FCBayern.ir-سخنی با هوادار، حرفی برای من و تو، طرفداران دو آتیشه آلمان و بایرن‌مونیخ، صحبت های که تنها ما می‌توانیم بفهمیم و از لابه‌لای آن خاطراتمان زنده شود و تلخی و شکوه آن را به یادآوریم نام‌ها و گذشته‌ای که بیش از معرفی و تاریخ برایمان معنا دارد در آنجا که آندریاس مولر آخرین پنالتی را به دروازه انگلیس می‌دوزد و فریاد کنان فینال یورو 96 را نوید می‌دهد و پس آن بیرهوف با ضربه سحر آمیز و جام در دست کلینزمن، اینها برای ماست یاد‌هایی که در خاطرمان نقش بسته است، این سطور تحلیل ورزشی و یا نقد بازی نیست تنها حرف‌هایی است از جنس خاص برای هوادران خاص تیتری که پس از هر ناکامی در ذهنم نقش می‌بست: «همیشه قهرمان» ولی پس از باخت بد بایرن نمی‌دانم که دوباره می‌شود گفت: " همیشه قهرمان"، آری خیلی سخت است که پس از رفتن هاینکس کبیر به تیم گواردیولا دل بست ، به یاد دارم حدود 1 بامداد با استرس عجیب در سایت یوفا تنها با ترس خواستم نتیجه را ببینم ... فراتر از باور .. 4 بر صفر، بارسلونا تمام شده بود و بازی برگشت ... ، همه چیز بیش از انتظار عالی بود هنوز خیلی‌ها حرف بوفون را به یاد دارند « می‌دانستیم بایرن قوی است ولی باور نداشتیم تا بدین اندازه» ، به هر حال هاینکس پیرمرد جاودان رفته و گویی با خود بخشی از غرور بایرن را هم برده، بایرن نباخت ویران شد و بدتر از آن به مانند یک آلمانی شکست را نپذیرفت، شاید این صحنه را به مرور در رویداد‌های ورزشی دیده باشید ، نیمه‌نهایی جام 1982 آلمان و فرانسه بازی که در وقت اضافه ژرمن‌ها 2 گل عقب افتادند و ملی‌پوشان آلمان استوک‌هایشون را از پا می‌کندند و پس از آن فرانسه را قهرمانانه از پای در ‌آوردند، ولی بایرن، خیلی زود شکست و این چیزی نبود که بشود آن را قبول کرد... اما باز هم می‌شود گفت: همیشه قهرمان، می‌شود به این تیم دل بست و شوکت یک بایرن بزرگ را از آن انتظار داشت، بگذاریم صادق باشیم و رک و راست حقیقت را بپذیرم، آمار و ارقام و عکس‌ زمین فوتبال با خط و عدد و هر مقایسه‌‌ای را فراموش کنید، بایرن هاینکس جادویی بود، نقطه عطفی نه در تاریخ فوتبال آلمان که در جهان بود، بایرن هاینکس اوج یک فوتبال ناب و پدیده‌ای برای آینده، متاسفانه این چیزی نبود که بتوان آن را در زمان طولانی نگه داشت، یوپ بزرگ برای زمین سبز، استاندارد جدید تعریف کرد و چند نمره به اوج کیفیت بازی افزود موردی که هر ساله نباید انتظار داشت، ساده است کمی واقع‌بین باشیم، بیش از 26 سال از قهرمانی آرژانتین (86) می‌گذرد ولی تصور نزدیک شدن به آرژانتین مارادونا سخت است چه برسد به تکرارش، برای بایرن هم همینگونه است، استدلال اینکه نقطه اوج را می‌شود تا چند فصل حفظ کرد درست نیست دست کم برای مردان یوپ هانکس سازگار نیست آنها به قله‌ای رسیدند که فتحی دوباره برای آن نیست ... به نظر من اینگونه خیلی بهتر است، بگذاریم آنها دور و دورتر شوند تا جایی که فقط در یک افسانه بشود باور کرد .. "یوپ کبیر و 11 سلحشور"، عنوانی برای تاریخ اسطوره‌ای، فصل هاینکس را از تاریخ جدا کنیم و در کنار بایرن بکن‌بائر و گرد مولر بگذاریم.. جایگاه اصلی آنها در آنجاست نه فصل قبل، کمی بزرگتر بیاندیشیم زمان را درهم بپیچیم و سریع مرور کنیم، سالها خواهد گذشت و این روز‌ها را به زحمت می‌توان از میان تقویم یافت در آن وقت درخشش بایرن فاتح ویبلی به قدری است که چند سال را روشن می‌کند... آری باید اینها را بگذاریم و یقین بیابیم که می‌شود با خاطرات آنها زندگی کرد .. آینده نزدیکتر از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم به زودی برمی‌گردیم و اینبار با جامی در دست و حریفان درهم کوبیده شده، قهرمانی خصلت ذاتی ماست، همیشه قهرمان