طرفداری - اگر بخواهیم قهرمانی های نامتناهی یوونتوس در سری آ را از لحاظ حجم لذتی که برای هوادارانش به همراه داشته رتبه بندی کنیم، احتمالا اولین قهرمانی با آنتونیو کونته پس از کالچوپولی به راحتی می تواند در صدر جدول رده بندی قرار گیرد. قهرمانی که احتمالا تا ابد برای هوادارانی که آن شب تاریخی را لمس کردند، همیشه در صدر باقی بماند. با این حال عنوانی که شب گذشته به دست آمد دست کم در بین هفت قهرمانی اخیر پس از اولین قهرمانی کونته، می تواند در رتبه دوم قرار گیرد(با احترام به قهرمانی که رودی گارسیا در آن ویالون زد). اما چرا قهرمانی در ایتالیا تا این اندازه برای هواداران بومی یوونتوس و مجموعه این باشگاه حائز اهمیت است؟ این مسئله ریشه تاریخی و فرهنگی دارد.

پیش از این در مطالب مختلف از اهمیت متفاوت و ریشه ایِ قهرمانی در ایتالیا برای یوونتوس صحبت کرده بودم. مطالعه این باشگاه همواره از جذاب ترین موضوعات برایم در فوتبال بوده است. خاطرم هست که 12 سال پیش پس از اعلام رای نهایی کالچوپولی با یکی از دوستانم در تورین که از هواداران سرسخت یوونتوس محسوب می شود، مشغول نوشتن گزارشی میدانی از وضعیت این شهر پس از اعلام رای نهایی دادگاه برای یک از رسانه های فارسی زبان بودم. ساعت های زیادی با او گفت و گو کردم و در تک تک صحبت هایش احساس "بودن یا نبودن" که همواره میان طرفداران فوتبال در این کشور نسبت به یوونتوس وجود داشته را لمس کردم. یعنی اینکه طرفداران فوتبال در ایتالیا فارغ از علاقه ای که به تیم های خود دارند به دو دسته تقسیم می شوند: یا طرفدار یوونتوس هستند یا اینکه از این تیم متنفرند. تمامی نظر سنجی هایی که طی سالیان متعدد صورت گرفته یوونتوس را همچنان پر طرفدارترین تیم ایتالیا در این کشور با اختلافی قابل توجه معرفی کرده است. چه نظر سنجی که سال 2008 موسسه  Nielsen انجام داد و در آن یوونتوس با بیش از 10 میلیون هوادار با اقتدار در صدر جدول ایستاده بود چه نظر سنجی اخیری که در سال 2015 موسسه Coop منتشر کرد و در آن 35 درصد مردم ایتالیا خود را هوادار یوونتوس معرفی کردند تا باز هم این تیم پر هوادارترین تیم کشور ایتالیا باشد.

نکته کلیدی دیگری که این بین وجود دارد مربوط به آن روی سکه ماجرا می شود. جایی که می بینیم یوونتوس علی رغم اینکه با اختلاف پرهوادارترین تیم ایتالیا به شمار می آید، در عین حال عنوان منفورترین تیم را نیز یدک می کشد. نظرسنجی موسسه Coop در همان سال می گوید که که 43 درصد هواداران فوتبال در ایتالیا اعلام کرده اند که از یوونتوس بیش ترین تنفر را دارند که این مسئله به خوبی همان احساس "بودن یا نبودن" را در ایتالیا پیرامون یوونتوس بیان می کند. برای اینکه این مسئله را لمس کنید حتی به این آمارها نیز احتیاجی نیست. شما کافی است یک بار به طور دقیق بازی های خارج از خانه یوونتوس را با دیگر تیم های بزرگ ایتالیا همچون اینتر یا میلان مقایسه کنید. به عنوان مثال هیجان، انرژی و جوی که در دیدار خارج از خانه یوونتوس مقابل بولونیا هواداران حریف در استادیوم ایجاد می کنند به هیچ عنوان قابل مقایسه با زمانی نیست که بولونیا قرار است میزبان میلان یا اینتر باشد. "بودن یا نبودن"، مهم ترین احساسی است که در ایتالیا پیرامون فوتبال وجود دارد.

این فصل نیز جو فوتبال ایتالیا با توجه به شرایطی که در جدول به وجود آمده بود، بار دیگر یوونتوس و هوادارانش را در ایتالیا مقابل سایر هواداران قرار داد. ضربه سر کولیبالی در دقیقه 90 تنها یک ضربه سر معمولی  روی یک کرنر نبود، بلکه تبدیل به نمادی شد که قرار بود سرانجام پس از 6 سال یوونتوس را از تخت پادشاهی فوتبال ایتالیا به زیر بکشد. کوریره دلو اسپورت بهترین وصف ممکن را از آن ضربه سر داشت:"ضربه سری که می تواند آغازگر کودتای اسکودتو علیه یوونتوس باشد." بله، کودتا شکل گرفته بود تا بار دیگر اسکودتو تبدیل به مهم ترین جام دنیا برای یوونتوس شود. البته اسکودتو با توجه به شرایطی که گفتیم همواره خط قرمز یوونتوس بوده و خواهد بود اما قدرت بیش از اندازه این تیم باعث شده بود تا عدم نزدیک شدن تیمی برای به چالش کشیدن یوونتوس، مانع از بروز اهمیت آن طی چند سال گذشته شود. اما وقتی ابرها کنار رفتند و ناپولی خودنمایی کرد و توانست یوونتوس را به چالش بکشد، باز هم مشخص شد که اسکودتو با توجه به جوی که در فوتبال ایتالیا وجود دارد تا چه اندازه می تواند برای یوونتوس حیاتی باشد.

پس از ضربه سر کولیبالی و به زمین افتادن پدربزرگ 100 ساله اهل ناپل و فریادهایش، اگر کسی می توانست ادعا کند که یوونتوس علی رغم دو بازی خارج از خانه مقابل اینتر و رم می تواند یک هفته مانده به پایان قهرمانی اش را قطعی کند، احتمالا به علت عدم تعادل جدی گرفته نمی شد، اما این مساله در عمل اتفاق افتاد تا یوونتوس در جهنمی ترین حالت فوتبال ایتالیا طی 6 سال اخیر و در شرایطی که افکار عمومی در این کشور آماده سقوط تخت پادشاهی اش شده بود، بار دیگر اسکودتو را به دست بیاورد. جی جی بوفون هفته آینده در کمال شکوه و عظمت بار دیگر اسکودتو را در آلیانتس بالای سر خواهد برد(احتمالا برای آخرین بار) تا ثابت شود بانوی پیر حتی اگر در 200 سال آینده نیز لیگ قهرمانان را نبرد و در فینال ها بازنده باشد، باز هم چیزی نمی تواند از شیرینی و لذت اسکودتو برای طرفدارانی که از نزدیک در ایتالیا با یوونتوس زندگی می کنند، کم کند.