تیم ملی در روسیه شاید در هیچ پستی به اندازه ی خط دروازه آسیب پذیر نباشد. تنها کافی است عملکرد بیرانوند را در 2 سال گذشته مرور کنیم تا وضعیت بحرانی دروازه ی تیم ملی خطرمان را پریشان سازد. گرچه بیرانوند بیشترین کلین شیت ها را داشته اما قطعا کمترین سیوها را داشته است. معیار کلین شیت به تنهایی هیچ اهمیتی ندارد. با کلین شیت ابدا نمی توان توانایی یک دروازه بان را ارزیابی کرد. کلین شیت عملکرد دفاعی یک تیم را نشان می دهد و ربطی به سنجش عملکرد دروازه بان ندارد. مهم ترین معیار سنجش توانایی یک دروازه بان تعداد سیوهای اوست. در این زمینه بیرانوند بدترین وضعیت ممکن را دارد. در مقابل رشید مظاهری در این سالها بهترین آمار سیو را دارد و سوال بزرگ اینجاست که چرا در این سالها به رشید مظاهری فرصتی در دروازه تیم ملی داده نشده. من هرگز بازی ای را به خاطر ندارم که بیرانوند به اصطلاح آن را درآورده باشد. بیرانوند هرگز نتوانسته در قامت یک منجی برای پرسپولیس عمل کند چه بسا رادوشویچ، به رغم حضور کوتاه مدت خود در دروازه ی پرسپولیس، مطمئن تر نشان داده است. تنها حسن بیرانوند پرتابهای بلند دست آن است در مقابل معایب بسیاری که دارد. خروج های متزلزل و ضعیف، خوردن گل های فراوان از زوایای موافق، عکس العمل کند در برابر شوت ها در همه ی این آیتم ها مظاهری و حتی حسینی با فاصله از بیرانوند بهتر هستند. سوال بزرگ من اینجاست که چطور کیروش بر انتخاب بیرانوند اصرار دارد؟ کیروش مربی بسیار باهوشی است اما من هرگز دلیل اصرار او بر حضور بیرانوند در دروازه ی تیم ملی را در نیافتم. علاوه بر همه ی اینها بیرانوند شخصیت ایستادن در دروازه ی تیم ملی در جام جهانی را ندارد. در ظاهر بیرانوند کوچک ترین اثری از شخصیت ملی نیست. با همه ی اینها سوال بزرگ همچنان باقی است، کیروش در بیرانوند چه دیده که متعصب ترین هوادارهای پرسپولیس نیز ندیده اند؟