پس از جنگ جهانی دوم و آزمایش اتمی شوروی موجی از خطر آمریکا را فرا گرفت. جوزف مک کارتی سناتور ایالت ویسکانسین پرچمدار مبارزه با نفوذ کمونیست ها در لایه های مختلف جامعه آمریکا شد. دورانی که که به دوران سیاه "مک کارتیسم" معروف است. در این دوره کارمندان دولت، کسانی که در صنایع سرگرمی مانند هالیوود کار میکردند ، اساتید دانشگاه ها و فعالان اتحادیه ها مورد بررسی و تفحص قرار میگرفتند. در این دوره سوء ظن ها را برغم کافی نبودن مدارک معتبر می دانستند و تهدید افراد چپ گرا را به طور اغراق آمیزی بزرگ جلوه می دادند.در این دوره عده بسیاری از مردم شغل خود را از دست دادند و زندگی حرفه ای شان نابود شد.
افراد مظنون مقابل یک کمیته "تفتیش عقاید" قرار می گرفتند و مقابل این سوال قرار می گرفتند : آیا شما قبلا عضو یک گروه کمونیست بوده اید یا در حال حاضر عضو یک گروه کمونیست هستید؟. افرادی که با شما در جلسات حزب کمونیست آمریکا شرکت می کردند را معرفی کنید؟!.
از هالیوود 19 نفر مقابل کمیته "تفتیش عقاید" قرار گرفتند. 10 نفر از آنها حاضر نشدند با کمیته همکاری کنند و دوستان و عقاید آنها را لو بدهند. این 10 نفر که به "10 هالیوودی" معروف شدند عبارت بودند از آلوا بسی (سناریست)، هربرت بایبرمن (سناریست)، لستر کول (سناریست)، رینگ لاردنر (سناریست)، جان هاوارد لاوسون (سناریست)، آلبرت مالتز (سناریست)، ساموئل امیتز (سناریست)، آدرین اسکات (تهیه کننده)، ادوارد دیمیتریک (کارگردان) و بالاخره دالتون ترومبو (سناریست).
معروف ترین و با استعدادترین عضو این گروه دلتون ترومبوی نویسنده بود. او تا آن زمان فیلمنامه های معروفی چون " سی ثانیه بر فراز توکیو" را نوشته بود. اما با حکم دادگاه به زندان رفت و سپس به تبعیدی خودخواسته راهی مکزیک شد. در آنجا با نام مستعار "رابرت ریچ" چند فیلمنامه نوشت که در سال 1957 فیلمنامه "کودکان قهرمان" او با همان نام "ریچ" اسکار گرفت!.
در اواخر دهه 50 میلادی و با پایان دوران مک کارتیسم آرام آرام به هالیوود بازگشت و فیلمنامه های معروف دیگری چون اسپارتاکوس – تعطیلات رمی – اکسدوس – آخرین قطار گان هیل – سوارکاران و پاپیون را نوشت. او به نماد مبارزه با سانسور و تفتیش عقاید تبدیل شد.
پ ن : یکی از کسانی که مقابل کمیته مک کارتی قرار گرفت "الیا کازان" کارگردان سرشناس بود . او نه تنها بدون مقاومت به همه چیز اعتراف کرد بلکه همه دوستان سابق خود را لو داد! و در هالیوود باقی ماند. او بلافاصله فیلم معروف خود "در بارانداز" را در ستایش آدم فروشی (!) ساخت. در سال ۱۹۹۹ زمانی که میخواستند اسکار دستاورد عمر را به کازان بدهند، تظاهراتی بیرون ازمحل مراسم علیه اهدای جایزه به یک خائن در جریان بود و وقتی کازان وارد شد افراد کمی به احترام او برخاستند.