیار پیشرفت کرده است. تاکید پپ گواردیولا روی مالکیت توپ و یورگن کلوپ بر گگنپرس (پرس بلافاصله پس از از دست دادن توپ) رایجترین تفکرات بودهاند و این دو مفهوم در لیگ قهرمانان امسال هم بیش از همه به چشم آمدهاند. حالا بسیاری بر این باورند که بهترین روش برای دفاع کردن، آن دفاع سنتی نیست، بلکه نگه داشتن توپ، یا پرس کردن و دور نگه داشتن حریف از محوطه جریمه خودی است.
اما مساله تنها به تاکتیک تیمها در میدان محدود نمیشود و اوضاع فوتبال در خارج از میدان هم در یک دهه گذشته بسیار عوض شده است. فوتبال حالا بیش از هر زمانی، تبدیل به رویدادی برای پخش تلویزیونی و سرگرمی شده، تا رقابت محض. قیمت بلیتها تا حدی بالا رفته که تماشای یک مسابقه فوتبال تفریحی گران شده است. از همه مهمتر، باشگاهها حالا بسیار نگران برندشان هستند. باشگاهها تقریبا تمام توان خود را روی روابط عمومی خوب و بهبود وجهه خود گذاشتهاند، بهویژه برای اینکه طرفداران جدیدی در کشورهای دیگر پیدا کنند.
باشگاهها سخت به دنبال این هستند که سبک بازی تیمشان تبلیغی برای آنها باشد و به این ترتیب هرچه بخواهند، مربی با تفکرات دفاعی نمیخواهند. مربیانی که به دنبال دفاع به روش سنتی هستند دیگر به باشگاههای بزرگ نمیرسند.
زمانی بود که مثلا شنیده میشد مربی رئال مادرید یا آژاکس از سوی طرفداران هو میشود، چون نتیجه میگیرد ولی فوتبالش برخلاف سنت باشگاه، تهاجمی نیست اما حالا این موضوع به همه باشگاهها سرایت کرده است. طرفداران تقریبا همه باشگاهها میگویند که تیمشان تعهد دارد که فوتبال تهاجمی بازی کند. ژوزه مورینیو منچستریونایتد را به رده دوم جدول لیگ برتر رساند، چیزی که انتظارش هم میرفت اما فوتبال دفاعی مورینیو از سوی طرفداران و رسانهها با انتقادات گسترده مواجه شده و تصویری که از فوتبال زیبای منچستریونایتد به نمایش درآمده بود حالا با تردید طرفداران روبهرو است.
اما این احتمالا بزرگترین سوءتفاهم فوتبال مدرن است. منچستریونایتد تحت 25 سال هدایت سر الکس فرگوسن تنها متعهد به پیروزی بود. آنها گاهی تهاجمی بازی میکردند و گاهی تدافعی. آنها به دلیل فوتبال زیبا مشهور نبودند، بلکه به این شهرت داشتند که در شرایط غیرممکن و در حالی که ضعیف بازی میکردند هم نتایج باورنکردنی میگرفتند. برای دو دهه، بزرگترین روایت فوتبال انگلیس این بود: «نشان یک تیم خوب این است که بدون عالی بازی کردن پیروز شود.»
به این ترتیب باید از تیم مورینیو هم تمجید شود اما او را زیر سوال میبرند. اگر فوتبال مورینیو مناسب یونایتد نیست، این ارتباطی با سنتهای باشگاه ندارد و همچنین ربطی به برند منچستریونایتد هم ندارد. اما استانداردها حالا بالا رفته است و تاکتیکها پیشرفتهتر شدهاند. این بهویژه به دلیل فوتبال زیبای تیمهای گواردیولا است اما این ایده رایج که فوتبال دفاعی دیگر در دنیای مدرن جواب نمیدهد کاملا اشتباه است. دو دستاورد مهم پنج سال گذشته، که قهرمانی اتلتیکو مادرید در لالیگا در فصل 14-2013 و قهرمانی لسترسیتی در لیگ برتر در فصل 16-2015 بودند با دفاعی بازی کردن و انتقال سریع از دفاع به حمله به دست آمدند. میانگین مالکیت توپ هر دو تیم کمتر از 50 درصد بود.
با این حال باشگاههای بزرگ به سراغ این سبک بازی نمیروند. تنها تاثیری که این سبک بازی گذاشته این است که مربیان باشگاههای بزرگ بیش از پیش روی مالکیت توپ و پرس کردن تمرکز کردهاند و مقابل سبک فوتبال اتلتیکو گارد گرفتهاند، به جای آنکه از این سبک تقلید کنند.
اوضاع در آرسنال بهویژه بسیار جالب است. آخرین رقیب آرسن ونگر در ورزشگاه امارات تیم برنلی بود که در شرایطی پا به این ورزشگاه گذاشت که پیش از بازی، تنها سه امتیاز کمتر از آرسنال داشت. این در حالی است که مجموع دستمزد بازیکنان این تیم یکهفتم دستمزد بازیکنان آرسنال است. اگر تیم شان دایچ تهاجمی بازی میکرد، بیتردید از او بهعنوان گزینه جانشینی آرسن ونگر نام برده میشد اما برنلی هجومی بازی نمیکند. در واقع پایینترین نرخ پاس صحیح در لیگ برتر متعلق به آنهاست و به این ترتیب نام دایچ در میان 20 نامزد جانشینی ونگر هم دیده نمیشود.
دایچ البته تاکید دارد در صورتی که به تیم بزرگتری برود، فوتبال جذابتری را به نمایش خواهد گذاشت اما هیات مدیره آرسنال به دنبال فردی هستند که نشان داده باشد فوتبال جذابی از تیم به نمایش میگذارد، تا کسی که فقط ادعایش را کرده است. به خدمت گرفتن دایچ ریسک بزرگی برای برند آرسنال است و سران باشگاه حاضر به پذیرش
این ریسک نیستند. جالب آنکه برنلی با دایچ در بدترین حالت در لیگ هفتم خواهد شد، یعنی رتبهای بالاتر از ساوتهمپتون با موریسیو پوچتینو (هشتم)، سوانزی با برندان راجرز (یازدهم)، و ویگان با روبرتو مارتینس (هجدهم)؛ در حالی که این سه مربی پس از کسب این رتبهها به ترتیب هدایت تاتنهام، لیورپول و اورتون را به عهده گرفتند. مساله این نیست که سبک بازی دایچ با بازیکنان تیمهای دیگر سازگار نیست، بلکه بحث بر سر برند باشگاه است. حتی تصور اینکه دیهگو سیمئونه گزینه مربیگری چند تیم بزرگ اروپا باشد هم دور از ذهن است، هرچند که دستاوردهای او در هفت سال گذشته، با وجود منابع محدود، قابل قیاس با گواردیولا و کلوپ بوده است. سیمئونه خوشاقبال است که سران اتلتیکو مادرید دوست دارند تیمشان همچنان برند شگفتیساز را داشته باشد و خوشحالند که به این ترتیب با خرجهای گزاف رئال، رقیب همشهریشان رقابت میکنند.
اما این روزها، اکثر باشگاهها به دنبال این هستند که چیزی فراتر از شگفتیساز باشند. همه دوست دارند حمله کنند و تماشاگران را سرگرم کنند. نتیجه میشود همین نیمهنهایی لیگ قهرمانان که در آن در چهار بازی 20 گل به ثمر رسید و ناراحتی از اینکه باشگاههای بزرگ دفاع کردن بلد نیستند. مساله این نیست که آنها نمیتوانند دفاع کنند، بلکه این است که نمیخواهند دفاع کنند.


