مجید جلالی را همه میشناسند. کارشناسی های او در برنامه های ورزشی نامش را بر سر زبان ها انداخت. وی نخستین کسی بود که با لپ تاپ و کلی اطلاعات فنی گاه عباراتی دهان پر کن و جذاب را در صفحه ی تلویزیون ادا می کرد. روزگاری که نماد مربی گری در ایران علی پروین بود جلالی جوان از فوتبال فردا و ایده ها برای بازی سخن می گفت.
از آن روزها سالها می گذرد، جلالی از این تیم به تیم دیگری رفت. گاه برای گریز از سقوط می جنگید گاه برای کسب سهمیه. اما نه سقوط می کرد نه سهمیه ای کسب می کرد نه جامی می آورد.
رفته رفته شمار مربی هایی مانند جلالی فزونی گرفت، فراز کمالوند، اکبر میثاقیان، منصور ابراهیم زاده، سیروس پورموسوی، صمد مرفاوی، پرویز مظلومی، و با کمی تسامح عبدالله ویسی، و این اواخر افاضلی، حمید درخشان، علی منصوریان، حمید استیلی، علی کریمی و بسیاری دیگر. فارغ از نتیجه همه ی اینها و بسیاری دیگر مربی های کاملا متوسط و حتی ضعیفی هستند. وضعیت فوتبال ما برآمده از فعالیت چندین ساله همین مربی هاست.
این دسته از مربی ها وجه مشترکی دارند: هیچ یک در سطح آسیا حرفی برای گفتن ندارند. همگی از فوتبال امروز آسیا (بی خیال اروپا) فرسنگ ها عقب هستند. جالب اینجاست که همگی سالهاست که از یک تیم به تیم دیگری می روند. حتی شخصیت کارزماتیکی مثل علی دایی نیز مربی کاملا متوسطی است.
تمام توان مربی های متوسط همین است. روش بازی شان نیز خلاصه می شود به درگیری فیزیکی و درگیری فیزیکی. نه علم بدن سازی دارند، نه بلدند خوب تمرین بدهند.
بازی های تیم ملی در زمان علی دایی را به خاطر آورید: کسل کننده، بازنده.
معلوم نیست تا چه زمانی چرخه مربی های ما باید همین ها باشند. تا کی هر سال باید اینها را در یکی از نیمکت های تیمهای لیگ برتر ببینیم.
آیا اصلا می توانید تصور کنید روزی هیچ یک از افراد نام برده بتوانند با تیم ملی یا باشگاهی خود در آسیا عرض اندام کنند؟ مقصر البته همیشه چیز دیگری است: بازیکن، باشگاه، داور، زمین بازی. از فراز کمالوند گرفته تا علی دایی استاد بهانه آوردن و شلوغ بازی هستند.
مربی های متوسط لیگ متوسط و بازیکن های متوسط خلق می کنند. مدیران نیز عاشق مربی های متوسط هستند چون متوسط بودن ریسک بسیار پایینی دارد. باشگاه سایپا یا پیکا همین که در نیمه بالای جدول لیگ باشند از همه چیز راضی هستند. ذره ای بلندپروازی در این باشگاهها وجود ندارد. تاریخ نشان داده این دسته از مربی ها آنقدر هستند تا پیر شوند. نمونه هایی مثل محمود یاوری، بیژن ذوالفقار نسب و دیگران تنها به خاطر کهلولت سن کنار گذاشته شده اند. گرچه اگر همین حالا نیز تیمی به آنها تعارف بزنید با کله می آیند.
آقایان متوسط آیا وقت آن نرسیده که یا خود را بالا بکشید یا کنار بکشید؟ مدیران متوسط آیا وقت خطر کردن فرانرسیده، آیا وقت دمیدن خون تازه به رگهای این فوتبال نرسیده؟